جستجو در سایت

1404/12/20 12:43

میرزا کوچک خان که بود؟ | علت مرگ و آرامگاه سردار جنگل

میرزا کوچک خان که بود؟ | علت مرگ و آرامگاه سردار جنگل
یونس استاد سرایی مشهور به میرزا کوچک خان جنگلی از مبارزان مشروطه‌خواه ایران بود که با هدف آزادی کشور از چنگال بیگانه، نهضت جنگل را پایه‌ریزی کرد.
به گزارش سلام سینما

میرزا کوچک خان جنگلی از سرداران معروف گیلک، مبارز انقلابی، مشروطه‌خواه و رهبر جنبش جنگل بود؛ فردی که تمام تلاش خود را برای آزادی ایران از نفوذ قوای روس و انگلیس به کار گرفت. اگرچه شیوه مبارزه میرزا کوچک خان خالی از اشتباه نبود، همواره از او به‌عنوان فردی وطن‌پرست و آزادی‌خواه یاد می‌شود. حدود هفت سال از زندگی میرزا به مبارزه گذشت و در نهایت، در ۴۱ سالگی و در میان برف و سرما جان داد. زندگی کوتاه سردار جنگل، در نگاه بسیاری از افراد با آزادی‌خواهی و وطن‌پرستی پیوند خورده است. در این نوشتار به بخشی از زندگینامه و مبارزات میرزا کوچک خان و نهضت جنگل پرداخته‌ایم.

خلاصه زندگینامه میرزا کوچک خان جنگلی:

میرزا کوچک خان جنگلی که بود؟

میرزا کوچک جنگلی، ملقب به «میرزا کوچک»، «کوچک خان»، «کوچک جنگلی» یا «سردار جنگل»، مبارزی انقلابی و از مشروطه‌خواهان ایران و رهبر نهضت جنگل بود. فردی با تحصیلات دینی و حوزوی که دغدغه آزادی ایران از چنگال بیگانه را داشت و از این‌ رو، از درس و مکتب جدا شد و به قیام مشروطه پیوست. مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی و تلاش برای تشکیل نظامی قانون‌مند با هدف برقراری عدالت، رفاه و آسایش در کشور را دلیل اصلی قیام میرزا کوچک خان جنگلی عنوان می‌کنند.

میرزاکوچک خان مدتی توسط روس‌ها به تبعید رفت و پس از بازگشت به زادگاه خود، جنبش جنگل را تشکیل داد. درگیری‌های مسلحانه میان یاران میرزا کوچک خان و روس‌ها و انگلیسی‌ها، طی دو دوره و در فاصله میان سال‌های ۱۲۹۳ تا ۱۳۰۰ خورشیدی ادامه پیدا کرد. در این میان، برخی او را عنصر شوروی می‌دانستند و عده‌‌ای چون ژنرال «دنسترویل» (Dunsterville) انگلیسی (که در جبهه مقابل میرزا بود) کوچک جنگلی را مردی بزرگ و وطن‌پرست معرفی می‌کردند. اغلب اندیشمندان ملی یا مذهبی نیز از وی به‌عنوان مبارزی ملی، شجاع و غیرتمند یاد کرده‌‌اند. گفته می‌شود که نفوذ معنوی میرزا و ۱۷ یار جنگلی‌اش در همه نقاط فومن و اطراف رشت، کاملا محسوس بود و مردم با کمترین احساس خطر و ناامنی به سراغ آنان می‌رفتند.

افزایش سطح تعلیمات عمومی با ‌افتتاح مدارس و تعلیمات اجباری و مجانی به‌منظور استفاده همه اقشار جامعه از مزایای علم و دانش، از جمله اهداف فرهنگی میرزا کوچک خان جنگلی معرفی می‌شود که ظاهرا تنها در سه سال آخر زندگی او محقق شد. بر اساس برخی مستندات موجود نیز علاقه شخصی میرزا کوچک به اشعار فردوسی از یک سو و تهییج روحیه سلحشوری افراد گروه از سوی دیگر، به تشکیل جلسات منظمی برای قرائت شاهنامه در مرکز تاسیسات نظامی جنگل انجامید.

