ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پلتفرم, The Platform, پلتفرم؛ استعاره ای از ماهیت بشر

رامتین سراج پور
۴ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.

ساختمانی مخوف و عمودی که در نهایت متوجه می شویم ۳۳۳ طبقه دارد و از آنجا که هر طبقه محل اقامت دو نفر در نظر گرفته شده پس ۶۶۶ نفر طبیعتا باید در این برج منحوس مبحوس باشند که خود   استعاره ای از انسان به شیطان است هرچند که طبقات پایین از گرسنگی مطلق عملا مرده اند. این فیلم هرچند در ژانر وحشت قرار گرفته اما از نکات قابل توجه ایجاد ترس در ضمیر ناخودآگاه بر ترس آنی غالب است و ممکن است در لحظه ترس خاصی آدرنالین هیجانی ما را ترشح نکند اما بنا به ماهیت و فضای فیلم ترسی که ایجاد می کند از آن دسته ای است که مخاطب را به فکر و تامل نسبت به ماهیت خود و جامعه پیرامون و حتی ماهیت کلی انسانی وا می دارد. هرچند در فضای فیلم حس تقسیم نا برابر و  نا عدالتی بنظر می رسد اما بی اغراق و به صورت استعاری نمایش داده می شود که بی عدالتی موجود در دنیا و طبقات مختلف اجتماعی و جغرافیایی توسط انسانها شکل گرفته است؛ انسانهای بالاتر همیشه به انسانهای پایین تر از خود زور می گویند و با استعاره از جاذبه زمین افراد بالاتر مدفوع و ادار خود را روی سر افراد پایین تر می ریزند در حالی که نمی توانند بالا دستی های خود را با مدفوع، ادرار یا پرت کردن شی حقیر کنند. گورنگ به عنوان حق انتخاب برای خود کتاب به سلول میاورد که نشان دهنده قشر روشن فکر جامعه انسانی است در حالی که تریماگاسی اولین هم سلولی او یک چاقو به همراه دارد و در لحظه گرسنگی در آستانه تکه تکه کردن و تغذیه از گورنگ هم پیش می رود تا بیانگر ان باشد که قشری از انسان ها در بدترین شرایط تنها به برندگی چاقو و سیر کردن شکم خود اکتفا می کنند اما در پایان مشخص می شود که میل برای حل مشکل ریشه ای در کورنگ بیشتر است و تریماگاسی با توجه به آنکه تنها بخاطر فریب خوردگی یک تبلیغ اغوا کننده چاقو در تلویزیون به این مکان آمده یک انسان ظاهر بین و لحظه بین است که به محض پر شدن حفره با میز غذا های دستخورده با اشتیاق از آنها تغذیه می کند هرچند گورنگ هم در ادامه از گوشت انسان در شرایط بدتر تغذیه می کند تا اهمیت میل به حیات در انسان نسبت به هر اعتقاد درونی را عنوان می کند. ناعدالتی که در چند سطر پیش  بیان نمودم توسط انسانها شکل گرفته در افراط گرایی و زیاده خواهی های انسانی در هجوم به غذا ها می باشد که این طمع انسان های سایر جوامع و اقشار پایین دست را از خوردن حق  خود محروم می کند. طبقه پایین نیز به هیچ عنوان حاضر به حرف شنوی از زنی که می گوید هر کس به اندازه خود بخورد و در دو ظرف دیگر برای طبقات پایین غذا بگذارد نیست؛ این خود یک تبعیض تحمیلی از منع تنوع طلبی و دموکراسی در جوامع است هرچند که خود در ظاهر امری قانونمند و پسندیده به نظر می رسد حال آنکه این میز پر زرق و برق آنچنان متنوع است که حتی اگر بخواهی از مرکز آن انتخابی داشته باشی ناگزیری روی  بسیاری از غذا ها لگد کنی تا حقوق بسیاری را له کنی. در مسیر زندگی و خواستن برتی رسیدن به یک هدف، انسان حقوقی را بی دلیل و بی بدیل ضایع می کند بدون آنکه توجهی به پایین یا پشت سر