ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
3
رضا ظفری
۱۲ روز پیش - ۱۶ دقیقه مطالعه
منبعSafr

کارگردان، بهترین مبنای سینما

بخش اول مقاله. بخش دوم مقاله را در پایین همین صفحه میتوانید مشاهده و مطالعه کنید. موضوع: مقاله ای پیرامون کارگردانان صاحب سبک جهان در طول تاریخ سینما به همراه معرفی بهترین آثارشان...

همیشه و همه جا؛ در هر زمان و مکانی هنر هایی وجود داشته اند که به وسیله هنرمندانشان به شکوفایی وجود خود میرسیدند. تغییر و تحول می یافتند، بزرگ میشدند، هبوط میکردند و صعود داشتند.فراز میرفتند و فرود داشتند. ترکیبی از عوامل فرهنگی.. اجتماعی.. سیاسی.. اقتصادی.. مذهبی و... در تمام مکاتب هنر های هفتگانه دیده میشود که جهت دهنده به هدف و انگیزه هنرمند است. هنر سینما نیز چنین راهی را طی کرده منتها با یک تفاوت. سایر هنر ها هنرمندانی واحد و تک کار دارند اما هنر نو سینما متشکل از چندین و چندان هنرمند، تاجر و مخترع است که حقیقتاً کار هر کدام کم از هنر نیست.اگر بخواهیم گل سرسبد و رهبر سینماگران و هنرمندان سینما را(با در نظر گرفتن این نکته که کار تمامی سینماگران از ارزش یکسان و سختی کار برابر برخوردارند) نام ببریم، به جرأت میتوانیم از Director * یاد کنیم.

همیشه و همه جا؛ در هر زمان و مکانی هنر هایی وجود داشته اند که به وسیله هنرمندانشان به شکوفایی وجود می آمدند. تغییر و تحول می یافتند، بزرگ میشدند، هبوط میکردند و صعود داشتند.فراز میرفتند و فرود داشتند. ترکیبی از عوامل فرهنگی.. اجتماعی.. سیاسی.. اقتصادی.. مذهبی و... در تمام مکاتب هنر های هفتگانه دیده میشود که جهت دهنده به هدف و انگیزه هنرمند است. هنر سینما نیز چنین راهی را طی کرده منتها با یک تفاوت. سایر هنر ها هنرمندانی واحد و تک کار دارند اما هنر نو سینما متشکل از چندین و چندان هنرمند، تاجر و مخترع است که حقیقتاً کار هر کدام کم از هنر نیست.اگر بخواهیم گل سرسبد و رهبر سینماگران و هنرمندان سینما را(با در نظر گرفتن این نکته که کار تمامی سینماگران از ارزش یکسان و سختی کار برابر برخوردارند) نام ببریم، به جرأت میتوانیم از Director * یاد کنیم.همیشه و همه جا؛ در هر زمان و مکانی هنر هایی وجود داشته اند که به وسیله هنرمندانشان به شکوفایی وجود می آمدند. تغییر و تحول می یافتند، بزرگ میشدند، هبوط میکردند و صعود داشتند.فراز میرفتند و فرود داشتند. ترکیبی از عوامل فرهنگی.. اجتماعی.. سیاسی.. اقتصادی.. مذهبی و... در تمام مکاتب هنر های هفتگانه دیده میشود که جهت دهنده به هدف و انگیزه هنرمند است. هنر سینما نیز چنین راهی را طی کرده منتها با یک تفاوت. سایر هنر ها هنرمندانی واحد و تک کار دارند اما هنر نو سینما متشکل از چندین و چندان هنرمند، تاجر و مخترع است که حقیقتاً کار هر کدام کم از هنر نیست.اگر بخواهیم گل سرسبد و رهبر سینماگران و هنرمندان سینما را(با در نظر گرفتن این نکته که کار تمامی سینماگران از ارزش یکسان و سختی کار برابر برخوردارند) نام ببریم، به جرأت میتوانیم از Director * یاد کنیم.


                     (کارگردان)

شاید آشنا ترین نام و واژه سینمایی نزد مردم کارگردان باشد. کارگردان شخصی است که یکی از کار های اصلی و حیاتی سینما را انجام میدهد. او رهبری و هدایت فیلم را بر عهده دارد. او چگونگی میزانسن را در اختیار دارد. در واقع کارگردان است که فیلم را میسازد. _البته از دوره سینمای ناطق به بعد و با گسترش فن تدوین دیگر فیلم ها را به آن صورتی که بودند نمی دیدند و بسیاری از جمله بنده معتقدیم که فیلم در اتاق تدوین ساخته میشود._اما در کل کارگردان را میتوان هنرمند اصلی فیلم دانست و بقیه را فرمانبردار وی.

