همه چیز درباره فیلم «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» (شهرام مکری)؛ ترکیب اشر و پاراجانف

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» پنجمین فیلم بلند شهرام مکری بعد از «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر»، «ماهی و گربه»، «هجوم» و «جنایت بیدقت» است. «ماهی و گربه» (۲۰۱۳)، موفق به دریافت جایزه ویژه در بخش افقهای جشنواره ونیز شد. او سپس فیلم «هجوم» (۲۰۱۷) را کارگردانی کرد که در جشنواره برلین به نمایش درآمد و بعد از آن «جنایت بیدقت» (۲۰۲۰) را ساخت که در جشنواره ونیز به نمایش گذاشته شد و جایزه هیأت داوران جشنواره شیکاگو را کسب کرد.
بیشتر بخوانید:
نقد فیلم خرگوش سیاه، خرگوش سفید | بازی خلاقانه شهرام مکری با واقعیت و خیال در سینما
معرفی و نقد مفصل خرگوش سیاه، خرگوش سفید شهرام مکری | درنور دیدن زمان، فضا و مرز ژانرها در روایتی کوانتومی
«خرگوش سیاه، خرگوش سفید» را میتوان تلفیقی دانست از توهمهای ساختاریِ فضا و زمانگریزِ ام. سی. اشر و زیباییشناسی تزئینی و شاعرانهی سرگئی پاراجانف؛ ترکیبی که در آن هندسهی عقلانی و شور بصری، واقعیت را به رؤیایی معماریوار بدل میکنند.
خلاصه داستان فیلم خرگوش سیاه، خرگوش سفید
یک وسیله سینمایی مشکوک، یک تست بازیگری مرموز، یک حادثه جادهای توطئهآمیز و چندین خرگوش، در این درام جسورانه و اغواگر بههم پیوند میخورند. یک اسلحهدار سینمایی گمان میکند اسلحه جعلی، واقعی است. بازیگری به صحنه میآید و خواستار ایفای نقش میشود. قربانی یک تصادف تردید دارد که حادثهاش عمدی بوده است. سه داستان به ظاهر جداگانه در یک کل معماگونه تنیده میشوند؛ با برداشتهای بلند و روان، طنزی ظریف، و جلوههایی از رئالیسم جادویی که امضای آثار مکری را به همراه دارد.

فهرست عوامل اصلی فیلم خرگوش سیاه، خرگوش سفید
- کارگردان: شهرام مکری
- نویسندگان: شهرام مکری و نسیم احمدپور
- تهیهکننده: نگار اسکندرفر
- بازیگران اصلی: بابک کریمی، هستی محمایی، کبریا دیلوبووآ و بژن داولیاتوف
جشنوارهها و دستاوردها
این فیلم در نخستین نمایش جهانی خود در بخش «ویژن» جشنواره بینالمللی فیلم بوسان موفق به دریافت جایزه آینده آسیا در جشنواره بینالمللی فیلم هند شد. «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» در ادامه در جشنواره فیلم لندن (BFI) و جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو به نمایش درآمد.
این فیلم که با همکاری کمپانی دریملب فیلمز ساخته شده، چهارمین فیلمی است که تاجیکستان برای رقابت اسکار معرفی کرده است. این کشور آسیای میانه تاکنون هیچگاه نامزد نهایی اسکار نشده است. «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» هم از سوی آکادمی اسکار در فهرست آثار واجد شرایط برای بررسی در بخش بهترین فیلم بینالمللی قرار نگرفت.
حواشی و نکات جالب
- تغییر زیستبوم تولید: نخستین فیلم شهرام مکری است که خارج از ایران ساخته شده؛ اثری مشترک میان تاجیکستان و امارات متحده عربی که گفتوگوهایش به دو زبان روسی و تاجیکی (گویشی از فارسی) انجام میشود. هرچند فیلم همچنان نشانههایی از درام اجتماعی ایرانی و گفتوگوی پیوستهی مکری با سینمای ژانر آمریکایی را در خود حفظ کرده، اما در مقایسه با آثار پیشین او، به بُعدی تازه و جهانوطنیتر دست مییابد.
- جنجال اسکار: یکی از بحثهای داغ پیرامون این فیلم، انتخاب شدن آن به عنوان نماینده کشور تاجیکستان برای حضور در رقابتهای اسکار بود؛ با این حال، در نهایت پس از بررسیهای مربوط به قوانین مربوط به کشور سازنده و صلاحیتهای لازم، این اثر از فهرست رقابتهای اصلی حذف شد که باعث شوک و بحثهای زیادی در فضای سینمایی شد.
چکیده نظر منتقدان در مورد فیلم خرگوش سیاه، خرگوش سفید
«شهرام مکری در تازهترین اثرش، «خرگوش سیاه، خرگوش سفید»، بار دیگر نشان میدهد که در میان فیلمسازان معاصر ایرانی، یکی از جسورترین چهرهها در تجربهگری با فرم و روایت است. او در این فیلم، همانند استاد فقید سینمای ایران عباس کیارستمی، سینما را نه صرفاً ابزار روایت، بلکه موضوعی برای واکاوی و تأمل میداند. اگر کیارستمی در آثارش چون «کلوزآپ» و سهگانه کوکر، مرز میان واقعیت و بازنمایی را درهم میشکست، مکری در این فیلم گامی فراتر میگذارد و مخاطب را در گردابی از روایتهای تو در تو و صحنههای خودارجاع غرق میکند.»