خود داشته باشد. پلتفرم استعاره ای هندسی و منظم از ذات و فطرت انسان است بدون تاریخ انقضا و بدون تعلق به جغرافیای خاص. کودک آسیایی که توسط گورنگ پیدا می شود نمادی است از آینده بشر که شاید او حل کننده فطرت بیمار انسان باشد و این جهان کثیف را از شر تبعیض نژادی و نظام یک سویه و بی رحم سرمایه داری نجات دهد. حتی افراط در زیاده خواهی  توسط یک سیاهپوست مذهبی نشان داده می شود زمانی که در طبقه ششم که طبقه ای ایده آل محسوب می شود با توسل به خدا و دین و کمک خواستن از انسان در طمع رسیدن به طبقه ای  بالاتر است که تنها مدفوع افراد طبقه بالا نصیبش می شود هرچند در صحنه غذا در این طبقه میل به لذت مادی ندارد اما گورنگ او را شریک مناسبی برای کشف انتهای حفره می داند و سعی می کنند به پایین حرکت کنند چون راه نفوذ به بالا در میان اشراف یا بالا دستی  ها سخت است این در حالی است که به نوعی بیانگر آن است که دین در کنار روشنفکری و با نفوذ به اقشار پایین تر و ضعیف تر حقیقت و معما را روشن می کند و پیدا کردن آن بچه که نمادی از آینده بشر است در دل این تکمیل شدن شکل می گیرد. زمانی که کودک به بالا حرکت می کند چشمانش  بسته است که بیانگر آن است که بشر آینده از گذشته همچنان درس نمی گیرد و مجدد تکرار خواهد کرد و در تعبیر دیگر باید چشمان خود را به روی گذشته ببندد و قلبش را برای شروع یک ایدئولوژی جدید پاک کند که همان ایدئولوژی انسانی است که در عالی ترین طبقه قرار می گیرد. این فیلم جهان بینی خاصی را از بشر نشان می دهد و داستان پیوسته ای ندارد لذا بدین لحاظ شاید نکته قابل توجهی باشد که سینما دوستان باید پیش  از دیدن این نکته را در نظر بگیرند. پلتفرم را می  توان اقتباسی از فیلم کوتاه اتاق هشت به کارگردانی جیمز گریفیتز در نظر گرفت.

نویسنده: رامتین سراج پور

8

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

Farzad hejrat
۴ ماه پیش
نقد بسیار خوب و کاملی بود آفرین رامتین سراج پور
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس
امیرحسین خانچی
۴ ماه پیش
نقد بسیار زیبایی بود مرحبا و تشکر
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس
Darya G
۴ ماه پیش
واقعا‌ نقد عالی بود‌...من‌ چندین‌ نقد‌ برای‌ این‌ فیلم‌ خوندم‌...این‌ نقد واقعا‌ جامع‌ تر‌ و‌ پرمعتی‌ تر‌ بود‌...ممنون
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
Mohamad Keramat
۶ دقیقه پیش
Vaghean alil bod vali kieke payn dastiharo bebine😭😭
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس
سمیه سمیعی
۴ ماه پیش
سلام نقد خوبی رو بیان کردید من خودم واقعا دوست دارم که هر فیلمی که میبینم یه نکته ای ازش بگیرم همین امروز با همسرم دعوام شد و کلی ازش کتک خوردم و این فیلم رو که دیدم دیگه حسابی گریه کردم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
منصور مظاکی
۶ دقیقه پیش
واقعا متاسفم از مردانی که هنوز با زنان برخورد فیزیکی و کتک و پرخاشگری میکنن.متاسفم هنوز پلیس ما قانون برخورد رو نداره. خانمی که با اگاهی همچین فبلمی رو‌تماشا میکنه مستحق چنین کاری نیست.تحسین میکنم صبر و فکر روشن شمارو خانم.آفرین.نا امید نباشید.اینو بعنوان یه ادم اشنا به روانشناسی...