مبنا و معیار:

از مبانی به شدت قوی و با ثبات برای تشخیص و شناخت فیلم ها یا مکاتب و یا حتی سبک های متفاوت میتوان ژانر، هنر پیشه، موضوع، کشور، امتیاز و نقد، داستان و سایر موارد و... را ذکر کرد. اما معیار و مبنای کمتر شناخته شده میان مردم که نسبت به دیگر مبانی دارای قدرت خاصی در اثبات ادعای خود است مبنای کارگردان است. در هر کشور تعدادی کارگردان موفق و باهوش که برخی صاحب سبک هم هستند وجود دارد که به سینمای کشور خود و سینمای جهان کمک های فراوانی کرده اند. کارگردانانی که بدون آنها سینما به چیزی که هست بدل نمیشد. انان سینما را بزرگ و برخی مانند منتقدان آن را در حین بزرگی تربیت کردند. مطمئنا از میان هنرمندان سینما(اعم از منتقدان، سینماگران و فیلمسازان) هنر هیچکدام به اندازه هنر این کارگردانان گسترده و بالغ نیست. کارگردانان بهترین والدین سینما بودند. والدینی که در طول تاریخ 120 ساله سینما، آن را به آنچه بوده و هست سوق دادند و هر کدام با سبک و سیاق خود این هنر را نو نوار کردند. در این مقاله به بررسی برترین کارگردانان تاریخ سینما و سبک ها و مکاتب آنان میپردازیم و هدف ما از مطالعه آن معیار شناسی درست در سینماست. به هر حال بد نمیشود اگر فیلمهای یک کارگردان را مبنای تماشای خود و دیگران قرار دهیم و یا با شناختن سبک های کاری آنان به سادگی پاسخ پرسش های سینمایی خود را بیابیم. البته هر گونه عدم معرفی کارگردان به منزله ی مهم نبودن وی نیست، بلکه یا نامش در لیست فراموش شده یا صاحب سبک مشخصی نیست و متفرقه فعالیت میکند. برای مثال وودی آلن یا دیوید لینچ بزرگ....


       کارگردان، مبنای سرسخت سینما


کارگردان اصلی‌ترین عامل تبدیل شدن یک فیلمنامه به یک فیلم سینمایی یا فیلم تلوزیونی است. به همین دلیل است که همواره، یک اثر تصویر متحرک را به نام کارگردان آن می‌شناسند.همانطور که یک موسیقی را با اهنگساز و یک نقاشی را با نقاشش میشناسند. این هنرمندان بزرگ وظایف سنگین و مهمی بر دوش دارند. مهم‌ترین کاری که یک کارگردان در جریان ساخت یک اثر تصویر متحرک انجام می‌دهد، حفظ تم اصلی کار در طی مراحل سه‌گانهٔ پیش تولید، تولید و عرضه است. کارگردان پس از مطالعهٔ فیلمنامه آن را خرد کرده و به قطعات کوچکی به نام سکانس ، صحنه و پلان تبدیل می‌کند و متنی را تهیه می‌کند با عنوان دکوپاژ . این متن دستور العملی است برای همه عوامل سازنده فیلم که در آن تمامی جزئیات پلان از قبیل زاویه دوربین، اندازه نما، حرکت‌و گفتار بازیگر، نور، زمان، مکان و … نوشته شده‌است. کارگردان باید به اصول و قواعد تمامی مراحل تولید مسلط باشد تا به خوبی بتواند گروه را رهبری کند و به نتیجه مطلوب برساند.اصول قاب‌بندی، ریتم، تداوم حرکت، صدا و تصویر از جمله قواعدی هستند که کارگردان برای دکوپاژ به کار می‌گیرد. این قواعد هنری بر خلاف اصول علوم طبیعی چندان ثابت و غیرقابل تغییر نیستند بلکه حاصل تجربیات و ترجیحات کارگردانان پیشین بوده و بر اساس نوع نگرش و سبک هنری فیلم‌ساز، متغیر می‌باشند.


از جمله مهمترین فیلم‌سازان تأثیرگذار که برای نخستین بار تئوری فیلم‌سازی را شکل دادند می‌توان از جنبش مونتاژ شوروی وسولد پودوفکین و سرگئی آیزنشتاین دو فیلم‌ساز روس نام برد. پودوفکین با آزمایش‌های مونتاژی خود سعی کرد نشان دهد که با امکانات مونتاژ می‌توان واقعیت را جعل کرد. در این نوع مونتاژ معمولاً ایدئولوژی و اصول فیلم‌ساز به عنوان اصل قرار گرفته و سعی در نمایش آن می‌شود. در شیوهٔ پودوفکین، فیلم یک رویداد تأثیرگذارتر و جاندارتر از خود رویداد واقعی به نظر می‌رسد. برای همین پودوفکین نوع نگاهش را به سینما مونتاژ انفجاری نامید.

