جستجو در سایت

1405/02/25 13:15
نقد فیلم‌های جشنواره کن 2026

نقد کوتاهی بر Fatherland؛ بازگشت پرتنش پاول پاولیکوفسکی با درخشش ساندرا هولر

نقد کوتاهی بر Fatherland؛ بازگشت پرتنش پاول پاولیکوفسکی با درخشش ساندرا هولر
فیلم تازه پاول پاولیکوفسکی در جشنواره کن ۲۰۲۶، با بازی هانس زیشلر در نقش توماس مان و ساندرا هولر در نقش دخترش اریکا، روایتی موجز و پرکشش از تبعید، خیانت و زخم‌های شخصی و تاریخی آلمان پس از جنگ جهانی دوم را به تصویر می‌کشد.
به گزارش سلام سینما

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| این اثر تاریخی کوتاه و ظریف، با کنترل و ایجاز خیره‌کننده‌ای ساخته شده که به‌سختی می‌تواند بار درد شخصی و تاریخی شخصیت‌هایش را در خود جای دهد. فیلم به کارگردانی و نویسندگی مشترک پاول پاولیکوفسکی و با فیلمبرداری سیاه‌وسفید درخشان لوکاش زال ساخته شده است؛ روایتی درباره تبعید و خیانت، ناتوانی در بازگشت به وطن و دشواری آشتی دادن فرزندان یک هنرمند با جایگاه فرعی‌شان.

داستان در سال ۱۹۴۹ جریان دارد؛ توماس مان، نویسنده بزرگ آلمانی و برنده نوبل که پیش از جنگ از دست نازی‌ها گریخته و به تبعید در کالیفرنیا و تابعیت آمریکا پناه برده بود، به وطن بازمی‌گردد. نخست به فرانکفورت می‌رود تا جایزه‌ای به نام گوته را دریافت کند؛ نویسنده‌ای که مان در سخنرانی‌هایش بارها به خرد و هنر غیرسیاسی او اشاره می‌کند.

مان (با بازی هانس زیشلر) همراه دختر بزرگسال و رنج‌کشیده‌اش، اریکا (ساندرا هولر)، با استقبال پرشور مواجه می‌شود و حتی یک رابط از سوی سازمان سیا برایش تعیین می‌گردد. اما او با اعلام قصدش برای دریافت جایزه‌ای دیگر در وایمار ــ واقع در آلمان شرقی کمونیست ــ میزبانان غربی را بهت‌زده می‌کند. مان در برابر تحسین مقامات شرق نیز همان دیپلماسی سرد و محتاطانه را نشان می‌دهد.

در این میان، اریکا با بازی درخشان و هوشمندانه هولر، درگیر اندوهی عمیق است؛ او برادر محبوبش کلاوس (آگوست دیل) را که در تبعید آمریکا با افسردگی و اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کند، به‌شدت دلتنگ است. نیمه راه سفر، خبر تلخی درباره کلاوس به پدر و دختر می‌رسد؛ خبری که توماس تصمیم می‌گیرد نادیده بگیرد و تور پیروزمندانه‌اش را ادامه دهد.

کلاوس با رمان «مفیستو»، درباره بازیگری که خود را به نازی‌ها می‌فروشد، حضوری پررنگ در فیلم دارد؛ اثری که بر پایه زندگی شوهر سابق اریکا، گوستاف گروندگنس (یواخیم مایرهوف) نوشته شده است. گروندگنس در مهمانی فرانکفورت ظاهر می‌شود و با داستانی خودترحم‌آمیز درباره زندان شوروی، خشم اریکا را برمی‌انگیزد تا جایی که او سیلی محکمی به صورتش می‌زند. در همان زمان، توماس مان در جمعی دیگر، با صراحت اعلام می‌کند که تئاتر جشنواره بایرویت باید به آتش کشیده شود.

این لحظه نادر از خشم سیاسی، بحران «مفیستو» را در زندگی توماس پررنگ‌تر می‌کند؛ زیرا رمان کلاوس همچون سرزنشی علیه بی‌تعهدی پدر عمل می‌کند. مان می‌کوشد فراتر از تقسیمات شرق و غرب حرکت کند، اما پرسش اصلی باقی می‌ماند: تعهد واقعی او کجاست؟ آلمانِ بزرگ و فرهنگی که سرچشمه عظمت او و گوته بود، دیگر وجود ندارد؛ آلمان مرده است و شاید خود مان نیز با گذرنامه آمریکایی‌اش به شبحی بدل شده باشد.

در نشست خبری فرانکفورت، خبرنگاری او را به خاطر ترک وطن و نپذیرفتن «مهاجرت درونی» سرزنش می‌کند. مان پاسخ می‌دهد که اگر می‌ماند، زنده نمی‌ماند. اما فیلم با سرنوشت تراژیک پسرش نشان می‌دهد که حتی بقا نیز زیر سؤال است؛ شاید روح ملی آلمان پس از جنگ دیگر دوام نیاورده و زبان و فرهنگش آلوده شده باشد.

در نهایت، موسیقی باخ اندکی رستگاری و آرامش برای پدر و دختر به همراه می‌آورد، اما پاولیکوفسکی در این اثر موجز و ادبی، هیچ تسکین یا نوستالژی‌ای عرضه نمی‌کند.

Fatherland در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمد.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image