جستجو در سایت

1405/06/31 19:00

کاسبان توقیف؛ اول توقیف کن، بعد با خبرش بازارگرمی کن!

کاسبان توقیف؛ اول توقیف کن، بعد با خبرش بازارگرمی کن!
این روزها «توقیف» به یکی از پرتکرارترین واژه‌ها در اخبار فرهنگی تبدیل شده است؛ تصمیمی که می‌تواند سرمایه و ماه‌ها تلاش یک اثر را متوقف کند، اما گاهی تنها چند روز بعد، با رفع توقیف همان اثر، موج رسانه‌ای تازه‌ای شکل می‌گیرد؛ چرخه‌ای که این پرسش را به میان می‌آورد: چه کسی از این هیاهو سود رسانه‌ای می‌برد؟

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| این روزها کلمه «توقیف» همچون نقل و نبات در رسانه‌ها و برای آثار مختلف به کار می‌رود! اما یادمان نرود که توقیف پدیده مخوفی است؛ تصمیمی که می‌تواند میلیاردها تومان سرمایه و ماه‌ها تلاش یک گروه را یک‌شبه به خطر بیندازد. پس چطور می‌شود که برنامه‌ها، سریال‌ها و نمایش‌ها لیبل «توقیف» می‌خورند و بعد از مدت کوتاهی به عرصه نمایش برمی‌گردند؟!

چه کسی از این هیاهو سود رسانه‌ای می‌برد؟

این رفت‌وبرگشت‌های توقیف و رفع توقیف، آن هم در فاصله چند روز، نشان از چیست؟ ساترا مسیر قانونی خودش را دنبال می‌کند و عوامل آثار هم طبیعتاً از توقف اثرشان واکنش نشان می‌دهند؛ اما نتیجه چه می‌شود؟ یک طرف خبر توقیف را به صدر اخبار می‌آورد و طرف دیگر، اثرش بیشتر دیده می‌شود. قرار بود توقیف هزینه داشته باشد؛ چطور گاهی بیشتر شبیه هزینه‌نکردن و دیده‌شدن است؟

معامله‌ای دو سر برد؟

اگر توقیف و رفع توقیف در فاصله‌ای کوتاه اتفاق بیفتد، ماجرا فقط به توقف یک اثر ختم نمی‌شود؛ یک چرخه رسانه‌ای شکل می‌گیرد. معامله‌ای که دو سر برد محسوب می‌شود! توقیف برای نهاد نظارتی قدرت رسانه‌ای می‌سازد و برای اثر هم پتانسیل ایجاد کنجکاوی برای مخاطبان و دیده‌شدن...

«شفرونی۲» و «روشن»؛ نمونه‌های تازه

نمونه تازه‌اش «شفرونی۲» و «روشن» هستند؛ ساترا ۲۱ شهریورماه علیه «شفرونی۲» در دادسرای فرهنگ و رسانه اعلام جرم کرد و با دستور دادستانی، پخش آن متوقف شد. ساترا در شکایتش، «انتشار بدون مجوز» و محتوای «غیراخلاقی و خلاف عفت عمومی» را از دلایل درخواست توقف عنوان کرده بود؛ اما چند روز بعد، پس از حضور تهیه‌کننده در دادسرا و ارائه توضیحات و مستندات، حکم رفع توقیف «شفرونی» صادر شد و برنامه می‌تواند از همین هفته پخش خود را از سر بگیرد. درباره «روشن» نیز در نهایت اعلام شد که این برنامه مشمول موارد ادعایی در شکایت ساترا نشده و دستور تداوم پخش آن صادر شده است.

وقتی «توقیف» حتی بدون توقیف خبرساز می‌شود

آن‌قدر این «دیده‌شدن» برای تولیدکنندگان می‌ارزد که حتی برای اثری که توقیف هم نشده، شایعه توقیف ساخته می‌شود! مثلاً نمایش «قبض روح». همین چند وقت پیش توقف چندساعته پیش‌فروش بلیت، موجی از واکنش‌ها را ایجاد کرد و فضای رسانه‌ای را به سمت «توقیف» برد؛ اما اداره کل هنرهای نمایشی بعداً گفت اساساً توقیفی در کار نبوده و مشکل، «نقص سیستمی» بوده است. گروه نمایش هم روایت متفاوتی داشت.

چرخه‌ای که از توقیف خوراک خبری می‌سازد

اینجاست که عبارت «کاسبان توقیف» معنا پیدا می‌کند؛ یک چرخه رسانه‌ای شکل گرفته که ظاهراً برای همه طرف‌ها خوراک خبری دارد. ساترا با اعلام جرم و توقف، یک اثر را به صدر خبرها می‌آورد؛ عوامل اثر هم با واکنش و اعتراض، موج را بزرگ‌تر می‌کنند و رسانه‌ها هم این دوگانه «توقیف ـ رفع توقیف» را دنبال می‌کنند.

توقیف شوخی نیست

توقیف شوخی نیست؛ میلیاردها تومان سرمایه پشت آن است. این واژه را آن‌قدر مصرف نکنیم که یک روز مردم دیگر نفهمند «توقیف» یعنی یک تصمیم جدی و پرهزینه، نه فقط یک تیتر داغ دیگر برای کاسبان توقیف.

مهلا رنجبران

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی نقشه‌برداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزی‌ست که باهاش زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم و ازش لذت می‌برم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهره‌های هنری و حواشی فرهنگی، تلاش می‌کنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حس‌برانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image