آیزنشتاین بر خلاف پودوفکین بر این باور بود که مونتاژ وصل کردن منطقی نماها نیست تا داستانی تعریف شود. بلکه تدوین، تصادم نماهاست. آیزنشتاین نه در جستجوی بیننده‌ای منفعل بلکه در جستجوی بیننده‌ای خلاق بود. بیننده‌ای که بتواند در تکمیل اثر هنری نقشی فعال ایفا نماید و به سفید خوانی اثر هنری بپردازد. منظور از سفید خوانی معنایی است که بیننده از طریق تجزیه و تحلیل فیلم، به آن می‌افزاید؛ معنایی که به ظاهر در فیلم موجود نیست اما به وسیله تحلیل فیلم می‌توان به آن پی برد. آیزنشتاین معتقد بود برای رسیدن به سینمایی تأثیرگذار می‌توان از عناصر زیر در مونتاژ تصاویر استفاده کرد.

کارگردانان همیشه دستیارانی نیز دارند تا در امور از آنها مشورت گرفته و یاری بطلبند. این دستیار ها را با عنوان Assistant میشناسیم.کسی که کارگردان را در انجام کارهایش یاری می‌کند و برخی از وظایف او را انجام می‌دهد، از جمله، برنامه‌ریزی فیلم برداری، نظم دادن به امور حمل و نقل، هماهنگی با گروه‌های مختلف و فراخواندن افراد مورد نیاز به مکان فیلم برداری، حفظ نظم و آرامش در سر صحنه فیلم برداری، کنترل بودجه و انجام هر کار دیگری که کارگردان بر عهده او بگذارد. گاه در فیلمی به وجود بیش از یک دستیار احتیاج می‌شود و حضور دستیار دوم یا سوم هم لازم می‌شود، به ویژه در پروژه‌های بزرگ. اما در کل و با در نظر گرفتن تمام عوامل، این کارگردانان هستند که فیلم را میسازند... 

در ادامه سبک های کارگردانان جهان را با مکاتب گونه شناسی و نمونه هایی از آثارشان به شما معرفی میکنیم تا هر چه بیشتر و بهتر سینما، این هنر والا که امروزه قلب و روح ما را تسخیر کرده و برای نوشتن و خواندن درباره آن به هیچ بهانه ای نیاز نیست بشناسیم. چه دیدید!!*شاید این مقاله به ندانسته ها و گمشده هایتان کمک کند. شاید مواردی را به شما گوشزد کند که عمری در پی آن بودید اما نمی‌دانستید در کدام مکتب کارگردانی یافت میشوند.


          

       "کارگردانان صاحب سبک سینما"


استیون اسپیلبرگ :

استیون آلن اسپیلبرگ که رده بندی بهترین کارگردان های جهان جایگاه خاص خود را دارد. اسپیلبرگ کارگردان، تهیه‌کننده و فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی یهودی، برنده 3 جایزه اسکار و یکی از موفقترین و بهترین کارگردان های حال حاضر جهان می‌باشد،ستایش او هم در میان منتقدان و هم در بین مردم عادی است. شخصی پر قدرت و کاربلد در زمینه های سرگرمی و سینما که توسط تعداد بیشماری از سینمادوستان جهان همواره مورد تمجید قرار میگیرد.

وقتی در فیلم نجات سرباز رایان و با نظر اسپیلبرگ بخشی اعظمی از کارگردانی فیلم با قرار دادن دوربین بر روی شانه انجام شد باعث تعجب همه شد ولی بعد از ساخت کامل فیلم، منتقدان با دیدن این فیلم کاملا شوکه شده بودند. واقعیت جنگ کاملا در لنز دوربین او قابل رویت بود. این فیلم موفق شد اسکار بهترین کارگردانی و 4 اسکار دیگر را نیز دریافت کند.

اسپیلبرگ بدون شک موفق ترین کارگردان در زمینه تجاری سینماست و بارها شاهد رکورد شکنی وی در سالهای موفق فیلمسازیش بوده ایم ولی آثار او تجربه ای به انسان میدهد که نمیتوان آن ها را بین بهترین های تاریخ قرار نداد. وقتی سالها قبل به تماشای فیلم «ای‌تی موجود فرازمینی» (E.T. the Extra-Terrestrial) مینشستیم. این فیلم شاهکار را، بهترین در ژانر علمی- تخیلی میدانستیم و با آن فهمیدیم هر موجودی را اگر عاشق باشید میتوان دوست داشت و عشق و دوستی هرگز حد ومرز نخواهد داشت.