عکاس: کتاب سردار جنگل، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی / ویکی مدیا

عمر ۴۳ ساله میرزا کوچک خان، صرف مبارزه با استبداد و استعمار و تقویت روحیه ملی‌گرایی، به‌ویژه در میان جوانان شد. شکست نهضت جنگل و مرگ میرزا، پایانی بر این مبارزه بود؛ اما نام کوچک جنگلی با همه تعاریف یا نقدهای وارد بر عملکرد وی، به‌عنوان مردی وطن‌پرست و مدافع آزادی در تاریخ ایران‌زمین به ثبت رسید.

زندگینامه میرزا کوچک خان

میرزا یونس استادسرایی فرزند «میرزا بزرگ استادسرایی» (از ملاکین و بزرگان شهر رشت) و معروف به میرزا کوچک در سال ۱۲۵۹ خورشیدی در محله قدیمی استادسرای شهر رشت متولد شد. او که در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشوده بود، تحصیلات اولیه را به آموختن علوم دینی و قواعد صرف و نحو در مدرسه علمیه حاجی حسن واقع در صالح آباد رشت و مدرسه جامع این شهر سپری کرد.

برای تکمیل آموخته‌های خود و تحصیل دروس حوزوی راهی مدرسه صالحیه قزوین و سپس مدرسه محمودیه تهران شد؛ با این حال، هیچ‌گاه به کسوت روحانیت در نیامد و مسیر افکارش با حوادث سیاسی اجتماعی آن دوران تغییر کرد. از منظر صفات اخلاقی، وی را مردی مودب، متواضع، خوش‌‌ برخورد، با عاطفه، معتقد به اصول اخلاقی و دینی، طرفدار عدل و حامی مظلوم معرفی می‌کنند.

میرزاکوچک خان در ۱۲۸۶ خورشیدی با پیوستن به صف آزادی‌خواهان گیلان، در فتح قزوین شرکت کرد و برای سرکوب محمد‌علی شاه قاجار به تهران آمد. مدتی به کمک ستارخان شتافت و سرانجام به‌دلیل فعالیت‌های آزادی‌خواهانه، توسط روس‌ها از رشت تبعید و راهی تهران شد. پس از آزادی از تبعید در سال ۱۲۹۳ شمسی، بار دیگر به رشت برگشت و علاوه بر مطالبات مشروطه‌خواهانه، برای نجات ایران و به‌ ویژه گیلان از اشغال قوای خارجی همت گماشت.

با اوج‌گیری نهضت مشروطه در تهران، کانونی تحت عنوان «مجلس اتحاد» توسط آزادی‌خواهان رشت تشکیل شد و افرادی به‌عنوان فدایی به این تشکل پیوستند که میرزا کوچک جنگلی نیز یکی از آنان بود. این مجلس را در ۱۲۹۴ خورشیدی با «هیئت اتحاد اسلام» جایگزین کردند و یک گروه ۱۷ نفره آن را در رشت تشکیل دادند. میرزا از جمله اعضای موثر آن گروه به حساب می‌آمد و طولی نکشید که رهبری این تشکل را بر عهده گرفت. هدف از این جنبش آزادی‌خواهانه، اخراج نیروهای بیگانه، رفع بی‌عدالتی، مبارزه با خودکامگی و استبداد و برقراری دولتی مردمی اعلام شد. ابراهیم فخرایی از اعضای نهضت و نویسنده کتاب سردار جنگل، ایدئولوژی جنگلی‌ها را به نقل از روزنامه جنگل این‌گونه شرح می‌دهد:

  • ما قبل از هرچیز طرفدار استقلال مملکت ایران هستیم. استقلالی به تمام معنی کلمه یعنی بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی، اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی که هرچه بر سر ایران آمده از فساد تشکیلات است. ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانان هستیم. این است نظریات ما که تمام ایرانیان را دعوت به هم‌صدایی کرده و خواستار مساعدتیم.
  • - ابراهیم فخرایی

در ابتدای مرام‌نامه جنگلی‌ها چنین آمده است:

آسایش عمومی و نجات طبقات زحمتکش ممکن نیست؛ مگر به تحصیل آزادی حقیقی و تساوی افراد انسانی بدون فرق نژاد و مذهب در اصول زندگانی و حاکمیت اکثریت به‌واسطه منتخبان ملت.

