۱۰ جزئیات مخفی شگفتانگیز در فیلمهای کریستوفر نولان که شاید هرگز متوجه آنها نشده باشید

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| با نزدیک شدن به اکران فیلم موردانتظار «ادیسه» (The Odyssey)، بار دیگر نام کریستوفر نولان بر سر زبانها افتاده است. فیلمسازی که طی نزدیک به سه دهه فعالیت، با روایتهای پیچیده، بازی با زمان و ساختارهای داستانی چندلایه، جایگاه ویژهای در سینمای مدرن پیدا کرده است. اما آنچه آثار برنده اسکار را از بسیاری از بلاکباسترهای هالیوود متمایز میکند، جزئیات پنهانی است که تنها با چند بار تماشا خود را نشان میدهند.
در ادامه با ۱۰ مورد از هوشمندانهترین این جزئیات آشنا میشویم.
۱۰. «تنت»؛ لوگوهای قرمز و آبی راز حرکت زمان را فاش میکنند

یکی از نخستین سرنخهای فیلم «تنت» (Tenet) حتی پیش از آغاز داستان نمایش داده میشود. لوگوی استودیوی برادران وارنر در ابتدای فیلم برخلاف حالت معمول، به رنگ قرمز دیده میشود و در پایان، لوگوی شرکت Syncopy با رنگ آبی روی پرده ظاهر میشود.
این انتخاب کاملاً حسابشده است. نولان در سکانس اتاق (Turnstile) از رنگ قرمز برای نمایش حرکت رو به جلوی زمان و از رنگ آبی برای نمایش حرکت معکوس زمان استفاده میکند. بنابراین، لوگوی قرمز آغاز فیلم و لوگوی آبی پایان آن، استعارهای از سفر زمانی شخصیتها در طول روایت هستند.
۹. «یادگاری»؛ تفاوتی کوچک در دستخط لئونارد

لئونارد در سراسر فیلم «یادگاری» (Memento) یادداشتهایش را با حروف چاپی مینویسد تا بتواند اطلاعات را با وجود فراموشی کوتاهمدتش به خاطر بسپارد.
اما تنها یک بار این قانون شکسته میشود؛ زمانی که تدی از او میخواهد جمله «به او اعتماد نکن» را درباره ناتالی یادداشت کند. لئونارد این بار بهجای حروف چاپی از دستخط پیوسته استفاده میکند.
بسیاری معتقدند این تغییر ظریف نشان میدهد که لئونارد در ناخودآگاه خود تمایلی به پذیرفتن هشدار تدی نداشته و نمیخواسته باور کند که ناتالی قابل اعتماد نیست.
۸. «تلقین»؛ نام شخصیتها یک پیام مخفی میسازند

یکی از جالبترین جزئیات «تلقین» (Inception) در نام شخصیتهای اصلی پنهان شده است.
اگر حرف اول نام شخصیتهای Dom، Robert، Eames، Arthur، Mal، Saito، Peter، Ariadne و Yusuf را کنار هم قرار دهید، عبارت DREAMS PAY شکل میگیرد.
این عبارت به حرفه شخصیتهای اصلی اشاره دارد؛ گروهی که با نفوذ به رؤیاهای دیگران، از این راه کسب درآمد میکنند.
۷. «بتمن آغاز میکند»؛ اشارهای هوشمندانه به جوکر

در پایان فیلم «بتمن آغاز میکند» (Batman Begins)، جیم گوردون بستهای از مدارک را به بتمن تحویل میدهد که در آن یک کارت بازی متعلق به فردی با نام J. Kerr دیده میشود.
در نگاه اول این نام بیاهمیت به نظر میرسد، اما اگر آن را با تلفظ انگلیسی بخوانید، صدایی بسیار شبیه Joe Kerr خواهد داشت؛ نامی که تلفظ آن با Joker یکسان است.
به این ترتیب، نولان حتی پیش از ساخت «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight)، حضور جوکر را به شکلی هوشمندانه پیشبینی کرده بود.
۶. «اوپنهایمر»؛ دستی که شاید هرگز ندیده باشید