شاید در بین فیلمهای بیشمار استیون اسپیلبرگ «فهرست شیندلر» (Schindler's List) جایگاه ویژه ای داشته باشد، فیلمی که براساس واقعیت میباشد و به موضوع هولوکاست در جریان جنگ جهانی میپردازد. وحشت جنگ و اوضاع غیر قابل وصف مردم یهودی آن زمان کاملا واقعی به نظر میرسد در طول فیلم بیننده یک واقعیت را میبیند نه فقط یک فیلم معمولی و این کاری است که از دست اسپیلبرگ برخواهد آمد.از بهترین آثار آغشته شده به اسپیلبرگیسم کاربلد میتوان:ای تی موجود فرازمینی.. آرواره ها.. فرنچاینز محبوب پارک ژوراسیک.. فهرست شیندلر.. نجات سرباز رایان.. بازیکن شماره یک اماده.. ماجراهای تن تن.. هوک.. فرنچایز ایندیانا جونز.. غول بزرگ مهربان.. داستان وست ساید و بازگشت به آینده و... اشاره کرد.

                


مارتین اسکورسیزی :

اگر لیست بهترین کارگردانان جهان سینما را براساس جوایز و افتخارات گوناگون بخواهید به نگارش در بیاورید قطعا اسکوریزی جزء بهترین هاخواهدبرد.مارتین اسکورسیزی،کارگردان،فیلمنامه‌نویس،تهیه‌کننده،هنرپیشه و تاریخ‌دان ایتالیایی-آمریکایی فیلم و سینما است.شخصی که عنوان دار تمام جوایز معتبر سینمای جهان میباشد و در برخی از آثار او شاهد هنرنمایی در نشان دادن ریشه خلاف در محله های پایین شهر هستیم که به طرز استثنایی به واقعیت نزدیک میباشد واین موفقیت شاید بتوان به خاطر زندگی کردن خود مارتین در این محله ها در دوران کودکی و نوجوانی دانست.

قهرمان بودن همیشه در فیلم ها معنای متفاوتی پیدا میکند ولی این معنا در فیلم راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی کاملا با تصورات ما تفاوت دارد واین هنر مارتین است نشان دادن چیزی که وجود دارد ولی ممکن است زیاد به چشم ما واقعی به نظر نرسد. فیلم راننده تاکسی جدا از افتخاراتی که موفق به کسب آن ها شده است متاسفانه تاثیر متفاوتی در بین بیننده داشت و حتی باعث سوء قصد یک فرد به جان ریگان رونالد رییس جمهور وقت آمریکا شد و اینجاست که میتوان گفت سینما فراتر از یک سرگرمی است وممکن است حتی باعث جنون فرد شود.

دوستی و همکاری اسکورسیزی با رابرت دنیرو در هشت فیلم جریان داست و آثاری فوق العاده ای را در کارنامه هر دو نفر ثبت کرد، بعد از حضور پر رنگ دنیرو در آثار وی مارتین در چند فیلم هم با لئوناردو دیکاپریو همکاری داشت که میتوان به جزیره شاتر و گرگ وال استریت اشاره کرد که هرکدام جزء بهترین آثار سینمای جهان میباشند.اما مهم ترین عامل معروفیت و محبوبیت این شخص تسلطش بر تمام سبک ها و ژانر های سینماست. درست همانند استنلی کوبریک. 

از بهترین آثار آغشته به اسکورسیزیسم پرافتخار میتوان به:رفقای خوب.. گرگ وال استریت.. مردایرلندی.. رفتگان.. گاو خشمگین.. دار و دسته ی نیویورکی ها.. جزیره شاتر.. سلطان کمدی.. هوگو..راننده تاکسی و... اشاره کرد.



کوئنتین تارانتینو:

شاید ظهور تارنتینو در ده 90 میلادی یکی از بهترین اتفاقات سینمای جهان را رقم زد، فردی که با رها کردن مدرسه و تحصیل به دنبال بازیگری بود ولی راه او به کارگردانی ختم شد . تارانتینو در بین بهترین کارگردانان جهان سینما جایگاه ویژه ای دارد ، زیرا که او ساخته های خود را با تجربه و سخت کوشی به وجود آورده است و تحصیلات در فیلم های او اصلا نقشی نداشته است و این نمایان گر این موضوع است که حتما نباید علمی وجود داشته باشد گاهی علاقه به همه چیز غلبه میکند.