قیام ضد‌ بیگانه میرزا کوچک هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی اول، در لوشان رودبار شکل گرفت که به‌عنوان دوره اول جنبش جنگل شناخته می‌شود. در این زمان، نیرو‌های نظامی روس در مناطق شمالی ایران حضور داشتند و مردم، کسبه و کشاورزان از ظلم و تعدی آنان در امان نبودند. از این جهت، بسیاری از مردم گیلان، به‌ویژه جوانان داوطلب هم‌سو با افکار آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان، به او پیوستند.

تصویر میرزا کوچک خان و یاران نهضت جنگل

«نهضت جنگل»، «حزب جنگل» یا همان کمیته اتحاد اسلام تا پایان سال ۱۲۹۶ خورشیدی بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، طالش، کجور و تنکابن را زیر نفوذ خود در آوردند. فداییان نهضت جنگل در فروردین سال ۱۲۹۷ خورشیدی نیز موفق شدند تا مواضع مهم راه رشت-منجیل را در اختیار بگیرند. در مرداد ماه آن سال و در پی امضای قراردادی میان نمایندگان کمیته اتحاد اسلام با نمایندگان انگلیس در رشت و ایجاد اختلاف نظرهایی میان این گروه، میرزا کمیته اتحاد اسلام را منحل کرد و کمیته انقلابی گیلان را با اعضای باقی‌مانده تشکیل داد.

در بهمن ماه همان سال نیز طرحی تازه برای از بین بردن نهضت جنگل به میان آوردند. وثوق‌الدوله (نخست وزیر وقت) پیام صلحی توسط محمد تدین به میرزا فرستاد و از او خواست نیروی مسلح خود را در اختیار دولت بگذارد. میرزا این خواسته را نپذیرفت و وثوق در پایان سال،‌ تیمورتاش را با اختیار تام به استانداری گیلان برگزید.

در خرداد ۱۲۹۸ خورشیدی، فرمانده نیروی قزاق کلنل «استاروسلسکی» (Starosselsky) با اختیار تام، مامور سرکوب نهضت گیلان شد. توپخانه و هواپیماهای نظامی انگلیس نیز به کمک او آمدند و پس از درگیری‌های بسیار، عده‌ای از سران نهضت جنگل از جمله «دکتر حشمت» تسلیم نیروهای دولتی شدند.

در آغاز پیروزی انقلاب اکتبر روسیه، روابط جنبش جنگل، میرزا کوچک خان و روس‌ها حسنه شد؛ اما پس از مدتی، روس‌ها با تغییر سیاست خود از حمایت جنگلی‌ها دست برداشتند. ارتش سرخ شوروی با هدف سرکوب وارد بندر انزلی شد؛ اما در نهایت، بر برقراری حکومتی خود مختار در محدوده گیلان با میرزا کوچک خان به توافق کلی رسید.

با تهییج و تشویق قوای روس، نهضت جنگل تصمیم گرفت تا حکومت جمهوری را در کل کشور توسعه دهد. از این جهت، با انتشار بیانیه‌ای در خرداد ماه سال ۱۲۹۹ خورشیدی، تشکیل کمیته انقلاب ایران و تاسیس حکومت جمهوری اعلام شد و میرزا کوچک را نیز به‌عنوان رهبر یا رئیس‌جمهوری این دولت انقلابی معرفی کردند. با این حال، با حمایت بلشویک‌های روس، اغتشاش انقلابی‌های سرخ طرفداران شوروی و رهبری و حمایت فرمانده قوای مسلح این کشور، در مرداد ماه همان سال علیه میرزا کودتایی شکل گرفت.

پس از آن، همه طرفداران میرزا دستگیر و دولت جدیدی با کنترل «احسان‌الله خان دوستدار» (دومین چهره برجسته جنبش جنگل) تشکیل شد که به‌دلیل عدم استقبال مردم و اختلافات داخلی، به بن‌بست رسید.

در پاییز سال ۱۳۰۰ خورشیدی و پس از درگیری و تسلیم برخی از نیروهای جنگلی، رشت به تصرف کامل نیروهای دولتی به فرماندهی رضاخان سردار سپه درآمد. کوچک خان نمایندگانی به نزد سردار سپه فرستاد تا درباره نهضت جنگل و آینده گیلان با وی مذاکره کنند. نقل است که رضاخان در پاسخ آنان چنین نوشت:

  • من شخصا و به نام دولت ایران، تصدیق می‌کنم که تمام عملیات انقلابیون جنگل تا این ساعت به نفع ایران و ملت ایران و حتی حکومت ایران بوده است؛ ولی فعلا زمام امور به دست من داده شده و من هم ادامه همان نهضت را دنبال می‌کنم. بنابراین در این تاریخ مقدرات خود را به من بسپارید.
  • - رضاخان سردار سپه

