پایان Stranger Things و پنج پرسش بزرگی که بیپاسخ ماند
.jpg?w=1200&q=75)
پایان سریال «چیزهای عجیب» (Stranger Things) پس از پنج فصل و نزدیک به یک دهه، واکنشهای متفاوتی برانگیخته است. برخی آن را رضایتبخش دانستند و برخی دیگر معتقد بودند که پایانبندی، سادهترین و قابلپیشبینیترین مسیر را انتخاب کرده است. با وجود یک اپیلوگ ۴۰ دقیقهای، بسیاری از عناصر کلیدی داستان همچنان مبهم باقی ماندند.
یکی از بزرگترین ابهامات، سرنوشت هیولاهای دنیای وارونه است. موجوداتی مانند دموگورگون، دموداگها و دموبتها که سالها تهدید اصلی هاوکینز بودند، در قسمت پایانی کاملاً ناپدید شدند. شخصیتها آزادانه از میان پورتالها عبور میکردند، بیآنکه حتی اشارهای به خطر این موجودات شود؛ مسئلهای که با منطق پنج فصل گذشته سازگار نیست.
پرسش مهم دیگر، سرنوشت دکتر کی و نیروهای نظامی است. با وجود حضور بازیگر بزرگی مانند لیندا همیلتون، این شخصیت در پایان ناگهان از داستان حذف میشود. پس از مرگ ظاهری الون، نه او و نه ارتش هیچ نقشی در ادامه روایت ندارند و در اپیلوگ ۱۸ ماه بعد نیز هیچ اشارهای به آنها نمیشود.
همچنین غیبت ویکی و ماری در پایانبندی، طرفداران را سردرگم کرده است. ویکی که رابطهاش با رابین در فصل پنجم پررنگ شده بود، در اپیلوگ کاملاً ناپدید میشود. ماری نیز با وجود نقش مهمش در شکست وکنا، هیچ توضیحی درباره وضعیتش دریافت نمیکند.
ابهام مهم دیگر، وضعیت ویل پس از نابودی وکنا و مایند فِلِیر است. ویل که در فصل پنجم قدرتهای ذهنی و ارتباطش با شبکهٔ ذهنی هیولاها به اوج رسیده بود، در نبرد نهایی هیچ آسیبی نمیبیند؛ در حالیکه منطق داستان انتظار دیگری ایجاد کرده بود.
در نهایت، سرنوشت الون همچنان مبهم است. سریال ابتدا مرگ او را نشان میدهد، اما سپس با توضیح مایک احتمال زندهبودنش را مطرح میکند؛ توضیحی که بر پایهٔ تواناییهای کالی برای ایجاد تصویر ذهنی است. این پایان دوپهلو، بسیاری از طرفداران را ناراضی گذاشته است.
(Stranger Things) به پایان رسیده، اما پرسشهای بزرگش همچنان باقی است؛ پرسشهایی که شاید تنها یک اسپینآف بتواند پاسخ دهد.