جستجو در سایت

1405/06/10 20:45

نقد فصل دوم Dark Matter؛ جاه‌طلبی‌های علمی‌تخیلی اپل تی‌وی کمی بیش از حد بزرگ شده‌اند

نقد فصل دوم Dark Matter؛ جاه‌طلبی‌های علمی‌تخیلی اپل تی‌وی کمی بیش از حد بزرگ شده‌اند
فصل دوم «ماده تاریک» ایده‌ها و بازی‌های قدرتمندی دارد، اما وقتی سریال از رمان اصلی بلیک کراوچ فراتر می‌رود، در پیدا کردن مسیر خود با مشکل مواجه می‌شود.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| با وجود تمام تلاش‌های سازندگان، فصل دوم «ماده تاریک» (Dark Matter) از ایده‌ها و بازی‌های درخشانی برخوردار است، اما زمانی که از رمان اصلی بلیک کراوچ فراتر می‌رود، در پیدا کردن جای پای خود با مشکل مواجه می‌شود.

فصل نخست این سریال اپل تی‌وی، مخاطبان را به سفری در جهان‌های چندگانه برد؛ جایی که جیسون دسن تلاش می‌کرد راه خود را به سوی خانواده‌اش پیدا کند. این مسیر در پایان فصل اول به اوج رسید؛ زمانی که دانیلا، چارلی و جیسون ۱ از جعبه و میان نسخه‌های جایگزین جیسون‌های دیگر فرار کردند.

سریال علمی‌تخیلی می‌توانست همان‌جا به پایان برسد و پایان کاملاً قابل‌قبولی هم داشته باشد. فصل اول تقریباً به‌طور کامل روح رمان را حفظ کرده بود و داستان نیز حس یک روایت کامل را منتقل می‌کرد. از سوی دیگر، بلیک کراوچ هرگز دنباله‌ای برای رمان «ماده تاریک» ننوشته بود. بااین‌حال، کراوچ و تیم اپل تی‌وی تصمیم گرفتند داستان را ادامه دهند.

تنها دلیلی که باعث شد طرفداران، از جمله خود منتقد، به فصل دوم امیدوار باشند این بود که بلیک کراوچ مستقیماً در ساخت سریال نقش دارد. او خالق داستان است و جهان آن را به‌خوبی می‌شناسد. اگر قرار بود کسی بتواند داستان «ماده تاریک» را ادامه دهد، آن فرد بلیک کراوچ بود.

پس از تماشای فصل دوم، می‌توان با اطمینان گفت که این فرض چندان هم اشتباه نبود. فصل دوم سریال علمی‌تخیلی جاه‌طلبانه و متفکرانه به نظر می‌رسد. ایده‌های خوبی در آن وجود دارد و داستان مسیر مشخصی را دنبال می‌کند؛ چیزی که درباره بسیاری از سریال‌هایی که از منبع اصلی خود فراتر رفته‌اند، نمی‌توان گفت.

متأسفانه اجرای این ایده‌ها چندان محکم نیست و فصل دوم «ماده تاریک» تا چند قسمت پایانی نمی‌تواند جای پای خود را پیدا کند. به همین دلیل، کیفیت آن در مجموع پایین‌تر از فصل اول است.

فصل دوم «ماده تاریک» کمی پراکنده و ناهماهنگ است


همان‌طور که انتظار می‌رفت، سریال علمی‌تخیلی اپل تی‌وی زمانی که از منبع اصلی خود فاصله می‌گیرد، برای پیدا کردن مسیر مناسب با مشکل مواجه می‌شود؛ هرچند در مقایسه با بیشتر سریال‌هایی که در چنین موقعیتی قرار گرفته‌اند، عملکرد بهتری دارد.

از قسمت اول فصل نخست تا قسمت دهم فصل دوم، داستان همچنان انسجام روایی خود را حفظ می‌کند.

فصل دوم تقریباً بدون مشکل از دل فصل اول بیرون می‌آید، هرچند یک پرش زمانی کوچک در میان آن‌ها وجود دارد. شخصیت‌ها نیز در فصل دوم همچنان با انگیزه‌ها و رفتارهایی که در فصل اول از آن‌ها دیده بودیم، هماهنگ هستند.

حتی زمانی که «ماده تاریک» تصمیم‌های غیرمنتظره‌ای از سوی شخصیت‌ها نشان می‌دهد، این تصمیم‌ها منطقی به نظر می‌رسند. خبری از رفتارهای ناگهانی و کاملاً خارج از شخصیت نیست.

علاوه بر این، جهان‌سازی و منطق علمی سریال نیز همچنان ثابت باقی می‌مانند و خبری از تغییر ناگهانی قوانین داستانی برای ایجاد تأثیر احساسی یا پیشبرد روایت نیست.

فصل دوم «ماده تاریک» همچنان نمونه‌ای برجسته از مشکلاتی است که زمانی ایجاد می‌شوند که یک اقتباس تلویزیونی از منبع اصلی خود فراتر می‌رود.

