جستجو در سایت

1404/09/09 13:41

کارگاه آنگلوس فرانتسیس با موضوع «سینمای شاعرانه یونان» در شیراز

کارگاه آنگلوس فرانتسیس با موضوع «سینمای شاعرانه یونان» در شیراز
کارگاه آنگلوس فرانتسیس با موضوع «سینمای شاعرانه یونان» عصر روز شنبه ۸ آذرماه در مجموعه سینمایی هنرشهر آفتاب شیراز برگزار شد.
به گزارش سلام سینما

آنگلوس فرانتسیس در ابتدای این نشست بیان کرد: من کارگردان یونایی و عضو هیات داوران جشنواره هستم. مستر کلاسی که در آن حضور دارید درباره سینمای شاعرانه و ارتباط سینمای شاعرانه با فیلم‌های خودم است. باید بگویم هرکسی درباره سینمای شاعرانه تعبیر خودش را دارد. سینما ترکیبی از هنرهایی همچون موسیقی، تصویر، شعر و … است. آنچه درباره سینمای شاعرانه وجود دارد این است که شعر یعنی لغت و گویش اما درباره سینمای شاعرانه نمی‌شود این تعبیر را به کار برد چون سینمای شاعرانه لغوی نیست و این تضاد جالبی است که آن را دوست دارم سینمای شاعرانه و شعر با هم تفاوت دارند چون ذات سینمای شاعرانه با لغت و گفتن نیست.

او گفت: معمولا همه از سینمای شاعرانه و سمبل‌های آن، این ذهنیت را دارند که مولفه آن زندگی روستایی و سرعت ریتم پایین است اما سینمای شاعرانه را با لغت نمی‌شود توضیح داد. این سینما فقط در فرم و دکور خلاصه نمی‌شود، سینمای شاعرانه را نمی‌شود به چند جمله محدود کرد چون فراتر از ماست و فرازمینی است، البته ما را هم شامل می‌شود. چیزی که معنای واقعی سینمای شاعرانه است تنها استفاده از شعر در سینما نیست بلکه استفاده از احساسات شاعرانه در سینماست.

آنگلوس فرانتسیس اظهار کرد: شعر، روایت شاعرانه و سینمای شاعرانه در یک ژانر خاص نمی‌گنجد و این شاعرانگی می‌تواند در هر ژانری به‌وجود بیاید. وقتی از سینمای شاعرانه صحبت می‌کنیم شاید خیلی‌ها آندری تارکوفسکی، کیارستمی، اوزو و… به ذهن‌شان برسد ولی حضور شعر و شاعرانگی را حتی در یک فیلم اکشن هم می‌توان دید یعنی در شکل فیلمبرداری که می‌تواند فراتر از کلیشه‌ها باشد.

او گفت: آنجلو پولس سینماگر مطرح معتقد است شاعرانگی در سینما واقعیتی فراتر از تصویر است، آن چیزی است که دیده نمی‌شود این تضادی جالب است چون سینما درباره دیدن است. من دستیار پلوس بودم و به‌خاطر دارم زمانی که او دنبال گرفتن صحنه‌ای بود، اصرار داشت دقیقا آنچه را که در ذهن دارد بگیرد وقتی نمی‌توانست این کار را کند تصویربرداری را تا هفته‌ها به عقب می‌انداخت خیلی‌ وقت‌ها نمی‌فهمیدم چرا این کار را می‌کند. چون این وقفه‌ها در فیلمبرداری هزینه‌بردار است پس او دوست داشت خودش تهیه‌کننده آثارش باشد.

این داور جشنواره بیان کرد: سوال این است که چرا ایشان گاهی اوقات چندین بار صحنه‌ها را می‌گرفت؟ خیلی وقت‌ها جواب را نمی‌دانستیم و او هم نمی‌توانست توضیح بدهد که چه چیزی درست نیست ولی می‌دانست این صحنه‌ای نیست که می‌خواهد. با این حال چرایی این موضوع را نمی‌توانست با کلام بگوید. خیلی وقت‌ها پلوس بهانه‌تراشی می‌کرد چون این چیزها قابل بازگو کردن نبود از سوی دیگر وقتی همانی چیزی که می‌خواست، اتفاق می‌افتاد به آن ایمان داشت خیلی وقت‌ها مثل یک معجزه بود که آنچه می‌خواهد اتفاق بیفتد و به نظرم این دقیقا تعریف سینمای شاعرانه است. برای رسیدن به صحنه‌هایی که معجزه رخ می‌دهد استراتژی وجود ندارد. این چیزی است که خیلی شخصی است و هر کارگردان برای خودش این روش‌ها را دارد درواقع هم شخصی است و هم اینکه گاهی تشابهاتی در کار افراد هم وجود دارد.