یکی از بحثبرانگیزترین جزئیات «اوپنهایمر» (Oppenheimer) در صحنه مرگ جین تتلاک دیده میشود.
در فیلم، او در وان حمام غرق شده است؛ اما اگر با دقت نگاه کنید، برای کسری از ثانیه دستی با دستکش سیاه دیده میشود که سر او را به زیر آب فشار میدهد.
این تصویر دو برداشت متفاوت را ایجاد میکند. از یک سو، میتواند تجسم احساس گناه رابرت اوپنهایمر نسبت به مرگ تتلاک باشد و از سوی دیگر، به یکی از نظریههای قدیمی اشاره کند که مدعی است تتلاک خودکشی نکرده، بلکه بهدلیل ارتباطش با حزب کمونیست به قتل رسیده است.
۵. «تنت»؛ راز مربع ساتور (Sator Square)

یکی از پیچیدهترین ارجاعات فیلم «تنت» (Tenet) به «مربع ساتور» (Sator Square) بازمیگردد؛ یک پالیندروم لاتین باستانی که قدمت آن احتمالاً به دوران امپراتوری روم میرسد.
نولان تقریباً تمام واژههای این مربع اسرارآمیز را وارد داستان فیلم کرده است:
Sator نام خانوادگی شخصیت منفی فیلم، آندری ساتور است.
Arepo نام جاعل ناشناسی است که نقاشیهای جعلی گویا را برای باجگیری از کت تهیه میکند.
Tenet نام سازمانی است که قهرمان داستان پایهگذاری میکند و خود این واژه نیز یک پالیندروم محسوب میشود.
Opera به محل وقوع سکانس افتتاحیه فیلم اشاره دارد.
Rotas نیز نام شرکت امنیتی محافظ انبار آزاد (Freeport) است.
این ارجاع تاریخی، نمونهای از علاقه همیشگی نولان به رمزگذاری مفاهیم در دل روایتهایش است.
۴. «تلقین»؛ حلقه ازدواج، توتم واقعی کاب است؟

در فیلم «تلقین» (Inception)، همه نگاهها معمولاً به فرفره مشهور کاب معطوف میشود؛ اما بسیاری از طرفداران معتقدند توتم واقعی او چیز دیگری است.
در تمام صحنههایی که کاب در دنیای رؤیا حضور دارد، حلقه ازدواجش را به دست دارد؛ اما هر زمان که در دنیای واقعی قرار میگیرد، این حلقه ناپدید میشود.
از آنجا که فرفره در اصل متعلق به همسرش، مال، بوده است، این نظریه مطرح میشود که حلقه ازدواج، توتم شخصی کاب است. حضور حلقه در رؤیاها نشان میدهد ذهن او هنوز همسرش را زنده میپندارد، در حالیکه نبود آن در واقعیت به معنای پذیرفتن مرگ مال است.
اگر این برداشت درست باشد، پایان مبهم فیلم نیز پاسخ روشنی پیدا میکند؛ زیرا هنگام بازگشت کاب به خانه و در آغوش گرفتن فرزندانش، دست چپ او بدون حلقه دیده میشود و این موضوع نشان میدهد که او واقعاً به دنیای واقعی بازگشته است.
۳. «یادگاری»؛ نولان پایان داستان را از همان ابتدا لو داده بود