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس
Guest User
۴ ماه پیش
آقای سراج پور لذت بردم از نقد زیبا و کاملتون
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس
لیلا صادقی
۴ ماه پیش
خوب اینکه وهر ماه جاشون عوض میشه چی؟اونو چجوری میشه تعبیر کرد؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
user-5762
۶ دقیقه پیش
میشه گفت تو زندگی آدم هیچوقت تو یه شرایط ثابت تا ابد زندگی نمیکنه و فراز و نشیب های زیادی براش اتفاق میوفته فکر میکنم این میتونه تعبیر نزدیکی باشه به هدف نویسنده
محمد شفیع
۶ دقیقه پیش
این یعنی هر ماه که میخوابه بیدار میشه خودشو تو شرایط رفاه میبینه یا فقر بدون اینکه دست خودش باشه و به اختیار خودش مثل نوزادی که به دنیا میاد خودشو تو یه خانواده پول دار میبینه یا فقیر بدون اینکه خودش انتخاب کرده باشه منظور اینه
ali doctor
۶ دقیقه پیش
بیت یه آهنگ هست که میگه وقتی اون بالایی مراقب آدما باش یه روز میای پایین همون ادما رو میبینی
Mohamad Keramat
۶ دقیقه پیش
1nafar az arsh be farsh mirese va1ki az farsh be arsh miresad
karo najafi
۴ ماه پیش
من یه چیزی رو متوجه نشدم. در هر طبقه ای اگر غذایی میماند دما یا خیلی زیاد میشد یا خیلی کم. اولا این واقعه خودش چه معنی داره. و دوما چرا در طبقه آخر این اتفاق نیفتاد؟ اگه کسی به جواب قانع کننده ای رسیده ممنون میشم که بدونم اون جواب چیه!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
mehrdad m
۶ دقیقه پیش
اينا نظره منه فقط: اگه كل زندان رو دنياي امروزي در نظر بگيريم كه يه سري قوانين چه رسمي چه غير رسمي براش وضع شده .بنظرم طبقه آخر (333) خارج از اين شرايط قرار ميگيره . (تو اين طبقه بچه وجود داره– فقط يك زنداني وجود داره – به قول خودت سردو گرم هم نميشه كه همه اينا خلاف قوانين پلتفورمه ) بنظرم ميخواد اينجا رو يه فضاي معجزه وار كه ميتونه خلاف سيستم موجود باشه (ولي نه از نوع روحاني) نشون بده البته موقعيت روحاني يه طبقه پايين تره جايي كه گورنگ( كه هم شبيه مسيح و هم شبيه دن كيشوت شده) ميره . البته شايد عدد 333 هم نياز به رمز گشايي داشته باشه كه من متوجه نشدم.
omidat100
۶ دقیقه پیش
طبقه 333 در واقع آخر خط بود و کسی که آخر خط باشه مجازات شدن فرقی به حالش نداره یعنی یه جورایی مجازات نشدن یه پاداش بود براش
ali doctor
۶ دقیقه پیش
نمیدونم درست میگم یا نه اما این یه پیام از طرف مدیریت بود : یعنی از نعمت هایی که هستند استفاده کنید اما اون هارو برای خودتون مصادره نکنید . شما مالک نعمت ها نیستید فقط میتونید از اونها بهره ببرید اونهم نه همیشه . اینکه طبقه اخر این چراغ رو نداشت شاید به این معنی باشه که مدیریت ( که من استعاره از خدا میدونم) این نعمت هایی که اجازه ی مالکیت بقیه رو بهشون نداده برای طبقه آخر نگه داشته ‌ و طبقه ی آخر در واقع مظلوم ترین قشر جامعه و در عین حال پاک ترین هستند ( طبق نظر خالق اثر) پس در واقع وجودی که باعث میشه به این طبقه هیچی نرسه همون افراد طبقه ی بالا هستند نه مدیریت اگر ماجرای این حفره مرور کنید از همون اول مدیریت ظلمی نکرده و به تعداد ۶۶۶ نفر غذا و بشقاب گذاشته ‌ .
