جستجو در سایت

1405/05/21 14:04

وقایع‌نگاری «بی‌داد»؛ فیلمی که از زیرزمین به کارلووی‌واری و یوتیوب رسید

وقایع‌نگاری «بی‌داد»؛ فیلمی که از زیرزمین به کارلووی‌واری و یوتیوب رسید
چهار سال از ساخت «بی‌داد» گذشته؛ چهار سالی که برای فیلم سهیل بیرقی با مجوز نگرفتن، توقیف، خروج عوامل از ایران و... در با نهایت انتشار نسخه کامل در یوتیوب همراه شد. مسیر «بی‌داد» شاید به اندازه داستانش درباره زنی که می‌خواهد صدایش شنیده شود، پرماجرا باشد.

اختصاصی سلام سینما؛ «بی‌داد» فقط داستان زنی نیست که می‌خواهد آواز بخواند؛ سرگذشت خود فیلم نیز به اندازه داستانش پر از ممنوعیت، عبور از خط قرمزها و تلاش برای شنیده‌شدن است. فیلمی که مسیر معمول تولید و اکران در ایران را طی نکرد، نامش مدتی در جشنواره‌ای بین‌المللی مخفی ماند، سازندگانش پیش از اعلام رسمی حضور فیلم از ایران خارج شدند، کارگردان و تعدادی از عواملش با حکم قضایی روبه‌رو شدند و در نهایت، پس از چهار سال بلاتکلیفی، نسخه کامل آن به جای پرده سینما و پلتفرم رسمی، در یوتیوب منتشر شد.

داستان «بی‌داد» از جایی آغاز شد که سهیل بیرقی، فیلمسازی که پیش‌تر با «من»، «عرق سرد» و «عامه‌پسند» سراغ شخصیت‌های زن و موقعیت‌های اجتماعی پرتنش رفته بود، تصمیم گرفت فیلم تازه‌اش را درباره زنی بسازد که حاضر نیست صدایش را خاموش کند؛ حتی اگر این صدا قرار باشد در خیابان شنیده شود.

اما آنچه بعدها برای خود فیلم اتفاق افتاد، شباهت عجیبی به داستان شخصیت اصلی آن پیدا کرد: «بی‌داد» هم قرار بود شنیده شود، اما برای رسیدن به گوش مخاطب، مجبور شد مسیر دیگری را انتخاب کند.

نقطه شروع؛ درخواست پروانه ساخت

۲۷ مهر ۱۴۰۱ نخستین خبر رسمی درباره پروژه جدید سهیل بیرقی منتشر شد. «بی‌داد» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی او برای دریافت پروانه ساخت به سازمان امور سینمایی ارائه شده بود و پرونده پروژه نیز در تاریخ ۱۸ مهر همان سال تکمیل شده بود.

در ظاهر، همه‌چیز شبیه آغاز معمول یک پروژه سینمایی بود؛ یک کارگردان، یک فیلمنامه و یک پرونده که باید مسیر اداری خود را طی می‌کرد.

اما «بی‌داد» خیلی زود از این مسیر فاصله گرفت.

فیلم در نهایت به شکل مستقل و خارج از روند معمول دریافت مجوزهای سینمایی ساخته شد؛ تصمیمی که بعدها مهم‌ترین بخش حواشی آن را شکل داد. بیرقی فیلمی را ساخت که موضوعش اساساً درباره محدودیت بود و خود فیلم نیز در مسیر تولید و نمایش، با همان مفهوم درگیر شد.

فیلمی درباره صدایی که قرار نیست خاموش شود

«بی‌داد» داستان «ستی»، زن جوانی از نسل Z در تهران است؛ دختری که رویای خوانندگی دارد و می‌خواهد صدایش را به جهان برساند.

مسئله اما از جایی آغاز می‌شود که صدای زن در فضای عمومی با محدودیت مواجه است. ستی حاضر نیست این ممنوعیت را بپذیرد و در واکنش به آن، آوازخوانی خیابانی را انتخاب می‌کند.

خیابان برای او تبدیل به صحنه می‌شود؛ صحنه‌ای که برخلاف سالن کنسرت، نه مجوز دارد و نه چارچوب از پیش تعیین‌شده. صدای او به تدریج با استقبال جوانان مواجه می‌شود و همین استقبال، موقعیت را پیچیده‌تر می‌کند.