خشونت ، ذکاوت وهوش در جلو بردن داستان فیلم ، مکالمات هوشمندانه و ساختار هیجانی اجزاهای جدانشدنی فیلم های تارانتینو هستن و خواهند بود. بعضی وقت ها به حدی خونریزی در فیلم های او بالا میگیرد که ممکن است بیننده را خسته کند ولی این خونریزی با فکر ساخته شده است و فقط یک سکانس هیجان انگیز به حساب نمیاید و هدفی بزرگتر را دنبال میکند نمونه این خونریزی ها را درفیلم بیل را کش و حرومزاده های لعنتی به راحتی میتوان دید.

نقطه عطف کارهای تارانتینو را میتوان فیلم داستان عامه‌پسند ( Pulp Fiction ) دانست، این فیلم به عنوان یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای جهان به حساب میاید و سالها مورد تقدیر و توجه منتقدان و دوستداران سینما بوده است و در اسکار هم با نامزدی در 7 بخش این امر را ثابت کرد، ولی رقابت با فیلم فوق العاده فارست گامپ ( Forrest Gump ) درخشش این فیلم را کمرنگ کرد. تارانتینو به خاطر آثاری چون جنگوی آزادشده حرامزاده‌های لعنتی، ضد مرگ، هشت نفرت‌انگیز و بیل کش همواره مورد تحسین قرار میگیرد.سبک وی که او را خاص میکند استفاده متفاوت از خشونت تصنعی و موسیقی در صحنه است. شاید به همین دلیل وی را کارگردان دی جی مینامند.

از برترین آثار آغشته به تارانتینویسم خشن میتوان به:داستان عامه پسند.. روزی روزگاری در هالیوود.. بیل را بکش.. حرومزاده های لعنتی.. سگ های انباری.. هشت نفرت انگیز.. دسپراتو و... اشاره داشت.



کریستوفر نولان:

و اما رسیدیم به یک کارگردان صاحب سبک و کمال‌گرا. کریستوفر ادوارد نولان کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کنندهٔ بریتانیایی - آمریکایی است. او یکی از مهمترین کارگردانان حال حاضر دنیاست و تا به حال فیلم های او بیش از 4 میلیارد دلار در گیشه فروش اشته اند.

نولان را باتوجه به آثار موفق و مشهورش میتوان بهترین کارگردان از سال 2000 تا به حال دانست و این را موضوع را با کمترین اغراق بیان میکنم . نولان را در این سالها با آثار روانشناسی و فلسفی میشناسیم، او در نشان دادن درون مایه هر شخصیت تبحر خاصی دارد و برای توصیف هر یک از عناصر فیلمش تمام زوایای ممکن را برای بهتر شدن در نظر میگیرد. کریستوفر نولان همیشه فضاهای طبیعی را به استودیو ترجیح میدهد و معتقد است کوچکترین و ریزترین نکات ممکن است در فیلم تاثیر مستقیم بگذارد.

شروع کار حرفه ای نولان فیلم ممنتو (Memento) بود، که فیلم‌نامه آن را بر پایهٔ داستان کوتاهی از برادرش، جاناتان نوشته است. ممنتو مورد تحسین منتقدین قرار گرفت و پایه گذار فیلم هایی با ایده نو در قرن 20 میلادی شد. که در روند ساخت فیلم های سینمای هالیوود کاملا تاثیر گذار بود و همین امر باعث مشهوریت کریستوفر نولان در سینمای جهان شد. بعد از ممنتو نولان به پیشنهاد استیون سودربرگ به کارگردانی فیلم بی‌خوابی مشغول شد که با بازی آل پاچینو همراه بود که تقریبا اثری موفق به شمار میرفت.

کریستوفر نولان با ساختن سه‌گانه بتمن با تبحر خاص خود محبوبیتی بسیار را توانست کسب کند و به عنوان فردی با سبک خاص در سینمای جهان شناخته شد. آثاری همچون میان‌ستاره‌ای، تلقین، حیثیت و دانکرک از آثار دیگر نولان هستند که همواره در جهان به عنوان بهترین آثار قرن جدید میلادی از آن ها یاد میشود و توانسته اند هم در گیشه و هم از نظر منتقدان نمرات قابل قبولی را دریافت کنند.وی خاص ترین سبک را در میان دیگر کارگردانان دارد. آخرین فیلم نولان که جدیدا تصمیم به انتشارش گرفته شده انگاشته یا tenet نام دارد. این فیلم نیز همچون دیگر آثار وی در ژانر علمی تخیلی اکشن حسابی سروصدا به پا کرده. و خبر از منفجر کردن یک هواپیمای بوئینگ بزرگ در یک صحنه ی فیلم به گوش میرسد. 