مهتاب عزیزی
۶ دقیقه پیش
اون بچه توهم اون دو نفر بود چطور اینو کسی نفهمیده🤦‍♀️از اواسط فیلم نشون میده ک سر اشپز بخاطر مو توی پاناکوتا بقیه رو سرزنش میکنه پس عاخر سر پاناکوتا دس نخورده میره بالا ولی مو توشه و فک میکنن بخاطر موی توش کسی نخوردش🤦‍♀️یعنی اونام از مشکلات پایین خبر نداشتن و پیامو چپکی متوجه شدن دلیل اینکه طبقه ی اخر دما تغییر نکرد این بود که اصلا کسی اونجا حضور نداشت و اون بچه توهمه اونا بود حتی اون زن مسئول ثبت نامم خودش گفت با چشمش دیده ک اون زن تنها بوده و بچه ای نداشته
امیر فکوری
۶ دقیقه پیش
اینکه منطق گرم یا سرد شدن طبقه به خاطر جاموندن غذا و نرسیدن به طبقات پایین تر بود ولی طبقه 333 طبقه آخر بود که نیازی به این قانون اونجا نبود ، از طرفی این عدد نمادی از درجه آخر عرفان هست که فقط انسان های خاصی به اون میرسن ، توی فیلم دیدیم که هیچکس حتی از وجود این طبقه مطلع نبود و حتی مرد سیاهپوست هم در درک مفهوم نماد شک داشت و نمیخواست غذا رو به بچه بده حد نهایت معنوی اون 333 بود و نتونست عمیق تر بره و اینکه آخر فیلم به نظر من مذهبی تموم شد به این دلیل که میشه اینطور برداشت کرد که طبقه صفر مرحله ی رسیدن به خدا بود ، برای همین بود که اون بچه به خاطر اینکه نماد معصومیت و پاکی انسان ها بود فقط به سمت بالا و روشنایی رفت و گورنک با وجود اینکه انسان خیر خواهی بود اما چون معصوم نبود و دستش به خون آلوده بود و درگیر هوا و هوس شده بود از اینکار نهی شد ، حتی پلتفرم هم میشه به عنوان نمادی از میز شام آخر مسیح باشه ، دیدیم که دیالوگ هایی درباره مسیح هم رد و بدل شد
امیر فکوری
۶ دقیقه پیش
از یه طرف دیگه هم اینجور بود که گورنک توی فیلم یه جورایی انگار تمثیلی از مسیح بود و پلتفرم تابلوی شام آخر و همچنین نماد نعمت خداوندی که به اندازه ی همه هست اما به همه نمیرسه ، اما در مذهب همیشه دیدیم که ارتباط خدا و انسان همیشه یکطرفه هست و این خداست که نماینده ای انتخاب میکنه و بین مردم میفرسته ولی توی فیلم این بار نماینده ای از سمت بشر به سمت خدا فرستاده میشه
Fatemeh N
۶ دقیقه پیش
برداشته شخصیه من اینه ک البت نمیدونم درسته یا نه: سردو گرم شدنه دما نمادیه از قوانینو سیاستای هر جامعه ای ک عملا سوده خاصی نداره نه برای قشر مرفه نه قشره ضعیف چون طبقاته بالا انقدر خوردن ک نخان چیزی بردارن و طبقاته پایینم ک چیزی نیس تا بخان بردارن... درباره ی طبقه ی اخرم اینک تو هر جامعه ای نقاطه تاریک وجود داره ک اساسا هیچ مسئول یا نماینده ای نداره و قوانین جامعه دیگ توش اعمال نمیشه بلکه یسری قوانین محلی مختصه خودشو داره
* N
۶ دقیقه پیش
چرا هیچکس متوجه ماهیت فرا زمینی گودال یا زندان نشده طراح آزمون کیست؟ انگیزه چیست؟ سکوی غذا فرا تر از تکنولوژی زمینیست M N یک ساعت پیش مجموع ۳۳۳ میشود ۹ که عدد خالق یا طراح میباشد عددی را ضرب در ۹ کنید و نتیجه هر چه شد در نهایت با حاصل جمع ۹ میشود و .....
* N
۶ دقیقه پیش
چرا هیچکس متوجه ماهیت فرا زمینی گودال یا زندان نشده طراح آزمون کیست؟ انگیزه چیست؟ سکوی غذا فرا تر از تکنولوژی زمینیست M N یک ساعت پیش مجموع ۳۳۳ میشود ۹ که عدد خالق یا طراح میباشد عددی را ضرب در ۹ کنید و نتیجه هر چه شد در نهایت با حاصل جمع ۹ میشود و .....
Mohamad Keramat
۶ دقیقه پیش
on payn jay afrade bigonahe ke on bache onja bod va on donafarham onja mordan In nazare mane
علی جوهرکش
۶ دقیقه پیش
این مهتاب به نکته خوبی اشاره کرد افرین این فیلم به نظرم خیلی خیلی جای تفسیر داره
نوید نیری
۶ دقیقه پیش
سلام. خانم مهتاب و N* به دو مورد دقیق و درست اشاره کردن و هنوز جا برای تفسیرها و ذهنیت ها داره... در اصل احساس میکنم کارگردان هم ذهن ها رو آزاد گذاشته نسبت به ذهنیت بیننده هم جای بحث ها گذاشته برای ذهنیت های خاص... همین باعث میشه فیلم از دیدگاه بینندگان عمیق تر از اون چیزی باشه که به چشم و ذهن میاد... یک فن عالی برای ایجاد داستان الهی...