بااین‌حال، فصل دوم «ماده تاریک» مشکلات زیادی دارد که بیشتر آن‌ها ظاهراً از تلاش بلیک کراوچ برای خلق محتوای کاملاً جدید سرچشمه می‌گیرند.

رمزآلودگی و ریتم سریال در فصل دوم به‌شدت نوسان دارد و این موضوع نوعی شوک ذهنی مداوم برای مخاطب ایجاد می‌کند. قسمت‌های اول و دوم نمونه‌ای عالی از «ماده تاریک» در بهترین حالت خود هستند، اما کیفیت سریال در قسمت‌های سوم و چهارم افت می‌کند. در قسمت پنجم دوباره اوج می‌گیرد، سپس در قسمت ششم ضعیف می‌شود. قسمت هفتم لحظات خوب و ضعیف را در کنار یکدیگر دارد و در نهایت، قسمت‌های هشتم تا دهم دوباره به سطح ابتدای فصل بازمی‌گردند.

مشکل دیگر این است که «ماده تاریک» تلاش می‌کند در هر مقطع زمانی سه یا چهار خط داستانی را به‌طور هم‌زمان دنبال کند. اینکه کدام خط داستانی جذاب‌تر است، از قسمتی به قسمت دیگر تغییر می‌کند.

بخش‌های ضعیف‌تر فصل دوم گاهی فراموش می‌کنند که جنبه‌های چندجهانی، ستون فقرات اصلی سریال علمی‌تخیلی هستند؛ در حالی‌که لحظات قدرتمندتر زمانی شکل می‌گیرند که سریال از تعداد بی‌نهایت جهان و نسخه‌های متعدد یک شخصیت بهره می‌برد.

داستان رفتن چارلی به جشن فارغ‌التحصیلی دبیرستان چندان جذاب نیست؛ همچنین تحقیقات عمدتاً بی‌هدف درباره نسخه‌های مختلف جیسون دسن که مرده‌اند، جذابیت چندانی نداشت. چیزی که واقعاً برایم جذاب است، مواجه شدن شخصیت‌ها با نسخه‌های متفاوت خودشان است.

بازیگران فوق‌العاده «ماده تاریک» سردرگمی جهان‌های موازی را قابل‌تحمل‌تر می‌کنند
فصل دوم «ماده تاریک» علاوه بر آنکه از منبع ادبی اصلی خود فراتر رفته، با چالش تازه‌ای نیز مواجه است.

در فصل اول، تا پایان سریال تنها لازم بود دو نسخه از جیسون را از یکدیگر تشخیص دهیم. یکی از آن‌ها زخمی روی صورتش داشت و همین مسئله تشخیص اینکه کدام جیسون را می‌بینیم آسان می‌کرد.

اما پایان درخشان فصل اول، صرفاً در نتیجه سفر جیسون ۱ برای بازگشت نزد خانواده‌اش، وجود بیش از ۱۰۰ جیسون را مطرح کرد.

بنابراین فصل دوم با ده‌ها شخصیت مختلف روبه‌روست که باید آن‌ها را دنبال کنیم و همین مسئله داستان را بسیار گیج‌کننده‌تر می‌کند.

خانواده دسن‌ها در جست‌وجوی جهان جدید و ایده‌آل، با جیسون‌ها، آمانداها و دانیلاهای بیشتری از جهان‌های دیگر مواجه می‌شوند. جهان چندگانه همچنین امکان حضور نسخه‌های متعدد از لیتون، آماندا و رایان را فراهم می‌کند.

بازی با جهان‌های موازی می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد، اما «ماده تاریک» در تشخیص و متمایز کردن شخصیت‌ها از یکدیگر چندان موفق نیست و گاهی تشخیص اینکه دقیقاً چه کسی را می‌بینیم دشوار می‌شود.

گاهی این مسئله به نفع سریال تمام می‌شود و به تعلیق و درام آن کمک می‌کند. اما در مواقع دیگر، باعث می‌شود نتوانیم از نظر احساسی با شخصیت‌هایی خارج از کاراکترهای اصلی فصل اول ارتباط برقرار کنیم.

حتی جیسون ۲ که یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های سریال بود، بخشی از تأثیرگذاری خود را از دست می‌دهد؛ چون نیمی از اوقات حتی نمی‌توانید مطمئن باشید که واقعاً او را می‌بینید.

هرچقدر هم دنبال کردن شخصیت‌ها دشوار باشد، بازی‌های قدرتمند آن‌قدر خوب هستند که همچنان به تماشای «ماده تاریک» ادامه می‌دهیم.

بازیگران «ماده تاریک» در حد نامزدی جوایز معتبر ظاهر شده‌اند و این حرف اغراق‌آمیز نیست. آن‌ها ستون اصلی روایتی بسیار مبهم و گیج‌کننده هستند.

