جستجو در سایت

1404/11/28 18:03
در قسمت شانزدهم «برتا؛ داستان یک اسلحه» چه گذشت؟

بی‌گناهی نداف ثابت شد؛ حامل برتا همچنان در هاله‌ای از ابهام

بی‌گناهی نداف ثابت شد؛ حامل برتا همچنان در هاله‌ای از ابهام
نداف نزد خان‌بابا رفت. خان بابا اعتراف کرد که همه پاپوش‌ها زیر سر او بوده است و بعد خودکشی کرد. بی‌گناهی نداف ثابت شد اما برتا هنوز یک مسئله است.
به گزارش سلام سینما

سیاوش فوت کرد و امیرعلی نداف بیشتر از همیشه تنها شد. در قسمت قبل امیرعلی نداف و بهار رد پاپوش‌هایی که برای نداف چیده شده بود را تا احمدآباد مستوفی زدند. آن‌ها به احمدآباد مستوفی نزد شخصی به نام خان بابا رفتند. نداف اجازه نداد بهار داخل ساختمان بیاید و تنها رفت. خان‌بابا منتظر نداف بود. پرویز خان‌بابایی شخصی بود که سال‌های پیش از پرونده واکسیناسیون با امیرعلی نداف روبه‌رو شده بود. نداف پسر او، سامان، را به جرم قتل بازداشت کرده بود و چون سامان از تاریکی می‌ترسید در بازداشگاه دست به خودکشی زده بود. خان‌بابا به نداف گفت که از همان سال در پی انتقام از او بوده است و به همین دلیل همه نقشه دزدیدن برتا و پاپوش درست کردن برای نداف را برنامه‌ریزی کرده است. او حتی اعتراف کرد وقتی نداف سرنخی پیدا می‌کرد و آن سرنخ به قتل می‌رسید، در کمین نداف بوده است. خان‌بابا اسلحه‌ای از میزش بیرون آورد و به طرف نداف گرفت و گفت الان وقت انتقام است. اما بهترین انتقام برای نداف این است که اجازه ندهد او از کسی که همه این سال‌ها عامل بدبختی‌اش بوده است انتقام بگیرد و به خودش شلیک کرد. خان‌بابا خودکشی کرد. پس از مرگ او، پیشکارش، پرونده‌ای به نداف داد و گفت همه این سال‌ها خان‌بابا منتظر این لحظه بوده است و این پرونده می‌تواند بیگناهی او را اثبات کند. نداف پرونده را گرفت و نزد سرگرد امجد برد. او یک کادو برای دخترش نسیرین خرید و تلفن خودش را هم در همان جعبه کادو گذاشت که با نسرین صحبت کند و به او اثبات کند که بیگناه است. نداف و سرگرد امجد سر قبر زن نداف رفتند و سرگرد آنجا به همسر نداف شهادت داد که او بیگناه است. نداف دستانش را جلو آورد که سرگرد دستبند بزند اما سرگرد او را بغل کرد و باهم راهی آگاهی شدند که کارهای قضایی نداف شروع شود. اما وقتی آن‌ها وسط ترافیک بودند و درحالیکه سرگرد امجد، نداف را دلداری می‌داد که نسرین بیگناهیش را قبول می‌کند، نداف جان داد و از دنیا رفت.

نیلوفر، زن همسایه سرگرد امجد که با دانیال دوست شده بود و دانیال قصد داشت پدرش و او را به هم نزدیک کنند، به دلیل درخواست سرگرد امجد از او که از دانیال فاصله بگیرد، از ساختمان آن‌ها اسباب‌کشی کرد و رفت.

بی‌گناهی نداف ثابت شد اما هنوز مشخص نشده است که در هر قتل اسلحه برتا دست چه کسی بوده است. از این نقطه داستان، روایت پیدا کردن اسلحه توسط سرگرد امجد آغاز خواهد شد.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image