او گفت: یکی از روش‌هایی که ایشان استفاده می‌کرد این بود که از قبل همه چیز آماده بود و دقیقا می‌خواست آن تصویری را که در ذهنش بود، بگیرد و آنقدر کار را تکرار می‌کرد که کار دربیاید. این استراتژی او بود. من تا حالا هفت فیلم ساخته‌ام که از هم متفاوت هستند. من همواره دوست دارم متود‌های مختلف را امتحان کنم، در فیلم‌هایم تفاوت در موضوع، عناوین فیلم، عشق من به فیلم‌سازی، زاویه‌های مختلف از جنبه‌های مختلف وجود دارد برای همین هم روش‌های مختلفی دارم.

این کارگردان ادامه داد: می‌خواهم درباره فیلمم «رودخانه آرام» صحبت کنم لوکیشن فیلم در روسیه بود. برای ساخت این فیلم از قبل آماده‌سازی زیادی کرده و به تک تک فریم ها فکر کرده بودیم، داستانش درباره یک زوج یونانی بود که به خاطر شغل آقا به منطقه‌ای در سیبری می‌روند و همسرش متوجه می‌شود باردار است. این زوج به این اتفاق به دو شکل مختلف نگاه می‌کنند؛ آقا می‌گوید چگونه این اتفاق رخ داده و زن از لحاظ روحی و روانی و مذهبی به قضیه نگاه می‌کند. رابطه آنها به مشکل می‌خورد و فیلم به یک فیلم روانشناسانه تبدیل می‌شود.

آنگلوس فرانتسیس گفت: فیلم در فضای سرد و یخ‌زده سیبری ساخته شده داستان آن هم درباره عشق، اعتماد، شک و دو زاویه نگاه مختلف است. برای من خیلی مهم و سخت بود که این فیلم را در سیبری فیلمبرداری کنم ولی فضای سرد آنجا به سردی رابطه آنها و جدایی بین آنها کمک می‌کرد، آن منطقه برایشان آخر دنیا بود. آن ژانری که به دنبالش بودم تریلر روانشناسانه و درام متافیزیکی بود.

این لوکیشن در سیبری برای ایجاد این فضا خیلی به من کمک کرد.

او بعد از پخش صحنه‌هایی از فیلمش مطرح کرد: در همین دو تکه فیلم دیدید که استفاده از طبیعت چقدر به ایجاد فضا کمک می‌کند و درواقع مثل یک کاراکتر عمل می‌کند گرچه بردن تیم فیلمسازی به آنجا خیلی سخت بود و ما یک جورهایی به ته دنیا رفتیم چون فقط در آنجا بود که می‌توانستم این فضا را به وجود بیاوردم.

این کارگردان در ادامه عکس‌هایی نشان داد و گفت: عکس‌هایی که دارم به شما نشان می‌دهم عکس‌هایی است که قبل از شروع فیلمبرداری از آن استفاده کردم این ارجاعات خیلی به من کمک کرد.

آنگلوس فرانتسیس مطرح کرد: در این فیلم از دوربین سنگینی استفاده کردیم همزمان حرکت دوربین را  هم داشتیم. همیشه یک حرکت ملایم در فیلمبرداری سکانس‌ها می‌دیدید انگار یکی دارد تماشا می‌کند که مشخص نیست کیست. ضمن اینکه فیلمبردار ما یک فیلمبردار شاخص فرانسوی بود.

او درباره چالش‌های هوای سرد آنجا گفت: ما از  یک سری فیلمبردار از لتونی استفاده کردیم، آن لوکیشن هم نزدیک مرز روسیه و لتونی بود استفاده از این عوامل به ما کمک کرد چون آنها به فیلمبرداری در هوای سرد عادت دارند مشکلی که داشتیم رفتن از دمای منفی سی به دمای بالاتر بود مثل رفتن به داخل یک ماشین یک اتاق که می‌توانست به دوربین آسیب بزند، ولی آنها کارشان را بلدند ضمن اینکه تنها یک روز سر شارژ باطری به مشکل خوردیم.

این کارگردان اظهار کرد: همه تمام سکانس‌ها طبق آنچه از قبل چیده بودیم پیش رفت. ولی در فیلم‌های دیگر گاهی تغییرات در لحظه انجام می‌دهیم. ضمن اینکه وقفه‌ای یک ساله هم در کار ما افتاد چون منتظر بارش زیاد برف بودیم ولی آنچنان که انتظار داشتیم نبارید و کار فیلمبرداری را به سال بعد موکول کردیم.

آنگلوس فرانتسیس عنوان کرد: من دوست دارم روش‌های مختلف فیلمسازی را تجربه کنم در فیلم بعدی من همه چیز متفاوت بود.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image