رضا صادقی
۶ دقیقه پیش
مدیریت میخواد با این قوانین (سرد و گرم شدن) مثلاً باعث بشه غذا به همه طبقات برسه ولی انسانها این قانون رو دور می‌زنند و با زیاد خوردن مانع رسیدن غذا به همه میشن،میخواد بگه قوانین ناقص بسیار مضر برای اشخاص است و در این قانون همه جوانب دیده نمیشه
ali doctor
۴ ماه پیش
این شخصیت سیاهپوست یه پیام داشت که تقریبا همه ی افراد مذهبی ، مذهب رو راهی برای رسیدن به طبقه بالاتر میدونند و گمان میکنند هدف از انجام کار های مذهبی بهتر شدن وضعیت مادی هست و هرکسی که بهتر به دین عمل کنه وضع مادی بهتری داره اما این فیلم نشون داد هدف فقط اون بالا نیست . بلکه هدف دقیقا توی پایین ترین طبقه یعنی جایی که بچه ( نمادی از افرینش ) وجود داشت هست .
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
اینکه پیام مرد سباهپوست در فیلم این بود تا افراد مذهبی مذهب رو راهی برای رسیدن به طبقات بالاتر می بینند درست است. در ادامه متن شما اینکه شخصیت سیاهپوست میخواست بگوید هرکه به دین عمل کند وضعیت مادی بهتری پیدا می کند منظور راحت طلبی و آسودگی بیشتر بوده است و یک تنبلی درواقع. اما با قناعت در انتخاب سیب توسط این شخص حس لزوما مادی گرایی به معنای سرمایه داری را از این مقوله حذف کرده و بی اساس خواند.
محمد حسین کامیاب
۴ ماه پیش
ای کاش همه کمی بیشتر به پیام فیلم فکر کنیم که : به اندازه همه انسانها و حتی حیوانات نعمت برای استفاده هست حتی چیزهایی که بهش علاقه داریم و فقط مخصوص ما فرستاده میشه(مثال حلزون داخل فیلم)، پس به اندازه نیازت استفاده کن، طمع نکن، چیزی رو به نفع خودت مصادره نکن، وقتی بالا هستی به زیر دستت ظلم نکن چون احتمال این هست که یه روزی ورق برگرده و دیگه بالا نباشی ...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
البته این نکات درست است ولی کامل نیست؛ آفرینش و فطرت انسان هم در این فیلم به چالش کشیده شده است که صرفا قناعت حلّالِ این اوضاع نیست.
مهدی کفراش
۴ ماه پیش
واقعا نقد کاملی بود این فیلم زندگی این روزامونو رو نشون میده واقعا شاید با دیدن این فیلم یکم به خودمون بیایم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس
مهتاب عزیزی
۴ ماه پیش
اون بچه ی اخر فیلم کاملا توهم اون دو نفر بود چون اون خانومی ک مسئول ثبت نام بود خودش دیده بود ک اون زن بچه ای نداشته و کاملا تنها بوده و اینکه اگه ب فیلم دقت کنیم متوجه میشم ک سراشپز توی ی قسمت فیلم داره بقیه رو سرزنش میکنه بخاطر مو توی پاناکوتا(اخر فیلم اواسطش نشون داده شد یجورایی) درواقع اون بچه ای ک به بالا فرستاده شد ب عنوان پیام همون پاناکوتایی بود ک نگه داشته بودن و سر اشپز فک کرده چون مو توی پاناکوتا بوده کسی اونو نخورده و برگشته بالا بخاطر همین سرزنش کرده بقیه رو و اینکه امکان نداره ی بچه اون پایین زنده مونده باشه اونم ب اون تر و تمیزی پس اونم مث پیره مردی ک مرد و همینطور اون زنی ک خودشو کشت فقط توهم اون دو نفر بوده در واقع عاخر فیلم پاناکوتا ب بالا فرستاده میشه و سر اشپز فک میکنه چون مو توش بوده کسی نخورده(درواقع نمیدونه پایین چ خبر بوده و فک میکرده همه غذا دارن) نقد شمام واقعا عالی بود خسته نباشید
