جستجو در سایت

1405/06/23 14:15

رتبه‌بندی تمام ۶ فصل The Sopranos؛ از ضعیف‌ترین تا بهترین

رتبه‌بندی تمام ۶ فصل The Sopranos؛ از ضعیف‌ترین تا بهترین
«خانواده سوپرانو» یکی از تأثیرگذارترین و ماندگارترین سریال‌های تاریخ تلویزیون است؛ اما کدام فصل این شاهکار HBO از همه بهتر است؟ در این مطلب، هر ۶ فصل «خانواده سوپرانو» را از ششم تا اول رتبه‌بندی می‌کنیم.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| رتبه‌بندی فصل‌های «خانواده سوپرانو» (The Sopranos) کار ساده‌ای نیست. کافی است نگاهی به فهرست‌های مختلف در اینترنت بیندازید تا متوجه شوید هر مخاطبی سلیقه و انتخاب خودش را دارد و اتفاق‌نظر چندانی درباره بهترین فصل سریال وجود ندارد. برخلاف بسیاری از سریال‌های دیگر، کیفیت «خانواده سوپرانو» در طول فصل‌های مختلف افت محسوسی ندارد و تقریباً تمام این مجموعه در سطحی بسیار بالا باقی می‌ماند.

وقتی قرار است فصل‌های این شاهکار HBO را رتبه‌بندی کنیم، در نهایت همه‌چیز به سلیقه برمی‌گردد؛ اینکه با کدام شخصیت‌ها بیشتر ارتباط برقرار می‌کنید و کدام خط داستانی بیشتر شما را درگیر می‌کند. اگر هر یکی دو سال یک‌بار «خانواده سوپرانو» را تماشا کنید، احتمالاً با هر بازبینی نظرتان درباره شخصیت‌ها و داستان‌هایی که بیشتر از همه منتظرشان هستید تغییر می‌کند.

بنابراین، نمی‌توان هیچ رتبه‌بندی‌ای از فصل‌های «خانواده سوپرانو» را کاملاً قطعی دانست. 

برای مرور و رتبه‌بندی هر 6 فصل این سریال با ما همراه باشید. 

هشدار: این مطلب بخش‌هایی از داستان «خانواده سوپرانو» را اسپویل می‌کند.


۶. فصل اول

فصل اول معمولاً انتخاب نویسنده به‌عنوان ضعیف‌ترین فصل «خانواده سوپرانو» است؛ هرچند حتی استفاده از واژه «ضعیف» برای این فصل نیز تا حدی ناعادلانه به نظر می‌رسد. نکات مثبت فراوانی در فصل اول وجود دارد و ریتم آن نیز فوق‌العاده است. تقریباً تمام شخصیت‌های اصلی و مسیر داستانی آن‌ها معرفی می‌شوند؛ همان‌طور که کریستوفر مولتیسانتی با بازی مایکل ایمپریولی در یکی از دیالوگ‌های معروفش از پائولی والنتس با بازی تونی سیریکو می‌پرسد: «پس مسیر داستانی من کجاست؟»

تنها چیزی که باعث می‌شود فصل اول در جایگاه ششم قرار بگیرد، این است که کاملاً مشخص است دیوید چیس، خالق و شورانر سریال، هنوز در حال پیدا کردن سبک و هویت بصری و روایی اثری است که بعدها به یکی از بهترین سریال‌های تاریخ تلویزیون تبدیل شد.

شخصیت‌ها از همان ابتدا به‌خوبی پردازش شده‌اند و بازیگران نیز خیلی سریع هویت آن‌ها را تثبیت می‌کنند، اما چند قسمت ابتدایی هنوز آن انسجام سبکی را که در ادامه به یکی از ویژگی‌های اصلی «خانواده سوپرانو» تبدیل می‌شود، ندارند.

این مسئله به‌خصوص در قسمت پایلوت (نخست) به چشم می‌آید. چیس بعدها بعضی از انتخاب‌های این قسمت، از جمله استفاده از نریشن تونی، را کنار گذاشت؛ نریشنی که سال‌ها بعد کمی بیش از حد شبیه تقلیدی از «رفقای خوب» (Goodfellas) به نظر می‌رسد.

«خانواده سوپرانو» زمانی جذاب‌تر است که شخصیت‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند، داستان‌هایشان در هم تنیده می‌شود و روابطشان به‌تدریج تغییر می‌کند. فصل اول نسبت به فصل‌های بعدی کمی بیشتر درگیر آماده‌سازی زمینه داستان است.

