جستجو در سایت

1405/05/21 20:30

۸ سریال برتر پسا‌آخرالزمانی دهه اخیر؛ از Fallout تا The Last of Us

۸ سریال برتر پسا‌آخرالزمانی دهه اخیر؛ از Fallout تا The Last of Us
از آخرالزمان‌های زامبی‌محور و همه‌گیری‌های مرگبار گرفته تا جوامع زیرزمینی و هجوم بیگانگان؛ در این مطلب نگاهی داریم به ۸ سریال پسا‌آخرالزمانی برتر یک دهه اخیر که هرکدام تصویری متفاوت از پایان تمدن بشری ارائه می‌دهند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| ژانر پسا‌آخرالزمانی طی یک دهه اخیر بار دیگر به یکی از محبوب‌ترین زیرشاخه‌های علمی‌تخیلی تبدیل شده است. موفقیت سریال «مردگان متحرک» (The Walking Dead) در میانه دهه ۲۰۱۰ باعث شد داستان‌هایی درباره هجوم زامبی‌ها، فروپاشی تمدن و تلاش انسان‌ها برای بقا بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرند. چند سال بعد نیز همه‌گیری کووید-۱۹، تجربه‌ای واقعی و جهانی از یک بحران آخرالزمانی را پیش روی مردم قرار داد؛ اتفاقی که باعث شد آثاری مانند «سیلو» (Silo)، «آخرین بازمانده از ما» (The Last of Us)، «فال‌اوت» (Fallout) و «ایستگاه یازده» (Station Eleven) معنای متفاوتی پیدا کنند.

در میان آثار این ژانر، برخی تصویری امیدوارکننده از پایان جهان ارائه می‌دهند و نشان می‌دهند که حتی پس از فروپاشی تمدن نیز امکان بازسازی و یافتن معنا وجود دارد. در مقابل، سریال‌هایی مانند «سرگذشت ندیمه» (The Handmaid's Tale) تصویری تاریک، بی‌رحمانه و نگران‌کننده از آینده ارائه می‌کنند.

در ادامه با ۸ سریال پسا‌آخرالزمانی برتر یک دهه اخیر از نگاه سایت اسکرین‌رنت آشنا می‌شویم.

۸. The Walking Dead: Daryl Dixon


ژانر: درام، ترسناک، اکشن، علمی‌تخیلی
 سال انتشار: ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶

حدود یک دهه پیش، «مردگان متحرک»، یکی از محبوب‌ترین سریال‌های تلویزیونی جهان، به اثری تبدیل شد که بیشتر طرفداران دوآتشه این مجموعه آن را دنبال می‌کردند. پس از مرگ دردناک گلن به دست نیگان، بخش قابل‌توجهی از مخاطبان سریال را کنار گذاشتند و دیگر بازنگشتند. بسیاری از طرفداران باقی‌مانده نیز در ادامه، پس از فرسایشی شدن سریال اصلی و گسترش بی‌وقفه دنیای آن با اسپین‌آف‌های متعدد، از این مجموعه فاصله گرفتند.

بااین‌حال، در میان انبوه اسپین‌آف‌های The Walking Dead، یک اثر توانست خلاف جریان حرکت کند: «مردگان متحرک: دریل دیکسون» (The Walking Dead: Daryl Dixon).

این سریال با نخستین فصل خود و ماجراجویی متفاوت در پاریس، جانی تازه به این مجموعه بخشید و با ورود کارول در فصل دوم، جذاب‌تر نیز شد. فصل سوم حتی یک قدم فراتر رفت و دریل و کارول را به اسپانیا برد تا ماجراجویی‌ای با حال‌وهوای وسترن‌های اسپاگتی را روایت کند.


۷. 12 Monkeys


ژانر: درام، ماجراجویی، علمی‌تخیلی
 سال انتشار: ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸

«۱۲ میمون» (12 Monkeys) اقتباسی تلویزیونی از فیلم کالت و تحسین‌شده‌ای به همین نام به کارگردانی تری گیلیام است؛ فیلمی که خود از اثر کوتاه (La Jetée) الهام گرفته بود.

داستان درباره یک مجرم است که از آینده‌ای پسا‌آخرالزمانی به گذشته فرستاده می‌شود تا از انتشار ویروسی جلوگیری کند که در نهایت تمدن بشری را نابود خواهد کرد. سریال همان ایده اصلی را دنبال می‌کند، اما قالب تلویزیونی به سازندگان اجازه داده است داستان را هم‌زمان در گذشته و آینده پیش ببرند.

این تصمیم، روایت را پیچیده‌تر کرده، اما در عین حال فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیت‌ها و خلق کاراکترهایی چندلایه و باورپذیر فراهم آورده است. اگرچه بازیگران سریال از نظر ستاره‌بودن به چهره‌هایی مانند برد پیت و بروس ویلیس نسخه سینمایی نمی‌رسند، گروه بازیگران «۱۲ میمون» عملکرد بسیار خوبی از خود ارائه می‌دهد.