یکی از هوشمندانهترین ترفندهای نولان در «یادگاری» تنها برای چند فریم روی پرده ظاهر میشود.
پیش از آنکه فیلم فاش کند لئونارد در حقیقت همان «سمی جنکیس» است، نولان در صحنهای داخل آسایشگاه روانی، برای لحظهای بسیار کوتاه جای این دو شخصیت را با یکدیگر عوض میکند.
اگر دقیق نگاه کنید، درست پس از عبور یکی از کارکنان آسایشگاه، ناگهان لئونارد را روی همان صندلی سمی میبینید؛ آن هم با همان لباس.
این تصویر آنقدر کوتاه است که اغلب بینندگان متوجه آن نمیشوند، اما نولان سالها قبل از آشکار شدن حقیقت، پایان داستان را مقابل چشمان مخاطب قرار داده بود.
۲. «پرستیژ»؛ ساختار کل فیلم همان شعبدهای است که دربارهاش صحبت میکند

فیلم «پرستیژ» (The Prestige) شاید کمتر از دیگر آثار نولان مورد توجه قرار گرفته باشد، اما یکی از درخشانترین ایدههای او را در خود جای داده است.
در ابتدای فیلم، شخصیت کاتر با بازی مایکل کین توضیح میدهد که هر شعبده از سه مرحله تشکیل شده است:
The Pledge (تعهد): نمایش یک چیز کاملاً معمولی.
The Turn (چرخش): تبدیل آن چیز معمولی به اتفاقی غیرممکن.
The Prestige (پرستیژ): بازگرداندن دوباره همان چیز به شکلی که تماشاگر را شگفتزده کند.
نکته جالب اینجاست که کل ساختار روایت فیلم نیز دقیقاً بر همین سه مرحله بنا شده است.
پرده اول، شخصیتها و رقابت آنها را معرفی میکند؛ پرده دوم همهچیز را به سمت اتفاقات خارقالعاده میبرد و پرده سوم با آشکار شدن راز برادر دوقلوی بوردن و فداکاریهای انجیر، تمام قطعات پازل را کنار هم قرار میدهد.
به بیان دیگر، خود فیلم نیز مانند یک شعبده بزرگ عمل میکند.
۱. «میانستارهای»؛ هر صدای تیکتاک معادل یک روز روی زمین است

صدرنشین این فهرست به یکی از مشهورترین و در عین حال دردناکترین جزئیات پنهان آثار نولان اختصاص دارد.
در سیاره میلر در فیلم «میانستارهای» (Interstellar)، هر یک ساعت برابر با حدود هفت سال زمان روی زمین است.
هانس زیمر در موسیقی این سکانس، هر ۱٫۲۵ ثانیه یک صدای تیکتاک قرار داده است؛ جزئیاتی که بسیاری از مخاطبان در نخستین تماشا متوجه آن نمیشوند.
اما معنای این صدا تکاندهنده است: هر تیکتاک، معادل گذشت یک روز کامل روی زمین است.
به همین دلیل، موسیقی این سکانس علاوه بر ایجاد اضطراب، به شکلی نامحسوس یادآوری میکند که با هر لحظه تعلل شخصیتها، روزهای بیشتری از زندگی عزیزانشان روی زمین سپری میشود.
این ترکیب خلاقانه موسیقی، روایت و علم، یکی از بهترین نمونههای دقت وسواسگونه کریستوفر نولان در طراحی آثارش به شمار میرود و نشان میدهد چرا فیلمهای او حتی پس از چندین بار تماشا، همچنان رازهای تازهای برای کشف دارند.
کلام آخر
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد فیلمهای کریستوفر نولان این است که هر بار تماشای دوباره آنها، تجربهای تازه برای مخاطب رقم میزند. از نمادهای پنهان در «تنت» و «تلقین» گرفته تا سرنخهای چندفریمی «یادگاری» و استفاده خلاقانه از موسیقی در «میانستارهای»، همه این جزئیات نشان میدهند که نولان هیچ عنصری را بدون دلیل در فیلمهایش قرار نمیدهد.
شاید به همین دلیل است که با نزدیک شدن به اکران «ادیسه»، بسیاری از طرفداران بار دیگر به سراغ آثار گذشته این فیلمساز رفتهاند؛ آثاری که هنوز هم پس از سالها، رازهای تازهای برای کشف دارند.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.