رضاخان در ادامه، اعلامیه‌ای صادر کرد و از تمام اشخاصی که طرفدار میرزا بودند خواست تا پیش از حمله تسلیم شوند؛ در غیر این صورت در امان نخواهند بود. میرزا کوچک خان نیز پس از ۱۰ روز به‌همراه گائوک آلمانی معروف به هوشنگ که تنها یار وفادارش در آن روزها بود، در برف و بوران راه خلخال جان داد. ابراهیم فخرایی در این باره می‌نویسد:

  • قوای متفرق جنگل، تک‌تک و جوخه‌جوخه به سوی اردوی دولت (قوای رضاخان سردار سپه) متوجه شده و تسلیم می‌شد. کسانی هم که مقاومت می‌کردند یا کشته یا دستگیر می‌شدند. البته مقاومت در این لحظات بحرانی تجسمی از یک نوع دیوانگی بود؛ زیرا نه سازمانی باقی مانده و نه مامنی که به آنجا پناه برده شود و نه فرماندهی که از روی نقشه و تاکتیک صحیح، عملیات جنگی را اداره کند.
  • - ابراهیم فخرایی

فرزندان میرزا کوچک خان جنگلی

بر اساس منابع تاریخی معتبر، می‌توان گفت که میرزا کوچک‌ خان فرزند شناخته‌شده‌ای نداشت. او ازدواج کرده بود؛ اما گزارشی معتبر درباره داشتن فرزند از او در اسناد تاریخی وجود ندارد و صرفا برخی روایت‌های شفاهی یا مطالب غیررسمی به داشتن فرزند اشاره کرده‌اند. این موضوع که اطلاعاتی درباره همسر و فرزندان او منتشر نشده است را می‌توان به ماهیت مبارزه چریکی میرزا کوچک خان نسبت داد؛ چراکه با شناسایی خانواده میرزا، دشمنان نهضت جنگل امکان گروگان‌گیری و وارد کردن فشار را به دست می‌آوردند.

از طرفی می‌توان این‌گونه برداشت کرد که بعد از سرکوب خونین جنبش جنگل در سال ۱۳۰۰ شمسی، این جنبش خاتمه یافته تلقی می‌شد و دوره‌ای از سرکوب آغاز شد. پروفسور شاپور رواسانی، مورخ نهضت جنگل، درباره این برهه زمانی معتقد است:

  • وقتی میرزاکوچک خان کشته شد، خانوادهاش تحت فشار قرار گرفتند و عدهای نام خانوادگی‌شان را از ترس عوض کردند. عده‌ای هم از گیلان فرار کردند. عدهای هم هویتشان را از ترس سیستم پنهان کردند؛ چون ضربه کاملا خشن و شدید بود. به همین دلیل خانه میرزا کوچک برحسب گذشت زمان مخروبه شده بود و در زمان رضاخان، استادسرا یک محله فقیرنشین شد. عده زیادی هم از ترس سیستم منکر داشتن روابط با خانواده میرزا شدند.
  • - شاپور رواسانی

خیانت میرزا کوچک خان

دلیل وارد شدن اتهام خیانت به میرزا کوچک خان جنگلی عمدتا به اواخر دوران نهضت جنگل برمی‌گردد. مواردی از جمله ائتلاف با کمونیست‌ها، تاسیس جمهوری گیلان و اختلافات داخلی نهضت از جمله دلایلی هستند که موجب بدبینی عده‌ای نسبت به میرزا کوچک خان شدند. برخی از منتقدان عملکرد میرزا کوچک، ائتلاف او با بلشویک‌های شوروی را زمینه‌ساز نفوذ بیگانه و آغاز تجزیه‌طلبی می‌دانند.

هواداران میرزا این موضوع را یک اشتباه محاسباتی می‌دانند. آن‌ها معتقدند میرزا کوچک این اقدام را با هدف مبارزه با استعمار انگلیس انجام داده بود. با توجه به شرایط سیاسی آن دوران و فشارهای شدید به نهضت جنگل، اکثر مورخان اقدامات جنجال‌ برانگیز میرزا را ناشی از شرایط اضطراری می‌دانند و نه به نشانه خیانت به وطن.

