جستجو در سایت

1405/04/05 22:45

وداع با لباس‌های مشکی؛ چرخشِ ۱۸۰ درجه‌ای جنا اورتگا از «ونزدی» تا «کلارا»

وداع با لباس‌های مشکی؛ چرخشِ ۱۸۰ درجه‌ای جنا اورتگا از «ونزدی» تا «کلارا»
جنا اورتگا، بازیگری که با لبخندهایِ سرد و نگاه‌های نافذش در نقش «ونزدی آدامز» تعریفی تازه از نوجوانیِ تلخ‌مزاج برای نسلِ جدید ارائه داد، حالا آماده است تا با لباسی کاملاً متفاوت، پرده‌ی سینما را فتح کند. او در تازه‌ترین همکاری‌اش با تایکا وایتیتی، از سایه‌های «نورمور» فاصله می‌گیرد تا در نقش «کلارا»، نمادی از معصومیت و شگفتی در دنیایِ هوش مصنوعی ظاهر شود.

اگر «ونزدی آدامز» تجسمِ بدبینی، بی‌احساسی و تاریکی است، «کلارا» دقیقاً همان نقطه‌ای است که در سمتِ دیگرِ این طیف قرار می‌گیرد. اورتگا که به لطفِ شیمیِ فوق‌العاده‌اش با «اما مایرز» (در نقش انیدِ پرانرژی) در سریال نتفلیکس، توانست تضادِ بینِ تاریکی و نور را به استانداردی در بازیگری تبدیل کند، حالا در فیلم «کلارا و خورشید» (Klara and the Sun) فرصتی تازه برای نمایشِ توانایی‌هایش دارد.

از رباتِ هوشمند تا انسانِ در حالِ یادگیری
فیلم جدیدِ تایکا وایتیتی که بر اساسِ رمان تحسین‌شدۀ «کازوئو ایشی‌گورو» ساخته می‌شود، داستانِ دختری به نام «جوزی» (با بازی مایا تریا) را روایت می‌کند که به دلیل بیماری، صاحبِ یک «دوستِ مصنوعی» به نام کلارا می‌شود. کلارا طراحی شده تا «کامل، مهربان و شگفت‌زده» باشد؛ ویژگی‌هایی که اورتگا را در موقعیتی پارادوکسیکال قرار می‌دهد: او باید رباتی را بازی کند که با وجودِ برنامه‌ریزی‌هایش، در مواجهه با پیچیدگی‌های «انسان بودن» دچارِ سردرگمی می‌شود.

چالشِ بزرگ برای یک ستاره
این نقش برای اورتگا فراتر از یک بازیِ ساده است. کلارا در کنارِ تمامِ لحظاتِ طنزآمیزِ فیزیکی‌اش (مثل یادگیریِ راه رفتن از پله‌ها)، باید با سنگین‌ترین مفهومِ انسانی، یعنی «اندوه و سوگ» روبرو شود. تماشایِ شخصیتی که با ظاهر و صدایِ بزرگسالانه، درونی معصوم و کودکانه دارد و ناگهان با رنجِ واقعیِ دوستش مواجه می‌شود، همان نقطه‌ای است که می‌تواند اورتگا را از یک «ستاره‌ی محبوبِ نوجوانان» به یک «بازیگرِ صاحب‌سبک» تبدیل کند.

شاید اگر ونزدی آدامز با کلارا روبرو می‌شد، او را یک «آزمایشِ علمیِ جذاب» می‌دید که باید قطعه‌قطعه‌اش کرد! اما حالا اورتگا قرار است ما را متقاعد کند که این ربات، قلبی (یا چیزی شبیه به آن) دارد که برای درکِ حقیقتِ زندگی می‌تپد. اگر اورتگا بتواند این گذارِ سختِ احساسی را به درستی اجرا کند، «کلارا و خورشید» می‌تواند به همان کلاسیکِ مدرنی تبدیل شود که طرفدارانِ او سال‌هاست منتظرش هستند.
 


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image