به‌طور مشخص، جوئل اجرتون و دیو اوکنیی شایسته نامزدی جایزه امی برای فصل دوم «ماده تاریک» هستند.

ای‌کاش حضور بیشتری از آماندا لوکاس با بازی آلیس براگا و رایان با بازی جیمی سیمپسون می‌دیدیم؛ حتی با وجود اینکه هر دو زمان حضور قابل‌قبولی در سریال دارند، زیرا شخصیت‌هایشان به‌شدت جذاب و درگیرکننده هستند.

آماندا بروگل در فصل اول «ماده تاریک» در نقش بلر نتوانست چندان مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، اما نویسندگی و بازی او در فصل دوم باعث شده این شخصیت ابعاد بیشتری پیدا کند و سه‌بعدی‌تر به نظر برسد.

هرچقدر هم دنبال کردن شخصیت‌های متعدد دشوار باشد، بازی‌های قدرتمند باعث می‌شوند همچنان درگیر «ماده تاریک» باقی بمانیم.

متأسفانه گسترده‌تر شدن دامنه داستان، یکی از واقعیت‌های تلخ درباره فصل اول را بیش از گذشته آشکار می‌کند: دانیلا و چارلی، با وجود بازی خوب جنیفر کانلی و اوکس فگلی، کم‌جذابیت‌ترین شخصیت‌های داستان هستند.

آن‌ها در مقایسه با سایر شخصیت‌ها تخت‌تر و کم‌عمق‌تر به نظر می‌رسند. بااین‌حال، این مسئله چیزی از تلاش کانلی و فگلی کم نمی‌کند و هرکدام از آن‌ها دست‌کم در یک قسمت فرصت پیدا می‌کنند واقعاً بدرخشند.

انتخاب‌های داستانی فصل دوم «ماده تاریک» تأثیر خود را می‌گذارند

با وجود ضعف‌های داستانی فصل دوم، سریال تصمیم‌های هیجان‌انگیزی نیز می‌گیرد که نتیجه آن‌ها رضایت‌بخش است.

دو قسمت از بهترین قسمت‌های فصل، داستان را به مسیرهایی کاملاً غیرمنتظره می‌برند. 

در مجموع، از اینکه سریال جهان‌های جدیدی را معرفی کرده که امکان ارائه نقدهای اجتماعی معناداری درباره واقعیت زندگی خودمان را فراهم می‌کنند، لذت خواهید برد.

فصل دوم «ماده تاریک» همچنین گامی رو به جلو در زمینه بازنمایی شخصیت‌های دارای معلولیت شنوایی برمی‌دارد و شخصیتی ناشنوا را معرفی می‌کند که تنها از طریق زبان اشاره ارتباط برقرار می‌کند.

این شخصیت فردی مسن‌تر است و به‌جای زبان اشاره آمریکایی (ASL) از Signed English استفاده می‌کند؛ انتخابی که شاید با دوره‌ای دردناک از تاریخ جامعه ناشنوایان ارتباط داشته باشد؛ زمانی که مدارس دولتی استفاده از Signed English و روش‌های شفاهی را به‌جای ASL اجباری می‌کردند.

در نهایت، سریال زمانی را نیز به توضیح برخی مفاهیم علمی اختصاص می‌دهد. این کار از طریق گفت‌وگوی جیسون با یکی دیگر از شخصیت‌ها درباره جعبه انجام می‌شود.

برخی مخاطبان احتمالاً از قبل با مباحث مکانیک کوانتومی مطرح‌شده در این صحنه آشنا هستند، اما این توضیحات می‌تواند به مخاطبان گسترده‌تر کمک کند تا با مبانی علمی پشت داستان «ماده تاریک» آشنا شوند.

علاوه بر این، توضیحاتی که در این صحنه ارائه می‌شود، دری را به سوی حقیقتی عمیق‌تر و احساسی‌تر باز می‌کند؛ حقیقتی که در صورت ساخته شدن فصل سوم «ماده تاریک» می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد.

آیا فصل دوم «ماده تاریک» ارزش تماشا دارد؟

در نهایت، فصل دوم «ماده تاریک» کارهای زیادی را درست انجام می‌دهد؛ از حفظ انسجام روایی گرفته تا ارائه بازنمایی مناسب از شخصیت‌های متفاوت.

به‌راحتی می‌توان گفت که نقاط قوت فصل دوم بیشتر از نقاط ضعف آن است.

بااین‌حال، فصل دوم «ماده تاریک» همچنان نمونه‌ای برجسته از مشکلاتی است که زمانی رخ می‌دهند که یک اقتباس تلویزیونی از منبع اصلی خود فراتر می‌رود.

اولین قسمت فصل دوم «ماده تاریک» از ۲۸ اوت در اپل تی‌وی در دسترس قرار گرفته و پس از آن، هر جمعه یک قسمت جدید منتشر خواهد شد.

منبع: Screenrant
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image