جستجو در سایت

1405/04/30 18:30
پروژه‌های میلیاردی، مخاطبان هزارنفری

فروش کم سینمای ارگانی با بودجه های کلان بیت المال

فروش کم سینمای ارگانی با بودجه های کلان بیت المال
با نگاهی به کارنامه فروش دو سال اخیر سینمای ارگانی باید بپرسیم: آیا در سینمای ارگانی، اساساً چیزی به نام شکست وجود دارد؟ این همه بودجه صرف ساخت چه فیلمی می‌شود؟

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| 5 هزار بلیت!

این تمام دستاورد چند روز نخست اکران «لباس شخصی» است؛ فیلمی که با حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج روی پرده رفته، 196 سالن در اختیار دارد، بیش از 700سانس دریافت کرده، اما در نهایت طی نزدیک به یک هفته تنها حدود 5 هزار نفر را به سینما کشانده است.

البته مسئله فقط «لباس شخصی» نیست. اگر کارنامه فروش فیلم‌های ارگانی در دو سال اخیر را کنار هم بگذاریم، فاجعه ای پدیدار می‌شود که دیگر نمی‌توان آن را اتفاق یا بدشانسی نامید! 

کارنامه سینمای ارگانی در سال ۱۴۰۵

  •     «لباس شخصی» | سازمان هنری رسانه‌ای اوج | ۴,۱۵۹ بلیت
  •     «خط نجات» | بنیاد سینمایی فارابی | ۱۱,۴۲۳ بلیت
  •     «بهشت تبهکاران» | بنیاد سینمایی فارابی | ۱۵,۶۷۸ بلیت
  •     «قمارباز» | بنیاد سینمایی فارابی | ۲۱,۶۰۲ بلیت
  •     «نیم‌شب» | مؤسسه تصویرشهر (سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران) | ۱۲۰,۵۴۱ بلیت

البته می‌توان شرایط خاص سال ۱۴۰۵، جنگ و فضای ملتهب اجتماعی را به‌عنوان یکی از عوامل رکود گیشه در حالت کلی مطرح کرد اما کافی است به آمار فروش سال ۱۴۰۴ نگاه کنیم تا مشخص شود این وضعیت، پیش از همه این اتفاقات نیز وجود داشته است.

از سوی دیگر، فیلم‌های ارگانی حتی در همین شرایط نیز بیشترین سهم را از امکانات تبلیغاتی در اختیار داشتند؛ از اکران‌های سیار و نمایش‌های ویژه گرفته تا بیلبوردهای شهری، تبلیغات گسترده رسانه‌ای و ظرفیت نهادهای حامی. با وجود این حجم از حمایت، نه گیشه جان گرفت، نه مخاطب به سالن‌ها بازگشت و نه این آثار توانستند نقشی در رونق سینما ایفا کنند.

سال ۱۴۰۴؛ همان داستان، با بازیگران متفاوت

کارنامه سال گذشته نیز تفاوت محسوسی با امروز ندارد.

«صبح اعدام» محصول سوره و فارابی تنها حدود ۳ هزار بلیت فروخت. «سینما متروپل» محصول فارابی حتی به ۱۰ هزار بلیت هم نرسید. «اتاقک گِلی» با مشارکت موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، بنیاد شهید و بنیاد روایت فتح تنها ۱۹ هزار بلیت فروخت. «اسفند» محصول مشترک اوج و فارابی با وجود تبلیغات گسترده، به ۲۷ هزار مخاطب رسید و «صیاد» که با حمایت فارابی، بنیاد شهید و مؤسسه صاد ساخته شد، حتی نتوانست مرز ۱۰۰ هزار مخاطب را پشت سر بگذارد.

وقتی این آمارها کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان از استثنا صحبت کرد؛ این یک روند است.

ظاهرا گیشه؛ فقط دغدغه بخش خصوصی است!

