جستجو در سایت

1405/08/09 14:00

نقد نمایش «شاخ بی‌سر»؛ وقتی خاطره بعد از مرگ ادامه پیدا می‌کند

نقد نمایش «شاخ بی‌سر»؛ وقتی خاطره بعد از مرگ ادامه پیدا می‌کند
نمایش «شاخ بی‌سر» بیش از آن‌که بخواهد داستانی سرراست تعریف کند، تماشاگر را وارد جهانی کابوس‌وار و سوررئالیستی می‌کند.

اختصاصی سلام سینما؛ سعید زمانیان*| «شاخ بی‌سر» محمد برهمنی که این شب ها در کاخ هنر در حال اجراست، بیش از آن‌که بخواهد داستانی سرراست تعریف کند، تماشاگر را وارد جهانی کابوس‌وار و سوررئالیستی می‌کند؛ جهانی که در آن مرز میان واقعیت، خاطره، مرگ و خیال مدام جابه‌جا می‌شود. آدم‌هایی که انگار از دل یک حافظه‌ی زخمی بیرون آمده‌اند، در فضایی نامتعین و برزخ وار گرفتار گذشته‌ای هستند که نمی‌خواهد تمام شود. همین ایده، پیوند نمایش با هملت و ادیپ را از یک اقتباس صرف فراتر می‌برد و به مواجهه‌ای با مفهوم گناه، سرنوشت و خاطره تبدیل می‌کند.

مهم‌ترین امتیاز نمایش، اجرای بازیگران است. بازی‌ها به‌خصوص در لحظاتی که واقعیت از منطق معمول فاصله می‌گیرد، کنترل‌شده و دقیق‌اند و بازیگران توانسته‌اند بدون توضیح اضافه، جهان غریب اثر را باورپذیر کنند. میزانسن‌ها، طراحی حرکت و استفاده از صدا و نور نیز در ساختن این فضای وهم‌آلود نقش مؤثری دارند و نشان می‌دهند که برهمنی به تئاتر به‌عنوان یک تجربه‌ی صرفاً کلامی نگاه نکرده است.



با این حال، «شاخ بی‌سر» در جاهایی بیش از اندازه شیفته‌ی فرم خودش می‌شود. ابهام همیشه به معنای عمق نیست و بعضی لحظات، به‌جای آن‌که ذهن تماشاگر را درگیر کنند، صرفاً او را از مسیر درام دور می‌کنند. نمایش گاهی چنان بر نشانه‌ها، فضای سوررئال و بازی‌های فرمی تکیه می‌کند که شخصیت‌ها و کشمکش دراماتیک در حاشیه قرار می‌گیرند. در نتیجه، بخشی از ظرفیت فلسفی و انسانی ایده‌ی مرکزی به‌طور کامل بالفعل نمی‌شود.

با همه‌ی این‌ها، «شاخ بی‌سر» تجربه‌ای قابل تأمل است؛ اجرایی که تلاش می‌کند از بازگویی آشنای تراژدی فاصله بگیرد و به جای روایت یک سرگذشت، تماشاگر را درون یک کابوس باقی‌مانده از گذشته رها کند. شاید مهم‌ترین دستاورد نمایش همین باشد؛ یادآوری اینکه بعضی چیزها حتی وقتی سرشان بریده می‌شود، همچنان به دویدن ادامه می‌دهند!

عکاس: شاهین آزما

* نویسنده و فیلمساز


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image