میرزا کوچک خان کجا و چگونه کشته شد؟

در روزهای پایانی آبان ۱۳۰۰ خورشیدی، نیروهای قزاق داخلی به سرکردگی رضاخان سردار سپه با نیروهای تسلیم شده جنگلی و خوانین محلی متحد شدند و طی حملات متعدد، نیروهای جنگل را وادار به عقب‌نشینی کردند. پس از این درگیری‌ها، برخی از سران جنگل تسلیم یا پنهان شدند و میرزا نیز خود را برای ۱۰ روز مخفی کرد. در آخرین نامه‌ای که از وی باقی مانده است، از ناپایداری بعضی از یاران خود گله کرده است:

  • با رویه‌ای که دشمنانمان در پیش گرفته‌اند، شاید بتوانند به‌طور موقت یا دائم توفیق حاصل کنند؛ ولی اتکای من و همراهانم به خداوند دادگری است که در بسیاری از این مهالک حفظم کرده است. افسوس می‌خورم که مردم ایران مرده‌ پرستند و هنوز قدر این جمعیت را نشناخته‌اند؛ البته بعد از محو ما خواهند فهمید که بوده‌ایم و چه می‌خواستیم و چه کرده‌ایم. اکنون منتظرند روزگاری را ببینند که از جمعیت ما اثری در میان نباشد؛ اما وقتی از افکار و انتظاراتشان نتایج تلخ را مشاهده کردند، آن وقت است که ندامت حاصل خواهند کرد و قدر و منزلت ما را خواهند فهمید. امروز دشمنان، ما را دزد و غارتگر خطاب می‌کنند و حال آنکه هیچ قدمی جز در راه آسایش و حفاظت مال و ناموس مردم بر نداشته‌ایم. ما این اتهامات را می‌شنویم و حکمیت را به خداوند قادر و حاکم علی‌الاطلاق واگذار می‌کنیم.
  • - میرزا کوچک خان

میرزا کوچک به‌همراه یار آلمانی تبار خود گائوک، قصد گذر از کوه‌های تالش و رسیدن به خلخال را داشت که گرفتار خشم طبیعت شد. نقل است که میرزا در میان برف و طوفان، گائوک (هوشنگ) را به دوش کشید و چند قدمی پیش برد. در نهایت، سرهایشان بر شانه یکدیگر افتاد و در آذر ماه سال ۱۳۰۰ خورشیدی در میان برف و یخ جان سپردند.

با دستور «محمد خان سالار شجاع» برادر امیر مقتدر طالش، اهالی را از دفن اجساد منع و سپس، سر یخ زده میرزا توسط خالو قربان هرسینی از بدنش جدا شد. سر بریده کوچک جنگلی را در ماسال به امیر مقتدر رساندند و سپس در رشت، به فرماندهان نظامی تسلیم کردند. جسم بدون سر را در گورستان دهکده به خاک سپردند و سر را در مجاورت سربازخانه رشت، ‌تا مدت‌ها در معرض دید عموم قرار دادند.

در نهایت سر بریده میرزا را به تهران و نزد رضاخان فرستادند و به دستور وی در گورستان حسن‌آباد دفن کردند. شخصی به نام مشهدی «کاس آقا حسام» که از یاران قدیمی میرزا بود، سر را محرمانه از گورگن تحویل گرفت و به رشت برد و در مکانی موسوم به سلیمان داراب به خاک سپرد. آزادی‌خواهان گیلان در شهریور ماه ۱۳۲۰ خورشیدی، جسد را نیز به رشت منتقل کردند و در کنار سر به خاک سپردند.

آرامگاه میرزا کوچک خان کجاست؟

آدرس آرامگاه میرزا کوچک خان: استان گیلان، رشت، محله سلیمان داراب، قبرستان سلیمان داراب (مشاهده روی نقشه)

جسم میرزا کوچک جنگلی به زادگاهش رشت منتقل شد و در قبرستان سلیمان داراب این شهر آرام گرفت. در سال ۱۳۶۰ خورشیدی، طرح مقبره را مطرح کردند و پس از ۱۱ سال، بنای یادبودی بر مزار ساختند که مقبره‌ای ساده، اما از نظر اصول معماری سنتی بسیار چشم‌نواز است. آرامگاه میرزا کوچک خان در خرداد ماه سال ۱۳۸۲ خورشیدی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image