گره کور ساترا بر پیشانی «کوری»

بر اساس برنامهریزیها و کمپینهای تبلیغاتی گستردهای که از حدود دو هفته پیش آغاز شده بود، همهچیز برای یک افتتاحیه داغ در روز جمعه ۲۹ خردادماه آماده به نظر میرسید. پلتفرمها بیلبوردهای شهری و مجازی خود را به تصویر این سریال اختصاص داده بودند و مخاطبان در گرماگرم این فضاسازی، خود را برای تماشای یک اثر جدید آماده میکردند. اما با فرارسیدن روز موعود، در کمال شگفتی، نهتنها قسمتی بارگذاری نشد، بلکه سایه سنگین توقیف تمام این پازل تبلیغاتی را به هم ریخت.
هرچند تا این لحظه دلیل رسمی و مکتوبی برای این توقف ناگهانی از سوی نهادهای متولی اعلام نشده است، اما نشانهها و شواهد متقن حاکی از آن است که باز هم ساترا در آخرین لحظات، امضای خود را پس گرفته یا مجوز صادرشده را تعلیق کرده است.
در این میان، اگرچه ضرر مادی و معنوی سنگینی به پلتفرمهای پخشکننده و تیم سازنده سریال که سرمایه و زمان خود را پای این پروژه گذاشتهاند، وارد شده، اما ضرر اصلی و جبرانناپذیر متوجه مخاطب است. در مدل اقتصادی شبکه نمایش خانگی، ترغیب مخاطب به خرید یا تمدید اشتراک، مستلزم ارائهی جدول پخش دقیق و جذاب است. بسیاری از کاربران دقیقاً بر اساس زمانبندی اعلامشده برای سریال «کوری»، دست به جیب شده و اشتراک پلتفرمها را خریداری کردهاند و حالا با یک ویترین خالی و وعدهای محققنشده روبرو هستند؛ رفتاری که مصداق عینی آسیب به حقوق مصرفکننده و بیاعتمادی به بازار تصویر است.
اما دامنه این آسیب صرفاً به مخاطبان و صاحبان اثر محدود نمیشود؛ یکی از اصلیترین بازندگان چنین اتفاقاتی خود ساترا است. نهادی که قرار است نقش تنظیمگر و مرجع ثباتبخش بازار صوت و تصویر را ایفا کند، امروز بیش از هر زمان دیگری با بحران اعتبار مواجه شده است. وقتی یک اثر تمام مراحل قانونی را طی میکند، مجوز انتشار دریافت میکند، کمپین تبلیغاتی آن آغاز میشود و حتی در برخی موارد چند قسمت از آن نیز به نمایش درمیآید، اما ناگهان با دستور توقف مواجه میشود، این پرسش جدی شکل میگیرد که فرآیندهای نظارتی دقیقاً در چه مرحلهای انجام میشوند؟
واقعیت آن است که این نخستینبار نیست که چنین سناریویی در شبکه نمایش خانگی تکرار میشود. روندی که این روزها برای بسیاری از فعالان رسانه و مخاطبان به الگویی آشنا تبدیل شده است؛ صدور مجوز، آغاز تبلیغات، وعده انتشار، توقف ناگهانی و در نهایت رفع محدودیت پس از چند روز یا چند هفته. تکرار این چرخه نهتنها به اعتبار آثار و پلتفرمها لطمه میزند، بلکه بیش از همه جایگاه نهادی را تضعیف میکند که خود متولی این فرآیندهاست.
در چنین شرایطی، حداقل انتظار از ساترا شفافیت و پاسخگویی است. سکوت در برابر این پرسشها تنها به شایعات دامن میزند و بیاعتمادی میان مخاطبان و نهادهای نظارتی را افزایش میدهد. تا جایی که برخی این اتفاقات را نه یک تصمیم نظارتی، بلکه بخشی از یک بازی تبلیغاتی میدانند! هرچند عوامل «کوری» این برداشت را بهصراحت رد کردهاند، اما شکلگیری چنین تصوری چندان دور از انتظار نیست؛ چراکه نتیجه سالها تصمیمات ناگهانی و نبود توضیح شفاف است.
در نهایت، مطالبه اصلی از ساترا نه محدودیت بیشتر، بلکه ثبات و پاسخگویی است. نهادی که مسئولیت نظارت را بر عهده دارد، پیش از هر چیز باید از اعتبار خود محافظت کند؛ اعتباری که با هر توقیف دقیقه نودی بیش از گذشته آسیب میبیند.
منبع: چارسوفرهنگ - مریم فضائلی