سقوطِ «در دست دانته»؛ آل پاچینو در گردابِ نقدهای منفی!

با انتشارِ «در دست دانته» در نتفلیکس، سکوتِ منتقدان شکسته شد و نتایج نشان میدهد که این فیلم نتوانسته است انتظاراتِ سنگینِ پیرامونِ خود را برآورده کند. امتیازِ ۳۸ درصدی در وبسایت «راتن تومیتوز» (بر پایه ۲۶ نقد)، سندی بر شکستِ این پروژه است؛ شکستی که از نمایشهای اولیه در جشنواره ونیز در سپتامبر ۲۰۲۵ آغاز شده بود و حالا با اکران عمومی به اوج رسیده است.
داستانِ سردرگم در دو زمان
این فیلم که بر اساس کتابی از «نیک توسچس» ساخته شده، ایدهی اولیهی جذابی دارد: «اسکار آیزاک» در نقشِ نسخهای خیالی از نویسندهی کتاب ظاهر میشود که توسط مافیا برای یافتنِ نسخهی اصلیِ «کمدی الهی» دانته تحت فشار است. همزمان، آیزاک در نقشی دیگر، در قرن چهاردهم، خودِ «دانته آلیگیری» را به تصویر میکشد که مشغول نگارشِ این شاهکارِ ادبی است. اما به عقیدهی منتقدان، این ایدهی جذابِ «پیوندِ زمانی»، در عمل به یک هرجومرجِ روایی تبدیل شده که نتوانسته ارتباطی منطقی و معنادار میان دو خطِ زمانی برقرار کند.
چرا منتقدان فیلم را پس زدند؟
بزرگترین انتقادِ وارد شده به «در دست دانته»، «آشفتگی در روایت» و «خالی بودن از معنا» است. با وجودِ رویدادهای مداوم، منتقدان معتقدند فیلم عملاً حرفی برای گفتن ندارد. زمانِ طولانیِ ۱۵۳ دقیقهایِ فیلم نیز مزید بر علت شده و بسیاری آن را «کشدار» و «خستهکننده» توصیف کردهاند؛ گویی فیلم برای پر کردنِ این زمان، هیچ توجیهِ رواییِ قدرتمندی نداشته است.
هدررفتِ استعدادهای بزرگ
یکی از نکاتِ تلخِ این نقدها، دیدنِ هدر رفتنِ یک ترکیبِ بازیگریِ فوقالعاده است. آل پاچینو، اسکار آیزاک، گل گدوت، جرارد باتلر، جان مالکوویچ، جیسون موموآ و حتی حضورِ «مارتین اسکورسیزی»، در این فیلمِ آشفته گم شدهاند. نقدهای منتشر شده نشان میدهد که بازیگران با تمامِ توان تلاش کردهاند تا نقشهای خود را نجات دهند، اما ضعفِ مفرط در فیلمنامه و کارگردانی باعث شده تا این ستارهها نتوانند مانع از سقوطِ کلیِ فیلم شوند.
در نهایت، «در دست دانته» درسِ عبرتی برای صنعتِ سینماست: حتی با حضورِ برترین بازیگرانِ جهان نیز، بدونِ یک پیرنگِ مستحکم و روایتی هدفمند، نمیتوان مخاطب و منتقد را راضی نگه داشت.