فرانسیس فورد کاپولا:

فرانسیس فورد کوپولا یکی از مشهورترین فیلمسازان و کارگردانان تاریخ سینمای جهان است. کاپولا اصلیتی آمریکایی - ایتالیایی دارد. او به جز کارگردانی، فیلمنامه می‌نویسد، شراب تجارت می‌کند، مجله چاپ می‌کند و صاحب هتل نیز هست و این ها همه بخشی از تجارت های این شخص میباشد.

همیشه دوست داشتم در مورد تاثیر یک فیلم در یک جامعه واقعی و ادامه این تاثیر بر سینمای جهان مقاله ای بنویسم ولی به علت گستردگی این بحث شاید یک کتاب هم برای این مبحث کوچک شمرده شود ، کاپولا را معمولا با پدرخوانده میشناسند و ساخت این مجموعه به او شهرت جهانی داد ولی یک فیلم تا چه حد میتواند بزرگ باشد که برند سینمای جهان شود و تا 100 سال آینده هم در مورد آن صحبت شود و به تحسین از آن بپردازند .مجموعه ای که کلا تمام فیلم های مافیایی را در زمان خود و تا قرن جدید میلادی تغییر داد و سطح فیلم های هالیوودی را افزایش داد.

کاپولا شاید کارگردان خوبی باشد ، ولی فیلنامه نویس بهتری است و این را بارها ثابت کرده است ، دیالوگ های فیلم های او معمولا ماندگار میشوند مخصوصا اگر بازیگر گوینده او فردی مشهور باشد ، مثلا در فیلم پدرخوانده 1 هر حرفی که از زبان مارلون براندو گفته میشد همه را شوکه میکرد .

کاپولا تا حالا 13 بار جایزه اسکار را دریافت کرده است و بهترین آثار او را میتوان مکالمه ، اینک آخرالزمان، تترو، پدرخوانده ، دراکولای برام استوکر و ماهی جنگی نام برد که هرکدام در زمان خود از بهترین آثار سینمای جهان به حساب می امده اند.



جیمز کامرون :

بعد از دیدن چهره جیمز کامرون احتمالا اولین فکری که میکنید این خواهد بود که پول همه چیز نیست و موفقیت تجاری برای قرار گرفتن در لیست بهترین کارگردانان جهان سینما کافی نخواهد بود، ولی مگر میشود تاثیر و نبوغ این کارگردان اهل کانادا را در فیلم های علمی - تخیلی نادیده گرفت. کامرون از بچگی و بعد از دیدن  اودیسه فضایی کوبریک عاشق سینما و جلوه های ویژه شد ولی استعداد و تجربه جلوه های ویژه را از خواندن کتاب و مقالات متعدد به دست آورد و به تحصیلات او کوچکترین ارتباطی نداشت.

جیمز کامرون وقتی نابودگر (Terminator) را ساخت ، منتقدین از صحنه های اکشن و جلوه های ویژه آن استقبال کردن و هنر کامرون را در خلق سکانس های علمی-تخیلی خارق العاده توصیف کردند. فیلم تایتانیک میتوان اوج فعالیت کامرون دانست. فیلمی با داستانی عاشقانه که بارها از روی آن اقتباس شده بود. ولی جیمز کامرون بدون توجه به آثار قبلی فیلمنامه خود را شروع کرد ، بعد از اکران با فروش 1.8 میلیارد دلاری به عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ در زمان خودش شناخته شد و علاوه بر آن با گرفتن 11 جایزه اسکار مورد تحسین همگان قرار گرفت .

اوج هنر ساخت جلوه های ویژه در فیلم های جیمز کامرون را، میتوان در فیلم آواتار دید ، نگاه به جلوه های ویژه این فیلم انسان را در زمان خودش حیرت زده میکرد و وقتی این فیلم با داستانی عمیق و زیبا همراه شد کل سینمای جهان را متحول کرد و فروش گیشه فوق العاده ای را پشت سر گذاشت و با گذشتن از 2 میلیارد دلار رکورد تایتانیک را نیز شکست و به عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای جهان تا به حال شناخته میشود.

