نقد فیلم «مرگ رابین هود» | بازآفرینی تیره و اندیشمندانه A24 از اسطورهای که دیگر قهرمان نیست

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| فیلم The Death of Robin Hood نه از «مردان شاد» خبری دارد و نه از قهرمانسازیهای آشنا. این اثر سوگوارانه که سرانجام به وعده عنوانش عمل میکند، پیش از مرگ قهرمان، وارد مسیری طولانی از اسطورهزدایی و مواجهه اخلاقی میشود. مایکل سارناسکی، پس از تجربه کار در قلمرو فرنچایزها با A Quiet Place: Day One، در سومین فیلم بلند خود دوباره به فضای صمیمی و ملانکولیک نخستین اثرش Pig بازمیگردد؛ هرچند اینبار سراغ روایتی رفته که معمولاً در سینما با ابعاد بلاکباستری تصویر شده است.

هیو جکمن، با ظاهری شبیه گندالف و چهرهای فرسوده از جنگ و سالها فرار، نقش رابین هودی را بازی میکند که از شهرت قهرمانانهاش خسته شده است. سارناسکی در این بازخوانی تجدیدنظرطلبانه، جسورانه پیشنهاد میدهد که زندگی جنایتکارانه رابین هود الزاماً از سر نوعدوستی نبوده؛ و اکنون قهرمان افسانهای در جستوجوی نجات روح خویش از دروغی است که سالها زیسته است.
نتیجه، فیلمی اندیشناک، حساس و بهطرز چشمگیری دور از ماجراجوییهای معمول است؛ هرچند گاهی یکنواخت میشود. سارناسکی با دقتی مثالزدنی در جزئیات تاریخی و فضاسازی، افسانه را از رمانتیسم تهی میکند و به این میپردازد که چگونه روایتها در گذر زمان بازسازی میشوند. اما کوچکی غمبار داستان، یا غم کوچک اما مداوم آن، هم هدف فیلم است و هم عاملی که از همان ابتدا حالوهوایی افسردهوار ایجاد میکند.
فیلم با تصویربرداری و طراحی صحنهای چشمنواز در طیفی از رنگهای خاک، سنگ و پارچههای زمخت، و بازیهای دقیق و باورپذیر جکمن و گروه بازیگران، از جمله جودی کومر در نقش راهبهای که رابین را نه به سلامت، بلکه به آرامش میرساند، ساختهای است با صداقت و هوشمندی غیرقابل انکار. A24 نیز آن را بهعنوان اثری بالغ و متفاوت برای فصل تابستان عرضه کرده است؛ هرچند فیلم گویی افسردگیاش را همچون مدالی بر سینه دارد.

این فیلم دومین اقتباس سینمایی است که از روایت کمترشناختهشدهای از افسانه کهن A Gest of Robyn Hode الهام میگیرد؛ روایتی که در آن رابین سالخورده در دستهای یک پریورِس قاتل جان میدهد. ریچارد لستر در فیلم Robin and Marian (۱۹۷۶) این داستان را به عاشقانهای تلخ در سالهای پایانی زندگی بدل کرد. سارناسکی نیز شخصیت زن را بازآفرینی میکند، اما اینبار بدون رگههای عاشقانه؛ هرچند در رابطه لطیف رابین با دخترکی کمسنوسال، اندکی احساساتگرایی دیده میشود.
فیلم با صحنهای آغاز میشود که لحن سرد و سخت آن را تعیین میکند: رابین، تنها و آواره، از بقایای طبیعت پس از سالها جنگ و غارت زندگی میگذراند و پس از لحظهای همنشینی با دختر جوانی، او را میکشد. سال ۱۲۴۷ است و شهرت قهرمانانهاش مدتهاست به افسانه بدل شده؛ اکنون تنها خواستهاش «مرگی درست» است. اما پیش از آن، با آخرین نبرد روبهرو میشود: لیتل جان (بیل اسکاشگورد)، یکی از همراهان نوجوان سابقش، از او میخواهد خانوادهاش را از دشمنان قدیمی نجات دهد.
خشونت این نبرد تکاندهنده است: بدنهایی که در گل میشکنند، مشعلهایی که بر صورتها فرود میآیند و تیغههای گداختهای که در گوشت فرو میروند. سارناسکی ابتدا به سمت فضایی کابوسوار شبیه نبردهای The Northman میرود، اما این شدت تنها در نیمساعت نخست ادامه دارد. پس از آن، با زخمیشدن شدید رابین و انتقالش به صومعهای آرام به سرپرستی خواهر بریجید (کومر)، فیلم وارد فاز کاملاً متفاوتی میشود.
در میان ساکنان صومعه، جذابترین شخصیتها شامل جذامی نقابدار (موری بارتلت) با پذیرشی آرام از سرنوشت خویش، آرتور (نوآ جوپ) که در همان نبرد آسیب دیده و مأمور انتقام است، و مارگارت (فیت دلانی)، دختر یتیم لیتل جان هستند. آنچه در ادامه میآید مجموعهای آرام و دردناک از مواجهههای آشتیجویانه میان انسانهایی آسیبدیده است؛ هرکدام در جستوجوی نوعی درمان و رستگاری، و رابین در تلاش برای پر کردن شکاف میان آنچه هست و آنچه مردم دربارهاش باور دارند.
این روایت درونی و کمحادثه، بیش از آنکه بر کنش تکیه کند، بر گفتوگو و مشاهده استوار است. رابطه رابین و بریجید نیز کاملاً افلاطونی باقی میماند. اما یکنواختی خستگی و خودبیزاری رابین، و قطعیت سرنوشت او، گاهی از جذابیت داستان میکاهد. تضاد میان این رابین هود فرسوده و قهرمان سبزپوش افسانهها چشمگیر است، اما با وجود بازی سنگین و اندوهگین جکمن، شخصیت همچنان دور و ناشناخته میماند.
با این حال، پس از تجربهای نهچندان یکپارچه در A Quiet Place: Day One، سارناسکی اینبار بیانیهای روشن از هویت و دغدغههایش ارائه میدهد؛ از بافتهای ۳۵میلیمتری تیره و بارانی فیلمبرداری پت اسکولا گرفته تا رسمیت گاهبهگاه دیالوگها. The Death of Robin Hood با شدت بازآفرینیاش، جهان ویرانشدهاش و دغدغههای صادقانهاش درباره روح انسان، توجه را جلب میکند؛ فضیلتی کمیاب در سینمای جریان اصلی، بهویژه در قلمرو IPهای بازتولیدشده.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.