«بی‌داد» از همین نقطه، یک درام اجتماعی درباره میل به شنیده‌شدن را به روایتی اعتراضی تبدیل می‌کند؛ فیلمی درباره زنی که مسئله‌اش فقط خواندن نیست، بلکه حق حضور، حق دیده‌شدن و حق استفاده از صدایش در فضای عمومی است.

یک فیلم ساخته شد، اما قرار نبود به این سادگی دیده شود

تولید «بی‌داد» در سال ۱۴۰۱ انجام شد، اما فیلم نتوانست وارد چرخه عادی نمایش در ایران شود.

بیرقی در ساخت فیلم تلاش کرده بود روایتی را که در ذهن دارد بدون عبور از فیلترهای معمول سینمای رسمی به تصویر بکشد. همین انتخاب، «بی‌داد» را از همان ابتدا در موقعیتی متفاوت قرار داد: فیلمی که ساخته شده بود، اما مسیر مشخصی برای نمایش داخلی نداشت.

در چنین شرایطی، فیلم برای مدتی در سکوت ماند؛ نه خبری از اکران بود و نه نشانی از یک نمایش رسمی.

تا اینکه یک روز، نام «بی‌داد» در جایی ظاهر شد که کمتر کسی انتظارش را داشت.

۱۴ خرداد ۱۴۰۳؛ یک فیلم ایرانی که نامش اعلام نشد

۱۴ خرداد ۱۴۰۳، جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی‌واری اسامی آثار بخش رقابتی اصلی خود را اعلام کرد.

در فهرست فیلم‌های بخش کریستال گلوب، قرار بود ۱۲ فیلم حضور داشته باشند؛ اما تنها نام ۱۱ فیلم منتشر شد.

یک جای خالی در فهرست وجود داشت.

جشنواره اعلام کرد فیلم دوازدهم متعلق به ایران است، اما برای حفظ امنیت کارگردان و عوامل، فعلاً نام آن را اعلام نمی‌کند.

این تصمیم، کنجکاوی‌ها را بیشتر کرد. یک فیلم ایرانی بدون نام، بدون پوستر و بدون معرفی رسمی در معتبرترین جشنواره سینمایی اروپای شرقی چه می‌کرد؟

کارل اوخ، مدیر هنری جشنواره، توضیح داد که اعلام نام فیلم ایرانی تا نزدیک شدن به زمان برگزاری جشنواره به تعویق افتاده است تا امنیت سازندگان آن حفظ شود.

این بار، «بی‌داد» نه به دلیل محتوای فیلم، بلکه به دلیل وضعیت سازندگانش تبدیل به یک معمای سینمایی شده بود.

چرا نام فیلم پنهان ماند؟

پشت این سکوت، مسئله‌ای جدی‌تر از یک تصمیم تبلیغاتی وجود داشت.

جشنواره اعلام کرده بود که تا زمانی که اطمینان پیدا نکند کارگردان و اعضای تیم تولید توانسته‌اند ایران را ترک کنند و به سلامت به خارج از کشور برسند، نام فیلم را اعلام نخواهد کرد.

به این ترتیب، «بی‌داد» برای نخستین بار پیش از آنکه روی پرده دیده شود، تبدیل به یک «فیلم مخفی» شد.

فیلمی که حضور داشت، اما نام نداشت.

این پنهان‌کاری البته بیش از آنکه فیلم را از افکار عمومی دور کند، توجه‌ها را به آن جلب کرد. حالا مسئله فقط این نبود که یک فیلم ایرانی در بخش مسابقه کارلووی‌واری حضور دارد؛ مسئله این بود که چرا امنیت سازندگانش به اندازه‌ای جدی است که حتی نام فیلم هم نمی‌تواند اعلام شود؟

۵ تیر ۱۴۰۴؛ نام «بی‌داد» بالاخره فاش شد

حدود ۲۰ روز بعد، در پنجم تیر ۱۴۰۴، نام فیلم دوازدهم اعلام شد.

فیلمی که تا آن زمان با عنوان «فیلم ایرانی» از آن یاد می‌شد، «بی‌داد» ساخته سهیل بیرقی بود.

جشنواره اعلام کرد این فیلم محصول جریان مستقل و زیرزمینی سینمای ایران است و حضورش در بخش رقابتی اصلی قطعی شده است.

حالا معمای چند هفته‌ای پاسخ داشت.