فیلم آواتار هم موفق شد 3 جایزه اسکار دریافت کند و تا 4 قسمت تمدید شود، قسمت دوم این فیلم در تاریخ 18 دسامبر 2020 اکران خواهد شد و پس از آن و در تاریخ 17 دسامبر 2021 قسمت سوم به سینماها می‌آید.پس اگر روزی از شما پرسیدند که پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما از آن کیست، شما پاسخ دهید :جیمز کامرون*



آلفرد هیچکاک :

واژه کارگردان برای هیچکاک خیلی کوچک شمرده میشود، او برای همه الهام بخش بوده است . شخصی که عاشق سینما بود و همیشه میگفت بیننده از فیلم چه چیزی میخواهد، من آن را به او خواهم داد و تا حد زیادی هم در این راه موفق بود ، آلفرد هیچکاک یکی از بزرگترین کارگردان جهان بوده و خواهد بود. هیچکاک کارگردانی بریتانیایی بود که عمده فعالیت های خود را در ایالت متحده آمریکا انجام داد و به عنوان سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین کارگردان فیلم‌های سینمایی در جهان شناخته میشود و تاثیر فیلم های او همواره بر فیلمسازان انکار ناپذیر است .

آلفرد هیچکاک را استاد سینمای دلهره آور و معنایی تاریخ جهان میدانند و همیشه نام او را در لیست های بهترین کارگردانان جهان سینما میتوان مشاهده کرد و تمجید از او حتی بعد از نزیک به 4 ده گذشتن از مرگش همچنان ادامه دارد. ندادن جایزه اسکار به هیچکاک بیشتر این مراسم را در حسرت خواهد گذاشت نه آلفرد کبیر را، مطمئن باشید اگر هیچکاک این جایزه را گرفته بود، رقابت برای تصاحب آن خیلی جذاب تر میشد و از هر فیلمی که آن را میگرفت نمیشد به راحتی گذشت . فیلم های هیچکاک فراتر از یک اثر تماشایی هستن او به سینما معنا بخشید و لذت ساخت فیلم را به همه چیز ترجیح میداد.

هیچکاک در لیست فیلم های خود 5 فیلم با امتیاز بالای 95 از 100 در سایت Metascore دارد و، این یعنی معجزه ی سینما. بهترین آثار او را میتوان سرگیجه، پنجره پشتی، شمال تا شمال غربی، روانی، بدنام، ربه‌کا،طناب، پرندگان و مرد عوضی نام برد که همواره مورد تحسین سینما دوستان جهان قرار دارند.




دیوید فینچر :

دیوید فینچر فیلمساز اهل آمریکا که کارگردانی موزیک ویدئو و تهیه‌کنندگی حرفه اصلی او در ابتدای راهش بود، بعد پا به عرصه هالیوود و کارگردانی گذاشت . فینچر دو نامزدی «اسکار بهترین کارگردانی برای درام عاشقانه و فانتری مورد عجیب بنجامین باتن و فیلم زندگینامه‌ای شبکه اجتماعی را در کارنامه هنری خود دارد، او را با تکنیک خاص خود در فیلمبرداری فضای باز و پایان بد فیلمهایش میشناسند، فیلم های باشگاه مشت زنی و هفت جزء بهترین آثار او هستند که از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند.

 هنر او خاص است و همیشه آن را ثابت کرده است ، او همیشه میداند چه بازیگری را انتخاب کند وچه چیزی را از او انتظار دارد، فینچر چهره های جوان زیادی را به شهرت جهانی رسانده است. از این لیست بلند بالا میتوان به «جسی آیزنبرگ»، «اندرو گارفیلد»، «رونی مارا» و «رزاماند پایک» اشاره کرد که همه ستارگان حال حاضر سینمای هالیوود به حساب می آیند.

فینچر همیشه کاری که دوست دارد و در آن تخصص دارد انجام میدهد و بارها کارگردانی فیلم های مطرحی را قبول نکرده است که واقعا شایسته احترام میباشد، از این عناوین مطرح میتوان به مأموریت غیرممکن 3 با حضورستارگانی بیشمار همچون تام کروز اشاره کرد، بتمن آغاز میکند و اگه منو میتونی بگیر آثار دیگری بودند که ابتدا به او برای کارگردانی پیشنهاد شده بود اما او در این پروژه ها شرکت نکرده بود.

بهترین آثار او را میتوان هفت، باشگاه مبارزه، بازی، زودیاک و دختر گم‌شده و مهم تر از همه مورد عجیب بنجامین باتن نام برد که همواره مورد تحسین سینما دوستان جهان قرار دارند.برخی وی را با کارگردان بزرگ تاریخ «آلفرد هیچکاک» مقایسه می‌کنند.