۶. Fallout


ژانر: علمی‌تخیلی، اکشن، ماجراجویی، درام
 تاریخ انتشار: ۱۰ آوریل ۲۰۲۴

جاناتان نولان و لیزا جوی زمانی نام خود را به‌عنوان خالقان و شورانرهای تلویزیونی مطرح کردند که اقتباسی جاه‌طلبانه از «وست‌ورلد» (Westworld)، اثر کلاسیک مایکل کرایتون، ساختند و داستانی ظاهراً ساده درباره یک کابوی رباتیک را به درامی فلسفی و عمیق درباره اخلاق خلق هوش مصنوعی خودآگاه تبدیل کردند.

پس از لغو «وست‌ورلد»، این زوج به آمازون رفتند و بار دیگر سراغ یک دنیای علمی‌تخیلی شناخته‌شده رفتند؛ این بار برای اقتباس از مجموعه بازی‌های ویدیویی «فال‌اوت» (Fallout).

بازی‌های «فال‌اوت» نقش‌آفرینی‌هایی پسا‌آخرالزمانی هستند که در آن‌ها زیبایی‌شناسی و جهان عجیب‌وغریب بازی بر منطق واقع‌گرایانه اولویت دارد و بازیکن بخش زیادی از داستان را با انتخاب‌ها و اقدامات خودش شکل می‌دهد. به همین دلیل، ساخت یک روایت خطی و واحد از این مجموعه کار بسیار دشواری بود.

بااین‌حال، نولان و جوی راهی هوشمندانه برای حل این مشکل پیدا کرده‌اند. سریال به‌جای تمرکز بر یک داستان واحد، چند روایت را در میان گروه‌ها و جناح‌های مختلف به‌طور هم‌زمان دنبال می‌کند و تقریباً تمام این خطوط داستانی جذاب از کار درآمده‌اند؛ به‌خصوص داستان شخصیت غول (The Ghoul).


۵. Station Eleven


ژانر: درام، معمایی، ماجراجویی، علمی‌تخیلی
 سال انتشار: ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲

«ایستگاه یازده» یکی از امیدوارکننده‌ترین برداشت‌ها از مفهوم پایان جهان در سال‌های اخیر است.

داستان ۲۰ سال پس از شیوع یک بیماری همه‌گیر مرگبار آغاز می‌شود؛ بیماری‌ای که بخش بزرگی از بشریت را از بین برده و جامعه متمدن را به خاطره‌ای از گذشته تبدیل کرده است. در این دنیای فروپاشیده، گروهی دوره‌گرد از هنرمندان و بازیگران در مناطق مختلف سفر می‌کنند و با اجرای نمایش برای بازماندگان به زندگی خود ادامه می‌دهند.

اما در جریان سفرهایشان با فرقه‌ای خشن مواجه می‌شوند که رهبر آن ممکن است ارتباطی با گذشته شخصیت‌های اصلی داشته باشد.

این سریال که بر اساس رمان تحسین‌شده امیلی سنت جان ماندل ساخته شده، فراتر از یک داستان معمول درباره بقا پس از آخرالزمان حرکت می‌کند و به بررسی ماهیت هنر، قدرت قصه‌گویی و توانایی روح خلاق انسان برای ادامه دادن می‌پردازد.

«ایستگاه یازده» در نهایت پیامی ساده اما قدرتمند دارد: حتی وقتی دنیا به پایان می‌رسد، نمایش باید ادامه پیدا کند.


۴. The Handmaid's Tale


ژانر: درام، علمی‌تخیلی
 سال انتشار: ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵

یکی از ترسناک‌ترین ویژگی‌های رمان پادآرمان‌شهری «سرگذشت ندیمه» نوشته مارگارت اتوود این است که بسیاری از اتفاقات آینده خیالی داستان، در واقع ریشه در اتفاقاتی دارند که پیش از نگارش کتاب در دنیای واقعی رخ داده بودند.

داستان در جامعه‌ای تمامیت‌خواه و به‌شدت مردسالار جریان دارد؛ جامعه‌ای که در آن زنان تحت مالکیت مردان قرار گرفته‌اند و «ندیمه‌ها» عملاً به بردگانی برای تولیدمثل تبدیل شده‌اند. وظیفه اصلی این زنان، فرزندآوری برای حاکمان مرد جامعه است.

اقتباس تلویزیونی هولو از این رمان در زمان عجیبی روی پرده آمد. سریال در سال ۲۰۱۷ و هم‌زمان با نخستین دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ منتشر شد؛ دوره‌ای که بحث درباره حقوق باروری زنان و حق تصمیم‌گیری آن‌ها درباره بدنشان به موضوعی جدی در آمریکا تبدیل شده بود. در چنین شرایطی، حکومت تمامیت‌خواه و مذهبی جیلاد دیگر چندان شبیه یک آینده دور از ذهن به نظر نمی‌رسید.