فیلمی که نامش پنهان شده بود، فیلمی بود درباره یک خواننده زن که حاضر نیست ممنوعیت صدایش را بپذیرد.

هم‌زمان، مشخص شد که دلیل اصلی تأخیر در معرفی فیلم، اطمینان از خروج کارگردان و اعضای گروه تولید از ایران بوده است.

«بی‌داد» پیش از آنکه نخستین نمایش جهانی خود را تجربه کند، یک مسیر فرار را پشت سر گذاشته بود.

کارلووی‌واری؛ نخستین پرده برای «بی‌داد»

پنجاه‌ونهمین دوره جشنواره فیلم کارلووی‌واری از ۴ تا ۱۲ ژوئیه برگزار شد و «بی‌داد» در بخش اصلی کریستال گلوب به نمایش درآمد.

فیلمی که در ایران امکان نمایش رسمی پیدا نکرده بود، حالا در یکی از مهم‌ترین جشنواره‌های اروپایی روی پرده رفته بود.

این نخستین نمایش جهانی «بی‌داد» بود؛ فیلمی که بخش مهمی از اهمیتش نه فقط به داستان، بلکه به شرایط تولید و مسیر رسیدنش به جشنواره بازمی‌گشت.

«بی‌داد» با بازی سروین ضابطیان، امیر جدیدی، لیلی رشیدی و علی ملاقلی‌پور، داستان زنی را روایت می‌کرد که برای شنیده‌شدن صدایش وارد فضای عمومی می‌شود؛ و در بیرون از فیلم نیز خودِ اثر دقیقاً درگیر همین مسئله شده بود: چگونه می‌توان فیلمی را که امکان نمایش رسمی ندارد، به مخاطب رساند؟

یک غیبت معنادار روی فرش قرمز

اما حضور «بی‌داد» در کارلووی‌واری با یک اتفاق مهم دیگر همراه بود.

تمام عوامل فیلم نتوانستند در جشنواره حضور داشته باشند.

در نهایت، سهیل بیرقی، کارگردان فیلم، و گریمور اثر در این رویداد حاضر شدند و فیلم در شرایطی به نمایش درآمد که بخشی از عوامل اصلی آن امکان همراهی با پروژه در جشنواره را نداشتند.

همین غیبت، بیش از هر فرش قرمز و مراسم رسمی، وضعیت پیچیده فیلم را به یاد می‌آورد.

«بی‌داد» آمده بود، اما با یک گروه کامل نیامده بود.

و بعد، جایزه

«بی‌داد» در نهایت توانست جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره کارلووی‌واری را دریافت کند؛ جایزه‌ای ۱۵ هزار دلاری که یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های بین‌المللی کارنامه سهیل بیرقی محسوب می‌شود.

در این دوره، جایزه بزرگ جشنواره به «Better Go Mad in the Wild» ساخته میرو رمو رسید و جایزه ویژه هیئت داوران به «بی‌داد» تعلق گرفت.

فیلمی که در ایران امکان نمایش نداشت، در نخستین نمایش جهانی خود نه‌تنها دیده شد، بلکه در رقابت اصلی جشنواره نیز جایزه گرفت.

این اتفاق یک تناقض بزرگ را مقابل سینمای ایران قرار می‌داد: فیلمی که در داخل کشور امکان نمایش رسمی نداشت، در خارج از کشور در یکی از معتبرترین جشنواره‌های منطقه‌ای مورد تقدیر قرار گرفته بود.

اما داستان هنوز به نقطه پایانی نرسیده بود.

درست در روزهای موفقیت؛ پای دادگاه به «بی‌داد» باز شد

در حالی که «بی‌داد» در کارلووی‌واری جایزه می‌گرفت، بخش دیگری از ماجرا در ایران جریان داشت.

سهیل بیرقی تصویری از حکم قضایی صادرشده درباره خود و تعدادی از عوامل فیلم منتشر کرد.

در این پرونده نام‌هایی چون لیلی رشیدی، امیر جدیدی، سروین ضابطیان، علی ملاقلی‌پور و پیمان شادمان‌فر نیز دیده می‌شد.

اتهام‌ها شامل مواردی همچون «تشویق مردم به فساد»، «تبلیغ علیه نظام»، «تهیه محتوای مبتذل» و «ترغیب و تشویق به اعمال منافی عفت» عنوان شده بود.