استنلی کوبریک :

وقتی صحبت از ساخت اقتباس های ادبی در قالب فیلم می‌شود، کوبریک را باید بهترین بدانیم. کارگردانی که در دوران زندگیش تنها سیزده فیلم را کارگردانی کرد ولی این روند را طی نیم قرن انجام داد واین نشان از دقت وحساسیت او برای ساخت هر یک از فیلم‌هایش بود. کوبریک تا نوزده سالگی در دبیرستان ناموفق بود و بعد از آن برای رفتن به کالج بارها رد شد و به گفته خودش در زمان تحصیل کوچک‌ترین چیزی به او برای موفقیت در زندگی کمک نکرده است.

2001: ادیسه فضایی به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های سینمایی تمام ادوار شناخته می‌شود و بارها در بین 10فیلم تاثیرگذار در طول تاریخ در نظرسنجی های مختلف انتخاب شده است. فیلمی که در زمان خودش با جلوه های ویژه خود توانست توجه همه را به خود جلب کند و همچنین با فروش نزدیک به 200 میلیون دلار یکی از پرفروشترین فیلم های سینمایی تاریخ در زمان خودش شود.

درخشش تنها فیلم کوبریک در ژانر ترسناک میباشد و به عنوان ضرب المثل کارگردانان سخت‌گیر در سینما از آن یاد می‌شود، فیلمی که آنقدر برداشت های طولانی داشت که بسیار خبرساز شد در یک صحنه کوبریک، اسکتمن کراترز را مجبور کرد که صحنه درگیری با تبر فیلم را 40 بار تکرار کند که با گریه بازیگر مذکور همراه شد.

کوبریک بارها نامزد جایزه اسکار شد وهمواره فیلم‌هایش مورد علاقه منتقدین سینما قرار می‌گرفت، او که تقریبا در تمام ژانرها به کارگردانی پرداخته است. در دقت سکانس ها وسواس عجیبی داشت به گونه ای که در فیلم درخشش یک سکانس را 127 مرتبه فیلمبرداری کرد، که مورد اعتراض جک نیکلسون و دیگر عوامل فیلم قرار گرفت.در کنار مارتین اسکورسیزی کمال گرا، استنلی کوبریک بزرگ نیز قرار میگیرد. بهترین آثار وی 2001 ادیسه فضایی.. پرتقال های کوکی.. درخشش.. دکتراسترنج لاو.. اسپارتاکوس.. غلاف تمام فلزی.. بوسه قاتل و چشمان کاملا بسته اشاره کرد که یکی از دیگری فوق العاده ترند.



آکیرا کوروساوا :

آکیرا کوروساوا قطعا یکی از تاثیرگذارترین کارگردانان جهان سینما تلقی می‌شود. هوش سرشار و عشق او به سینما طی پنجاه سال فعالیت او کاملا مشهود بوده است. آکیرا یک اثر سینمایی را مانند یک شعر برای بیننده روان و پرمعنا به تصویر می‌کشید و با نوشتن فیلنامه های تمام عیار همیشه مورد تحسین واقع شده بود.

آکیرا برای معنا دادان به زندگی شخصیش شروع به ساختن آثار سینمایی می‌کرد و در استفاده از نورپردازی و فضاهای پیرامون سکانس ها به طرز باورنکردنی موفق بود. آکیرا کوروساوا بارها جوایز متعددی را دریافت کرده است و به عنوان یک پرفسور در ژانرهای اجتماعی و اسطوره سرایی از او یاد می‌شود.

نقطه عطف آثار این کارگردان موفق ژاپنی فیلم سینمایی راشومون بود که در سال 1951 به روی پرده سینما رفت و بعد از پخش شدن در جشنواره ونیز به دلیل پیچیدگی هنری که در به تصویر کشیدن داستان یک قتل در طول روند فیلم به نمایش درآمده بود موجب تعجب منتقدین اروپایی شد و سینمای ژاپن که تا به آن زمان ناشناخته بود را به عنوان یک الگو معرفی کرد.

آکیرا کوروساوا در زندگی حرفه اش موفق شد که 30 فیلم را بسازد و به اکران دربیاورد که بهترین آن‌ها را می‌توان بهشت و جهنم ، هفت سامورایی ، راشومون و یوجیمبو معرفی کرد. نکته جالب در مورد این کارگردان ساختن فیلم در تمام ژانرهاست که در بین نسل جدید کارگردانان این مسئله به ندرت یافت می‌شود.



رضا ظفری
۱۲ روز پیش
دوستان و همراهان عزیز. با توجه به مشکلات فنی برای خواندن مقاله کلیه آن را در دفترچه خود کپی کرده و سپس مطالعه بفرمایید.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