برلیناله ۲۰۲۶ در محاصره خشم هنرمندان و سایه سنگین نسلکشی

سینمای جهان در فوریه ۲۰۲۶ شاهد یکی از دراماتیکترین و پرحرارتترین دورههای خود است؛ جایی که پردههای نقرهای نه با نور آپاراتها، بلکه با شعلههای خشم هنرمندان بینالمللی نسبت به سیاستهای دوگانه نهادهای فرهنگی غرب روشن شده است.
جشنواره بینالمللی فیلم برلین، موسوم به برلیناله، که دههها با افتخار عنوان «سیاسیترین جشنواره فیلم جهان» را یدک میکشید، اکنون در هفتاد و ششمین دوره خود (۱۲ تا ۲۲ فوریه ۲۰۲۶) با بحرانی روبروست که پایههای مشروعیت آن را لرزانده است.
این بحران زمانی به اوج رسید که بیش از ۸۰ نفر از چهرههای سرشناس سینمای جهان، از جمله خاویر باردم و تیلدا سوئینتون، در نامهای سرگشاده سکوت جشنواره در قبال جنگ غزه را محکوم کرده و آن را نشانهای از «نژادپرستی ساختاری علیه فلسطینیان» دانستند. همزمان، انصراف اعتراضی آرونداتی روی، نویسنده و فعال بزرگ هندی، ضربهای حیثیتی بر پیکره جشنوارهای وارد کرد که مدعی است «صدای محرومان» است.
پارادوکس ویم وندرس: وقتی هنر از سیاست «فرار» میکند
جرقه اصلی این انفجار در کنفرانس مطبوعاتی افتتاحیه جشنواره زده شد؛ جایی که ویم وندرس، کارگردان اسطورهای آلمان و رئیس هیئت داوران بخش مسابقه اصلی، در پاسخ به پرسشی درباره سکوت برلیناله در برابر کشتار غیرنظامیان در غزه، اظهاراتی بیان کرد که از سوی منتقدان به عنوان «تلاش برای سلب مسئولیت اخلاقی» توصیف شد.
وندرس با بیان اینکه «ما باید از سیاست دوری کنیم»، مدعی شد که سینما «وزنه تعادلی در برابر سیاست» و «نقطه مقابل آن» است. او تأکید کرد که کار هنرمندان انجام کار مردم است و نه کار سیاستمداران.
این رویکرد در حالی از سوی وندرس اتخاذ شد که جشنواره برلین در سالهای اخیر، صریحترین مواضع سیاسی را در قبال تحولات اوکراین و ایران اتخاذ کرده بود. هنرمندان معترض در نامه خود به «ورایتی» اشاره کردند که این تضاد رفتاری، نشاندهنده یک «نژادپرستی نهادینه شده» است که ارزش جان انسانها را بر اساس جغرافیا و نژاد طبقهبندی میکند.
آنها به شدت با ادعای وندرس مخالفت کرده و تأکید کردند که فیلمسازی و سیاست غیرقابل تفکیک هستند و هنر نمیتواند در برابر نسلکشی که در زمان واقعی و پیش چشم جهانیان در حال وقوع است، ادعای بیطرفی کند.

آرونداتی روی و زلزله اخلاقی در برلیناله
تصمیم آرونداتی روی برای خروج کامل از جشنواره، به عنوان یکی از مهمترین لحظات برلیناله ۲۰۲۶ ثبت شد. روی که قرار بود برای نمایش فیلم کلاسیک خود در سال ۱۹۸۹ با عنوان «در آن چیزی که آنی به آنها میدهد» در برلین حضور یابد، پس از شنیدن مواضع هیئت داوران، در بیانیهای که در نشریه «د وایر» منتشر شد، این سخنان را «بهتآور» و «غیرقابل توجیه» خواند.
روی که پیش از این نیز از مواضع دولت آلمان در حمایت از اسرائیل به شدت آزرده بود، اعلام کرد که هنر در چنین شرایطی باید تمام توان خود را برای توقف جنایت علیه بشریت به کار گیرد، نه اینکه با سکوت خود بر آن سرپوش بگذارد.روی با صراحتی بیسابقه، اسرائیل را به نسلکشی مردم فلسطین متهم کرد و دولتهای ایالات متحده و آلمان را به دلیل حمایتهای مالی و نظامی، «شریک جرم» نامید. او خاطرنشان کرد که اگر بزرگترین هنرمندان جهان نتوانند در چنین لحظه حیاتی قد علم کنند، تاریخ درباره آنها قضاوت سختی خواهد داشت.
خروج او با انصراف دیگر فیلمسازان از جمله حسین شریفه و عطیات الأبنودی همراه شد که در اعتراض به رویکرد سانسورمحور جشنواره، آثار خود را از بخشهای مختلف خارج کردند.