««خرگوش سیاه، خرگوش سفید» فیلمی است که همزمان میتواند خستهکننده و هیجانانگیز باشد و هم مبهم و درخشان، نامنسجم و خلاق. مکری با این اثر نشان میدهد که هنوز میتوان در سینمای ایران از دل محدودیتها، جهانی از تخیل و فرمهای تازه آفرید.»
«با وجود زمان نسبتاً طولانی فیلم ــ ۱۳۹ دقیقه ــ «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» با طراحی فرمی پیچیده و دقتی فکری خیرهکننده، تماشاگر را تا پایان با خود همراه نگه میدارد. این اثر نهتنها انتظاراتی را که آثار پیشین مکری برانگیخته بودند برآورده میکند، بلکه آنها را گسترش میدهد؛ فیلمی چندلایه و سرشار از ارجاعات درهمتنیده که همچون شبکهای ظریف از معنا، زمان و فرم، گسترهی سینمای مکری را به مرحلهای تازه میبرد.»
«طنزی ظریف در سراسر فیلم جریان دارد و در عین حال، سنگینی و پیچیدگی ساختار ذهنی اثر را متعادل میکند. مکری با افزودن عناصری از رئالیسم جادویی و سوررئالیسمی ملایم به بافت فیلم، بر غنای رواییِ سهبعدی آن میافزاید. قابها مملو از جزئیات عجیب، شوخیهای بصری و چهرههای مرموزی هستند که در پسزمینه حرکت میکنند و به اثر حالوهوایی رؤیاگونه میبخشند. همچون «امپراتوری درون» (Inland Empire) دیوید لینچ، در اینجا نیز شخصیتهایی با لباسهای خرگوش غولپیکر ظاهر میشوند، اما در فیلم مکری، موتیف خرگوش معنایی گستردهتر و نمادینتر پیدا میکند و در تار و پود روایت تنیده میشود. آشکارترین ارجاع، که خودِ فیلم نیز آن را بهصراحت یادآور میشود، آلیس در سرزمین عجایب است، اشارهای که از خلال تم تکرارشوندهی «عبور و دگرگونی» برانگیخته میشود؛ جایی که دختری جوان میان لحظهها و فضاهای گوناگونِ صحنه جابهجا میشود و مرز میان خیال، زمان و واقعیت را در مینوردد.»
«در این فیلم، افسانه، آیین و روایتهای فولکلوریک در دل موزاییکی پیچیده از تصویر و زمان در هم میتنند. برخلاف تابلوهای ایستا و نقاشیگونِ پاراجانف، دوربین مکری ــ با هدایت فیلمبردار توانمندش مرتضی قیدی ــ با نرمی و پیوستگی از میان صحنهها و واقعیتهای گوناگون حرکت میکند، هرچند فیلم به فصلهایی جداگانه تقسیم شده است. با اینحال، طراحی صحنهی فیلمِ درونِ فیلم یادآور زیباییشناسی تزیینی و آیینی پاراجانف است و به چارچوب مفهومی مکری غنایی ملموس و حسی میافزاید؛ گویی سینمای او، در عین ذهنگرایی و تأملمندی، به لمس و مادهی تصویر نیز وفادار میماند.»
نتیجهگیری
«خرگوش سیاه، خرگوش سفید» جایگاه شهرام مکری را بهعنوان یکی از خلاقترین و نوآورترین فیلمسازان فرمالگرای معاصر تثبیت میکند و در عین حال نشانهای است از گسترش مقیاس سینمای او. در پسِ ساختار پیچیدهی فیلم، تأملی ژرف بر مرزهای ناآرام میان بازنمایی و واقعیت نهفته است، همراه با مجموعهای از موتیفها و ارجاعات چندلایه. هرچند طراحی فکری و ساختار ذهنی اثر ممکن است برای تماشاگرِ عادتکرده به روایتهای کلاسیک چالشبرانگیز باشد، مکری با مهارتی چشمگیر میان قصهگویی ژانری و بازیهای چندبُعدی زمان و تکرار تعادل برقرار میکند، بیآنکه مخاطب را از خود دور سازد. در نهایت، «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» جایگاه مکری را در مرز میان سینمای تجربی و سینمای فلسفی بار دیگر تأیید میکند و چشمانداز او از روایت کوانتومی را به نقطهای پخته و درخشان میرساند؛ جایی که زمان، تصویر و آگاهی در حرکتی بیپایان، یکدیگر را میسازند و در هم فرو میریزند.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.