۳. The Last of Us


ژانر: درام، اکشن، ترسناک
 تاریخ انتشار: ۱۵ ژانویه ۲۰۲۳

پس از موفقیت «چرنوبیل» (Chernobyl) و تبدیل یک فاجعه واقعی به یکی از تحسین‌شده‌ترین سریال‌های تلویزیونی، کریگ مازن سراغ یک آخرالزمان خیالی رفت: دنیای بازی The Last of Us.

پدرو پاسکال و بلا رمزی با ایفای نقش جوئل و الی، برداشت تازه‌ای از رابطه پدر و دختری این دو شخصیت ارائه کردند. در همین حال، مازن و نیل دراکمن، خالق بازی، از آزادی‌های مدیوم تلویزیون و بودجه عظیم HBO استفاده کردند تا جهان داستان و پیشینه شخصیت‌ها را گسترش دهند.

طراحان تولید و متخصصان جلوه‌های ویژه نیز موفق شدند سرزمین ویران‌شده و آلوده به قارچ بازی را با جزئیاتی خیره‌کننده روی پرده تلویزیون زنده کنند.

فصل اول «آخرین بازمانده از ما» تقریباً یک اقتباس بی‌نقص از نخستین بازی بود و توانست داستان را برای مخاطبانی که با بازی آشنایی نداشتند نیز جذاب کند. فصل دوم اما وارد قلمرو بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر The Last of Us Part II شد و در برخی زمینه‌ها لغزش‌هایی داشت؛ از جمله اینکه بخشی از ظرافت‌های داستانی کنار گذاشته شد و برخی از مهم‌ترین پیچش‌های داستانی بیش از حد زود برای مخاطب آشکار شدند.

بااین‌حال، قدرت فصل اول به‌اندازه‌ای است که همچنان جایگاه این سریال را در میان بهترین آثار پسا‌آخرالزمانی یک دهه اخیر حفظ کند.


۲. Silo


ژانر: علمی‌تخیلی، درام
 تاریخ انتشار: ۵ مه ۲۰۲۳

در کنار «جداسازی» (Severance) و «برای تمام بشریت» (For All Mankind)، سریال سیلو نقش مهمی در تثبیت جایگاه اپل تی‌وی پلاس به‌عنوان خانه آثار علمی‌تخیلی هوشمند، خلاقانه و تفکربرانگیز داشته است.

این سریال که بر اساس سه‌گانه رمان‌های هیو هاوی ساخته شده، در آینده‌ای دیستوپیایی جریان دارد؛ جایی که بقایای بشریت در یک سیلوی عظیم زیرزمینی زندگی می‌کنند. این سازه ۱۴۴ طبقه دارد و همین فضای گسترده، فرصت مناسبی برای پنهان کردن رازهای تاریک و اسرار تکان‌دهنده فراهم کرده است.

ربکا فرگوسن در نقش یک مهندس، وارد مجموعه‌ای از رازهای مربوط به سیلو می‌شود و با بازی قدرتمند خود در مرکز گروه بزرگی از شخصیت‌ها قرار می‌گیرد.

«سیلو» ترکیبی جذاب از علمی‌تخیلی پسا‌آخرالزمانی و تریلر توطئه‌محور است؛ سریالی که هرچه بیشتر در دنیای آن پیش می‌رویم، پرسش‌های بیشتری درباره حقیقت این جامعه زیرزمینی مطرح می‌شود.


۱. Pluribus


ژانر: علمی‌تخیلی، آخرالزمانی، درام‌محور اصلی: بقا، فردیت و ارتباط انسانی
سال انتشار: 2025

از نگاه نویسنده اسکرینرنت، خلاقانه‌ترین و عمیق‌ترین تصویر از مفهوم آخرالزمان در یک دهه اخیر بدون شک متعلق به «پلوریبوس» (Pluribus)، اثر علمی‌تخیلی وینس گیلیگان، است.

«پلوریبوس» شبیه اپیزودی از «منطقه گرگ‌ومیش» (The Twilight Zone) است که هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسد. ریا سیهورن در مرکز داستان قرار دارد و نقش یکی از معدود انسان‌هایی را بازی می‌کند که در برابر یک ذهن جمعی بیگانه و به‌ظاهر خیرخواه مصون مانده‌اند؛ موجودیتی که کنترل بخش عمده جمعیت زمین را در اختیار گرفته است.

اما نکته عجیب اینجاست که این آخرالزمان نه با مرگ و ویرانی، بلکه با شیوع صلح و شادی همراه شده است؛ صلح و شادی‌ای که در ازای آن، انسان‌ها اختیار و استقلال خود را از دست داده‌اند.

این ایده، یک سناریوی «چه می‌شد اگر» بسیار جذاب را مطرح می‌کند: آیا جهانی بدون جنگ، خشونت و رنج ارزش از دست دادن اختیار فردی را دارد؟

«پلوریبوس» هم‌زمان یک داستان آخرالزمانی، تهاجم بیگانگان و یک معمای اخلاقی است. گیلیگان از طریق داستان کارول استورکا، نگاهی متفاوت به مفاهیمی مانند تنهایی، نیاز انسان به ارتباط با دیگران و اهمیت فردیت ارائه می‌دهد.

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image