خاویر باردم: نماد مقاومت در قلب هالیوود
نام خاویر باردم، بازیگر برنده اسکار، در صدر فهرست هنرمندانی قرار دارد که برلیناله را به چالش کشیدهاند. باردم که در سپتامبر ۲۰۲۵ و در مراسم جوایز امی با پوشیدن چفیه فلسطینی و سردادن شعار «فلسطین آزاد» به صدر اخبار جهان رفته بود، اکنون به یکی از ستونهای جنبش تحریم نهادهای همدست با اشغالگری تبدیل شده است.
او در مراسم امی ۲۰۲۵ با استناد به گزارشهای «انجمن بینالمللی محققان نسلکشی» (IAGS)، خواستار برقراری تحریمهای دیپلماتیک و تجاری علیه اسرائیل شده بود.باردم در پاسخ به بیانیههای شرکتهایی مانند «پارامونت» که این تحریمها را تلاش برای خاموش کردن صدای هنرمندان میخواندند، با صراحت اعلام کرد که هدف این جنبش، هویت افراد نیست، بلکه نهادها و شرکتهایی هستند که در حال تطهیر جنایات رژیم آپارتاید هستند.
او به همراه تیلدا سوئینتون و بیش از ۱۳۰۰ هنرمند دیگر، پیمانی را امضا کرده است که از همکاری با هر موسسه اسرائیلی که در نسلکشی غزه نقش داشته یا نسبت به آن سکوت کرده است، خودداری کنند.

این فهرست شامل ستارگان بزرگی همچون الیویا کلمن، مارک رافلو، ریتز احمد و آدام مککی است.
افشای جنایت در غزه: بمبهای تبخیرکننده و فیزیک نابودی
یکی از ابعاد تکاندهندهای که در اعتراضات هنرمندان به آن استناد شده است، نتایج تحقیقات واحد بررسی الجزیره با عنوان «بقیه داستان» است. این گزارش مستند میکند که چگونه نیروهای اسرائیلی از سلاحهای ترموباریک (بمبهای خلا) ساخت ایالات متحده استفاده میکنند که منجر به پدیدهای هولناک به نام «تبخیر» انسانها شده است.
بر اساس آمارهای دفاع مدنی غزه، ۲۸۴۲ فلسطینی به گونهای هدف قرار گرفتهاند که هیچ بقایایی از پیکر آنها به جز لکههای خون یا قطعات بسیار ریز گوشت بر جای نمانده است.
این تسلیحات که شامل بمبهای MK-۸۴ (موسوم به چکش) و بمبهای سنگرشکن BLU-۱۰۹ هستند، دمایی بالغ بر ۳۵۰۰ درجه سانتیگراد تولید میکنند. با توجه به اینکه بدن انسان عمدتا از آب تشکیل شده است، قرار گرفتن در معرض چنین حرارتی باعث جوشیدن آنی مایعات بدن و تبدیل بافتها به خاکستر در کسری از ثانیه میشود. هنرمندان معترض در بیانیههای خود تأکید کردهاند که آلمان به عنوان دومین صادرکننده بزرگ سلاح به اسرائیل، مستقیما در تولید این فجایع سهیم است.
آلمان و عصر نوین سانسور: از «اعتصاب آلمان» تا مککارتیسم فرهنگی
بحران در برلیناله ۲۰۲۶ را نمیتوان از فضای امنیتی و سرکوبگرانه حاکم بر فضای فرهنگی آلمان جدا کرد. دولت آلمان که حمایت از اسرائیل را به عنوان «Staatsräson» (دلیل وجودی دولت) تعریف کرده است، اقدامات تنبیهی شدیدی را علیه هنرمندان حامی فلسطین به کار گرفته است.
جنبش «اعتصاب آلمان» واکنشی به همین فضا بود؛ جنبشی که در آن هنرمندان از همکاری با موسسات فرهنگی آلمان که از سیاستهای تفتیش عقاید دولت پیروی میکنند، خودداری کردهاند.
گزارشها حاکی از آن است که موسسات فرهنگی آلمان به طور سیستماتیک شبکههای اجتماعی و فعالیتهای سیاسی هنرمندان را پایش میکنند تا هرگونه صدای مخالفی را خاموش کنند. مواردی مانند لغو جایزه آدانیا شبلی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت و فشار بر هنرمندان یهودی منتقد مانند ماشا گسن، نشاندهنده یک «مککارتیسم نوین»(مککارتیسم در فرهنگ سیاسی جهان برای اشاره به سیاست متهم کردن اشخاص و سازمانها به خیانت و اقدامات براندازانه بدون وجود مدارک و دلایل کافی به کار میرود.) در قلب اروپا است.
در سال ۲۰۲۴، سنای برلین حتی تلاش کرد تا دریافت بودجههای فرهنگی را مشروط به امضای تعهدنامههایی در حمایت از سیاستهای دولت اسرائیل کند که با اعتراض گسترده هنرمندان لغو شد، اما تلاشها برای بازگرداندن این محدودیتها به شکل غیررسمی ادامه دارد.