۵. فصل چهارم

فصل چهارم در این رتبه‌بندی کمی پایین‌تر قرار گرفته، زیرا بخش زیادی از آن بیشتر شبیه مقدمه‌ای طولانی برای یک یک‌چهارم پایانی انفجاری است؛ بخشی که چند مورد از بهترین قسمت‌های کل سریال، از جمله قسمت پایانی «کلاه سفیدها» (Whitecaps)، در آن قرار دارند.

از آنجا که فصل در حال زمینه‌چینی برای رویارویی دیرهنگام کارملا با بازی ایدی فالکو و تونی سوپرانو با بازی جیمز گاندولفینی است، نیمه ابتدایی آن کمی کندتر پیش می‌رود.

فصل چهارم همچنین سرنوشت نهایی رالفی با بازی جو پانتولیانو را رقم می‌زند؛ یکی از بهترین شرورهای تاریخ «خانواده سوپرانو». در همین فصل، سقوط تدریجی آدریانا با بازی دریا د ماتئو نیز آغاز می‌شود و پرونده قضایی عمو جونیور با بازی دومینیک کیانیز نیز شکل می‌گیرد؛ پرونده‌ای که در ادامه به وخامت وضعیت روانی او منجر می‌شود و پیامدهای مهمی برای فصل‌های بعدی خواهد داشت.

فصل چهارم در واقع نقش یک فرزند میانی را در مجموعه ایفا می‌کند؛ پلی میان نیمه نخست سریال، زمانی که هنوز به نظر می‌رسد اوضاع خانواده تبهکار نیوجرسی تحت کنترل است، و نیمه دوم که همه‌چیز به‌تدریج از هم می‌پاشد. به همین دلیل، بعضی بخش‌های آن شاید چندان ضروری به نظر نرسند، اما همچنان لحظات فوق‌العاده زیادی در سراسر فصل وجود دارد.

۴. فصل پنجم

فصل پنجم با معرفی چیزی آغاز می‌شود که سریال آن را «کلاس ۲۰۰۴» می‌نامد؛ اعضای خانواده‌های تبهکار سوپرانو و لوپرتاتزی که قرار است پس از دو دهه حبس از زندان آزاد شوند.

یکی از آن‌ها فیچ لا مانا با بازی رابرت لوگیا است؛ گنگستری متولد سیسیل که اگر شخصیت آلک بالدوین در فیلم «جدامانده» (The Departed) او را توصیف می‌کرد، احتمالاً از او به‌عنوان یک روانی تمام‌عیار تازه‌وارد از ایتالیا یاد می‌کرد.

آنجلو گارپه با بازی جو سانتوس نیز مشاور خانواده لوپرتاتزی است که یک پایش را از دنیای جنایت بیرون کشیده، اما در بدترین زمان ممکن دوباره وارد بازی مافیا می‌شود.

سپس به فیل لئوتاردو با بازی فرانک وینسنت می‌رسیم؛ شخصیتی سرسخت و خطرناک که در دو فصل بعد به یکی از جدی‌ترین دشمنان تونی تبدیل می‌شود.

در نهایت، تونی بلونتو با بازی استیو بوشمی قرار دارد؛ پسرعموی تونی و دوست دوران کودکی او که در یکی از بهترین خطوط داستانی فصل، مسیر تراژیک یک گنگستر را با سرعتی دردناک طی می‌کند.

برخلاف بسیاری از سریال‌ها که معرفی شخصیت‌های جدید می‌تواند نشانه کمبود ایده برای نویسندگان باشد، شخصیت‌های تازه فصل پنجم «خانواده سوپرانو» جهان سریال را گسترده‌تر می‌کنند و ابعاد جدیدی از آن را به نمایش می‌گذارند.

۳. فصل ششم

فصل پایانی «خانواده سوپرانو» طولانی‌تر از فصل‌های قبلی است و در مجموع ۲۱ قسمت دارد که در فاصله دو سال پخش شدند. این فصل معمولاً به دو بخش تقسیم می‌شود، اما خطوط داستانی این دو بخش چنان به یکدیگر پیوسته‌اند که برای درک نیمه دوم، شناخت نیمه اول کاملاً ضروری است.

پایان‌بندی «خانواده سوپرانو» در ابتدا با واکنش‌های منفی زیادی مواجه شد، اما امروز یکی از بهترین پایان‌های تاریخ تلویزیون محسوب می‌شود. ۲۰ قسمتی که به قسمت پایانی، «ساخت آمریکا» (Made in America)، منتهی می‌شوند نیز از نظر شدت و تنش، نفس‌گیر و حتی ترسناک هستند.

