جستجو در سایت

1405/04/27 11:45

«قلب سارایوو» برای خالقِ قصه‌های خاکستری؛ اصغر فرهادی در کانونِ توجهِ جشنواره‌ی سی‌ودوم

«قلب سارایوو» برای خالقِ قصه‌های خاکستری؛ اصغر فرهادی در کانونِ توجهِ جشنواره‌ی سی‌ودوم
جشنواره‌ی فیلم سارایوو در سی‌ودومین دوره‌ی خود، تصمیم گرفته است که تندیسِ نمادین و معتبرِ «قلب سارایوو» را به دستانِ کسی بسپارد که در دو دهه‌ اخیر، تعریفِ جدیدی از درام‌های انسانی در سینمای جهان ارائه داده است: اصغر فرهادی.
به گزارش سلام سینما

این تقدیر، بیش از آنکه یک رویدادِ تشریفاتی باشد، حکمِ یک «بازگشتِ باشکوه» را دارد. فرهادی که در سال ۲۰۱۸ با ریاستِ هیئت داوران و نمایشِ موفقِ فیلم همه می‌دانند پیوندی عمیق با این جشنواره برقرار کرده بود، حالا در اوت ۲۰۲۶ (۱۴ تا ۲۱ اوت) دوباره به پایتختِ بوسنی و هرزگوین بازمی‌گردد تا به پاسِ یک عمر فعالیتِ هنری، جایزه‌ی افتخاریِ جشنواره را دریافت کند.

چرا سارایوو فرهادی را انتخاب کرد؟
یوان مارجانوویچ، مدیر جشنواره سارایوو، در بیانیه‌ای که نشان‌دهنده‌ی درکِ عمیقِ این جشنواره از سینمای فرهادی است، او را نه یک فیلم‌سازِ صرف، بلکه یک «کاوشگرِ لایه‌های پنهانِ روزمرگی» توصیف کرد. نکته‌ی کلیدی در ستایشِ مارجانوویچ این است: «فیلم‌های فرهادی به دنبالِ پاسخ‌های کلیشه‌ای نیستند.»

این دقیقاً همان چیزی است که آثارِ فرهادی را در حافظه‌ی جمعیِ سینما ثبت کرده است. او به مخاطب نمی‌گوید که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است؛ بلکه او را مجبور می‌کند تا با ظرافت‌های پیچیده و گاه دردناکِ زیستن روبه‌رو شود. از رقص در غبار که آغازگرِ این مسیرِ درخشان بود تا جدایی نادر از سیمین که او را به قله‌های جهانی رساند و تا آخرین تجربه‌هایش مثل قهرمان و داستان‌های موازی، فرهادی همواره در حالِ واکاویِ مرزهای باریک میانِ اخلاق و نیاز بوده است.

حضورِ درخشان در کنارِ امیلی واتسون
نکته‌ی جالبِ این دوره‌ی جشنواره، هم‌نشینیِ بزرگان است. در حالی که «قلب سارایوو» به فرهادی اهدا می‌شود، امیلی واتسون، بازیگرِ تراز اولِ بریتانیایی، نه تنها جایزه‌ی افتخاریِ مشابهی دریافت می‌کند، بلکه ریاستِ هیئت داورانِ این دوره را نیز بر عهده دارد. این تقارن، وزنِ هنریِ جشنواره‌ی سی‌ودوم را بیش از پیش بالا برده است.

میراثی که همچنان زنده است
این جایزه در واقع تاییدی است بر این حقیقت که اصغر فرهادی از معدود کارگردانانِ معاصر است که توانسته است «سینمایِ ملی» ایران را به «زبانِ جهانی» ترجمه کند؛ زبانی که در آن، خشم، عشق، تردید و پشیمانیِ انسانی، فارغ از جغرافیا، برای هر تماشاگری در هر کجای دنیا قابل‌فهم است.
 


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image