میراث جنجالی ۲۰۲۴: پلیس در مقابل سینماگران
ریشههای خشم هنرمندان در برلیناله ۲۰۲۶ به اتفاقات تلخ دوره قبلی در سال ۲۰۲۴ بازمیگردد. در آن سال، برنده جایزه بهترین مستند، یووال آبراهام (کارگردان اسرائیلی) و باسل آدرا (کارگردان فلسطینی) برای فیلم «سرزمینی دیگر نیست» ، روی صحنه از وضعیت «آپارتاید» در کرانه باختری سخن گفتند.
این سخنرانی با واکنش هیستریک سیاستمداران آلمانی مواجه شد؛ به گونهای که کای وگنر، شهردار برلین، آن را «تبلیغات ضد اسرائیلی» نامید و حتی گزارش شد که پلیس آلمان تحقیقاتی را علیه این فیلمسازان آغاز کرده است.فشارهای سیاسی ناشی از آن حادثه منجر به استعفای اجباری تیم مدیریتی قبلی جشنواره و انتصاب تریشا تاتل با مأموریت «آرامسازی» فضا شد.
اما تلاش تاتل و ویم وندرس برای تبدیل برلیناله به یک جزیره امن و غیرسیاسی، تنها باعث عمیقتر شدن شکاف میان بدنه هنری و مدیریت جشنواره شده است. هنرمندان در نامه خود اشاره کردهاند که برلیناله به جای دفاع از آزادی بیان، به ابزاری برای اجرای سیاستهای سرکوبگرانه دولت آلمان تبدیل شده است.

صادرات مرگ: آمار رسمی تسلیحات آلمانی در جنگ غزه
در حالی که ویم وندرس از جدایی هنر و سیاست سخن میگوید، آمارهای رسمی نشان میدهند که آلمان تنها در بازه زمانی ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۵، صادرات ۲۵۰.۵ میلیون یورو تجهیزات نظامی به اسرائیل را تایید کرده است. این تجهیزات شامل قطعات تانکهای مرکاوا و خودروهای زرهی است که مستقیما در عملیاتهای زمینی در غزه به کار گرفته میشوند.
تضاد میان بودجههای کلان فرهنگی که برلیناله دریافت میکند و بودجههای نظامی که آلمان برای کشتار در غزه صرف میکند، از نظر معترضان، ریاکاری غیرقابل تحملی است که اعتبار هرگونه جایزه هنری در این کشور را زیر سؤال میبرد.
هنر در دوراهی حقیقت و مصلحت
هفتاد و ششمین دوره جشنواره فیلم برلین در حالی به پایان میرسد که دیگر هیچکس آن را با فیلمهایش به یاد نخواهد آورد. برلیناله ۲۰۲۶ به نمادی از شکست دیپلماسی فرهنگی غرب در برابر وجدان بیدار هنرمندان تبدیل شد. خروج آرونداتی روی و اعتراضات خاویر باردم نشان داد که «سیاستزدایی» از هنر در عصر نسلکشی، خود یک اقدام به شدت سیاسی و در جهت حمایت از وضع موجود است.
بحران کنونی در برلین، پیشدرآمدی بر تغییرات بزرگ در ساختار قدرت در صنعت سینمای جهان است؛ جایی که هنرمندان دیگر حاضر نیستند به عنوان ویترینهای فرهنگی برای دولتهایی عمل کنند که دستشان به خون غیرنظامیان آلوده است. از فرش قرمز لوسآنجلس تا سالنهای اکران برلین، یک پیام واحد شنیده میشود: وقتی حقیقت تبخیر میشود، سینما نمیتواند و نباید سکوت کند.