در فصل اول، ریموند کورتو با بازی جورج لوروس از این شکایت می‌کند که دیگر کسی این روزها «به سنگر نمی‌رود». این جمله اشاره‌ای به فیلم «پدرخوانده» (The Godfather) دارد؛ جایی که خانواده کورلئونه با آغاز جنگ میان گروه‌های مافیایی مخفی می‌شوند.

اما «خانواده سوپرانو» تصویری رمانتیک از مافیا که «پدرخوانده» ارائه می‌دهد را از بین می‌برد. دیگر خبری از جنگ‌های بزرگ مافیایی نیست. با این حال، در فصل ششم خانواده تبهکار سوپرانو واقعاً وارد یک جنگ تمام‌عیار می‌شود و همه درمی‌یابند چرا خشونت «رمانتیک» مافیای قدیم، در واقع وحشتناک است و هیچ شکوهی ندارد.

۲. فصل دوم

فصل دوم جایی است که «خانواده سوپرانو» سرانجام هویت و مسیر خود را پیدا می‌کند. تقریباً تمام ایرادهای جزئی فصل اول برطرف می‌شوند و دو شخصیت فوق‌العاده مهم به سریال اضافه می‌شوند: ریچی آپریل با بازی دیوید پرووال و جانیس سوپرانو با بازی آیدا تورتورو.

ریچی شخصیتی هم‌زمان خنده‌دار و ترسناک است که حضورش در هر صحنه‌ای به‌شدت به چشم می‌آید.

جانیس نیز در طول فصل‌های بعد به یکی از شخصیت‌های فوق‌العاده سریال تبدیل می‌شود. او وزنه تعادلی بسیار خوبی در برابر تونی و لیویا با بازی نانسی مارچند است و گذشته‌ای پر از زخم و آسیب را با خود به همراه دارد که به‌تدریج ریشه‌های بسیاری از مشکلات تونی را آشکار می‌کند.

این افشاگری‌های عمیق هم‌زمان با افزایش انزجار دکتر ملفی با بازی لورین براکو از بیمار خود اتفاق می‌افتد.

با این حال، قلب واقعی فصل دوم در جایی قرار دارد که تونی به‌آرامی متوجه می‌شود بهترین دوستش، پوسی بونپنس‌یرو با بازی وینسنت پاستوره، مخبر اف‌بی‌آی است.

رؤیاهایی که تونی را به این حقیقت می‌رسانند، از بهترین کارگردانی‌ها و عمیق‌ترین کاوش‌های روان‌شناختی در کل سریال هستند.

۱. فصل سوم

فصل سوم را می‌توان نوعی نقطه میانی کوچک در مسیر کلی «خانواده سوپرانو» دانست؛ فصلی که با مرگ جکی آپریل جونیور با بازی جیسون سربون مسیر تازه‌ای پیدا می‌کند.

اگرچه فصل سوم از نظر انسجام کلی شاید به اندازه برخی فصل‌های دیگر یکدست نباشد، اما تماشای قسمت‌های این فصل از هر فصل دیگری می‌تواند لذت‌بخش‌ترباشد.

(Pine Barrens)، «محله آقای روگریو» (Mr. Ruggerio's Neighborhood)، «دانشگاه» (University) و «کارمند برتر ماه» (Employee of the Month) از جمله بهترین قسمت‌های کل سریال هستند.

حتی قسمت‌هایی که در نگاه اول ارتباط چندانی با خط داستانی اصلی ندارند، برای درک مضمون‌ها و ایده‌های موردنظر دیوید چیس اهمیت زیادی دارند.

فصل سوم مملو از ارجاعات و بازگشت‌هایی به اتفاقات آینده است؛ جزئیاتی که در میان شخصیت‌ها و روابطی فوق‌العاده و در حال تحول پنهان شده‌اند.

فصل سوم «خانواده سوپرانو» در نهایت، هرچند با اختلافی بسیار اندک، بهترین فصل این مجموعه است. البته این رتبه‌بندی قطعی نیست؛ اگر سال آینده دوباره فهرست فصل‌ها را مرتب کنیم، شاید فصل سوم جایگاه کاملاً متفاوتی پیدا کند. همین انعطاف‌پذیری نیز بخشی از جذابیت «خانواده سوپرانو» است: سریالی که با هر بازبینی می‌تواند شخصیت‌ها، روابط و داستان‌هایی تازه را در مرکز توجه شما قرار دهد.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image