در سینمای ایران، یک تهیه‌کننده خصوصی امروز باید به فروشی بالاتر از صد میلیارد تومان برسد تا تازه به نقطه سربه‌سر نزدیک شود. یک انتخاب اشتباه در فیلمنامه، یک کمپین تبلیغاتی ضعیف یا حتی چند هفته اکران نامناسب، می‌تواند سرمایه چندساله یک تهیه‌کننده را نابود کند.

اما آیا همین منطق درباره سینمای ارگانی هم برقرار است؟

در بسیاری از این پروژه‌ها، بودجه از قبل تأمین شده، تولید بدون دغدغه سرمایه انجام می‌شود، سهم قابل‌توجهی از سالن‌ها به فیلم اختصاص پیدا می‌کند، تبلیغات گسترده صورت می‌گیرد و فیلم روی پرده می‌رود. اگر مخاطب نیاید، تقریباً هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

نه مدیری استعفا می‌دهد، نه گزارشی از میزان بازگشت سرمایه منتشر می‌شود، نه ارزیابی مستقلی از چرایی شکست پروژه‌ها در دسترس قرار می‌گیرد و نه کسی درباره اثربخشی این هزینه‌ها پاسخگوست.

وقتی فروش، دیگر معیار موفقیت نیست

البته فروش بالا هم همیشه به معنای موفقیت اقتصادی نیست.

نمونه روشن آن «موسی کلیم‌الله» است؛ فیلمی که نزدیک به یک میلیون بلیت فروخت و از پرفروش‌ترین آثار غیرکمدی سال‌های اخیر شد، اما با توجه به برآوردهایی که درباره هزینه تولید و ابعاد این پروژه مطرح شده، همچنان بسیاری از کارشناسان معتقدند این فیلم نیز از منظر اقتصادی، بازگشت سرمایه قابل‌قبولی نداشته است.

این یعنی حتی در بهترین سناریوی ممکن هم، مسئله صرفاً تعداد مخاطب نیست؛ نسبت میان هزینه، فروش و بازده اقتصادی است که اهمیت پیدا می‌کند؛ معیاری که درباره بسیاری از پروژه‌های ارگانی، اطلاعات شفافی از آن منتشر نمی‌شود.

پرسش‌هایی که سال‌هاست بی‌پاسخ مانده‌اند

سال به سال، فیلم‌های وابسته به اوج، فارابی، سوره، سیمافیلم، بنیاد روایت فتح، بنیاد شهید، تصویرشهر و دیگر نهادهای عمومی، با بودجه‌های قابل‌توجه تولید می‌شوند؛ اما بخش بزرگی از آن‌ها در گیشه با استقبال حداقلی مواجه می‌شوند.

بودجه این پروژه‌ها دقیقاً بر چه مبنایی تخصیص پیدا می‌کند؟

چه نهادی عملکرد اقتصادی و فرهنگی این سرمایه‌گذاری‌ها را ارزیابی می‌کند؟

معیار موفقیت این فیلم‌ها چیست؛ تعداد مخاطب، اثرگذاری فرهنگی یا صرفاً تولید شدن؟

مگر سرمایه این فیلم‌ها از جیب مردم نیست؟ اگر چنین است، چرا افکار عمومی حق ندارد بداند میلیاردها تومان صرف چه پروژه‌هایی شده، این سرمایه‌گذاری چه بازدهی داشته و چرا با وجود شکست‌های پیاپی، هیچ‌کس درباره عملکرد خود پاسخگو نیست؟

در سینمای خصوصی، شکست می‌تواند به معنای پایان فعالیت یک تهیه‌کننده باشد؛ اما در سینمای ارگانی، انگار شکست فقط یک عدد روی جدول فروش است؛ عددی که ثبت می‌شود، فراموش می‌شود و جای خود را به پروژه میلیاردی بعدی می‌دهد.

آیا در سینمای ارگانی اساساً چیزی به نام «شکست» وجود دارد؟

مهلا رنجبران

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی نقشه‌برداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزی‌ست که باهاش زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم و ازش لذت می‌برم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهره‌های هنری و حواشی فرهنگی، تلاش می‌کنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حس‌برانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image