نقد فیلم Nagi Notes اثر کوجی فوکادا؛ پرترهای تکهتکه و در عین حال جذاب

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| همانگونه که مجسمههای مرکزی فیلم در بهترین صحنههایش به نقطه تمرکز بدل میشوند، «یادداشتهای ناگی» ساخته کوجی فوکادا نیز اثری است که حس تلاش برای تراشیدن و کنار زدن لایهها را در خود دارد.
گاه با ضربههای عمیق، حقیقتی ژرف از شخصیتها را آشکار میکند و در لحظاتی دیگر تنها به اطراف میتراشد و تصویری نیمهکاره و نامطمئن باقی میگذارد؛ گویی کارگردان در حال آزمودن و کشف خطوط و زوایای شخصیتهاست بیآنکه مطمئن باشد چه شکلی در نهایت پدید خواهد آمد.
با وجود آنکه «یادداشتهای ناگی» (Nagi Notes) به اندازه فیلم متمرکزتر و تأثیرگذارتر فوکادا یعنی «زندگی عاشقانه» (Love Life) کامل و پرقدرت نیست، همچنان چیزی در آن وجود دارد که نمیتوان نادیده گرفت. این درام آرام درباره یافتن خانه و تعلق، در لحظاتی که بر فرآیند خلق هنر و پیوند ناشی از آن تمرکز میکند، جان میگیرد؛ بهویژه در صحنههای صمیمی مجسمهسازی که در آن هیاهو و انفجارهای بیرونی محو میشوند و صدایی اصیل و طنیندار شنیده میشود.
فیلم که روز چهارشنبه، 13 مه در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش درآمد، بر محور یوری (شیزوکا ایشیباشی)، معمار اهل توکیو، و یوریکو (تاکاکو ماتسو)، هنرمند ساکن روستای ناگی، شکل میگیرد. در این جامعه کوچک، رادیوی محلی با اندوه خبر درگذشت هر فرد را اعلام میکند. در حاشیه، صدای تمرینهای نظامی و بازتاب جنگ اوکراین نیز حضور دارد، اما زندگی ادامه دارد و در این بستر دو زن به گفتوگو درباره گذشته و آینده خود میپردازند.
یوری بهعنوان الهامبخش یوریکو برای ساخت مجسمه، وارد روندی آرام و بیشتاب میشود؛ صحنههایی که دو زن در خلال آن با شوخی و جدلهای کوچک، مسیر زندگیشان را بازگو میکنند.
مجسمهها با دقت ساخته میشوند، اما جذابیت اصلی در تماشای دو زن است که در حال دگرگونیاند. ریتم گفتوگوهایشان با صدای تراشیدن و شکل دادن مجسمهها در هم میآمیزد و حتی زمانی که روایت اندکی سست میشود، همین صحنهها فیلم را به سطحی ژرفتر میرسانند. بازیهای طبیعی و طراحی صدای دقیق، حس تماشای گفتوگویی واقعی میان دو انسان را القا میکند.
هرچند فوکادا با نماهای تکراری از تقویمها بیش از حد بر گذر زمان تأکید میکند و دو شخصیت جوانتر را کمتر پرورش میدهد، بازگشت به صحنههای مجسمهسازی فیلم را به ریتمی دلنشین بازمیگرداند.
«یادداشتهای ناگی» به اندازه «زندگی عاشقانه» تراژیک نیست، اما غمی ملایم در سراسر آن جاری است؛ نه رویدادهای دگرگونکننده، بلکه پایان یک تجربه بالقوه و آغاز تجربهای دیگر. همچون مجسمهای نیمهتمام، بسیاری از بخشها ناتمام و حلنشده باقی میمانند، اما همین قطعات پراکنده و ارزشمند، تماشای تلاش فوکادا برای تراشیدن و شکل دادن را به تجربهای رضایتبخش بدل میسازند.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.