به این ترتیب، مسیر «بی‌داد» از سالن جشنواره به دادگاه کشیده شد؛ فیلمی که در کارلووی‌واری جایزه می‌گرفت و هم‌زمان عواملش در ایران با پرونده قضایی مواجه بودند.

احکام چه بود؟

بر اساس تصاویری که بیرقی از حکم منتشر کرد، متهم ردیف اول، یعنی خود سهیل بیرقی، بابت تشویق مردم به فساد و تهیه محتوای مبتذل در مجموع به چهار سال و سه ماه حبس تعزیری و ضبط تجهیزات مربوطه محکوم شده بود.

لیلی رشیدی نیز به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۹۱ روز حبس تعزیری محکوم شد.

سروین ضابطیان نیز بابت ترغیب و تشویق دیگران به اعمال منافی عفت از طریق فضای مجازی، به ۹۱ روز حبس تعزیری و پرداخت ۱۰۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.

با این حال، در ادامه، حبس بیرقی و رشیدی به جزای نقدی تبدیل شد و حکم سروین ضابطیان نیز به مدت پنج سال تعلیق شد.

از سوی دیگر، امیر جدیدی، علی ملاقلی‌پور و پیمان شادمان‌فر از اتهامات مطرح‌شده تبرئه شدند.

حکم صادرشده نیز در دادگاه تجدیدنظر استان تهران قابل اعتراض اعلام شده بود.

یک نام آشنا در فهرست متهمان

در میان اسامی پرونده، حضور «علی ملاقلی‌پور» نیز توجه‌ها را به خود جلب کرد.

علی ملاقلی‌پور، فرزند رسول ملاقلی‌پور، متولد ۱۳۶۱ است و علاوه بر کارگردانی فیلم «قندون جهیزیه» و سریال «کتونی زرنگی»، سابقه حضور در آثار سینمایی پدرش را نیز دارد.

او در فیلم‌های «مجنون»، «نسل سوخته»، «قارچ سمی» و «مزرعه پدری» بازی کرده است و در «ایتالیا ایتالیا» نیز به عنوان بازیگر حضور داشته است.

ملاقلی‌پور همچنین سابقه دستیاری کارگردان و برنامه‌ریزی در سینما را دارد؛ از جمله در «پابرهنه در بهشت» و «اینجا بدون من».

حضور او در «بی‌داد» و سپس دیده‌شدن نامش در پرونده قضایی فیلم، یکی دیگر از جزئیات قابل توجه این ماجرا بود.

چهار سال بلاتکلیفی تا رسیدن به مخاطب

«بی‌داد» برای سال‌ها در وضعیتی میان تولید و نمایش باقی ماند.

فیلم ساخته شده بود، اما امکان عرضه عمومی نداشت. حضور بین‌المللی آن نیز با ملاحظات امنیتی همراه بود و حتی نامش برای مدتی اعلام نشد.

چهار سال بعد از تولید، سرانجام راهی برای نمایش کامل فیلم پیدا شد؛ نه از طریق سینما، نه از مسیر یک پلتفرم رسمی و نه با یک اکران عمومی.

یوتیوب مقصد نهایی «بی‌داد» شد.

پایان مسیر؛ وقتی «بی‌داد» خودش را منتشر کرد

سهیل بیرقی در نهایت نسخه کامل «بی‌داد» را در صفحه یوتیوب خود منتشر کرد.

این فیلم ۱۰۴ دقیقه‌ای که با عنوان انگلیسی Bidad یا Outcry شناخته می‌شود، چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی پس از «من» (۱۳۹۴)، «عرق سرد» (۱۳۹۶) و «عامه‌پسند» (۱۳۹۸) است.

انتشار فیلم در یوتیوب، عملاً آخرین حلقه زنجیره‌ای بود که از درخواست پروانه ساخت آغاز شده بود و از تولید مستقل، عدم نمایش داخلی، حضور پنهانی در کارلووی‌واری، خروج عوامل از ایران، نمایش جهانی، دریافت جایزه و صدور احکام قضایی عبور کرده بود.

حالا «بی‌داد» دیگر منتظر مجوز نمایش نبود.

خودش راهش را به سمت مخاطب باز کرده بود.

مهلا رنجبران

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی نقشه‌برداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزی‌ست که باهاش زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم و ازش لذت می‌برم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهره‌های هنری و حواشی فرهنگی، تلاش می‌کنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حس‌برانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image