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
مهتاب عزیزی
۶ دقیقه پیش
یک دلیل دیگم برا اینکه بدونین اون بچه توهم بود اینه ک وقتی پاناکوتا دستشون بود و از سکو اینور اومد دمای اتاق تغییر نکرد چون در واقع هیشکی اونجا نبود
تبسم عسگري
۶ دقیقه پیش
واقعا نكته جالبي اشاره كردين
سارا پاسبان
۶ دقیقه پیش
اگر مدیریت (سرآشپز) از وضعیت داخل حفره بی خبر بوده پس چجوری اون همه جنازه که هر روز پایین حفره میوفتاد رو توجیه میکرده؟(که خیلی از جنازه ها زخمی بودن و نشون از سقوط احتمالی رو نداشتن، ینی مشخص بوده که کشته شدن توسط هم اتاقیشون)
امیر فکوری
۶ دقیقه پیش
راستش اون قسمت پاناکوتا که گفتین اتفاقآ توحه منم جلب کرد ، ولی از طرفی اگر دقت کرده باشین پلتفرم توی طبقاتی که کسی نبود نمی ایستاد پس میتونه معنیش این باشه که توهم نبود وجود اون بچه و اینکه منطق گرم یا سرد شدن طبقه به خاطر جاموندن غذا و نرسیدن به طبقات پایین تر بود ولی طبقه 333 طبقه آخر بود که نیازی به این قانون اونجا نبود
مسعود گوهری مهر
۶ دقیقه پیش
نکته سنجیتون جالب ولی اشتباهه ، ۱ . اون وسیله حملی که غذا را پایین میبرد جاهایی که کسی زنده نبود توقف نمیکرد ولی طبقه ای که بچه بود ایستاد و در لحظه اول دو مرد تعجب کردن که چرا در طبقه خالی ایستاد وقتی با دقت نگاه کردن متوجه بچه شدن که قایم شده بود ۲ خانمی که کارمند حفره بود و برای سیستم کار میکرد و نماد کسی که اعتماد کامل به سیستم قدرت داشت سیستمی که از نظر زن حتی به فکر سلامت فردی افراد هست و کشیدن سیگار را برای افراد دریچه ممنوع کرده و حساسیت غذایی مردم را نیز جویا میشه اعتقاد داشت با زن آسیایی هیچ بچه ای نبوده و همچنین اعتقاد داشت کل حفره ۲۰۰ طبقه است و غذا برای هر ۲۰۰ طبقه موجوده و دلیل مردن از گشنگی فقط رفتار خود مردم هست و نه سیستم وقتی در طبقه ۲۰۲ بیدار شد فهمید که از همه چیز حفره با خبر نبوده و ناعدالتی عجیبی از سمت سیستم ایجاد شده اعتمادش میشکنه و دست به خودکشی میزنه( همینطور که از تعداد طبقات بی خبر بوده از وجود بچه هم بی خبر بوده) ۳ بچه بر خلاف بقیه در اعماق حفره زنده بود و تر و تمیز و خوب هم بود یک علت داره هر جا بچه بود توسط مادرش حمایت میشد مادرش با همه میجنگید آدم میکشت تا بتونه به اعماق حفره بره و برای بچش غذا ببره به جز دفعه آخر که مادر کشته شده بود و بچه منتظر غذا بود که دو مرد به بچه گرسنه غذا میدن ۴ توهم وقتایی به سراغ مرد میومد که قرار بود طبقه زندگی عوض بشه و در حالت بیهوشی ( مدهوشی) به علت گاز قرار میگرفت توهم کاملا مشترک برای دو نفر متفاوت غیر واقعیه ۵ اینکه در طبقات فوق پایینی ذخیره غذا باعث مجازات (سرما و گرما) نمیشه نشون دهنده این بود که تو فقر و سیاهی مطلق هیچ قانونی هم نیست و عمق فراموش شدگی طبقات پایینی دریچه ( جامعه) را نشون میده که از دید کسانی که این ساختار را درست کردن حتی ارزش مجازات را هم ندارن چون هیچ وقت هیچ خطری برای منابع نیستن فقر و سیاهی مطلق ( در دنیای واقعی روزانه ۸۰۰۰ نفر به علت گرسنگی و قحطی در سکوت کامل میمیرن که هیچ قدرتی برای اعتراض و جنگیدن برای بقاشون ندارن و هیچ خطری برای ساختار قدرت نیستن) ۶ کیکی که در اواسط داستان نشون میده درش مو هست احتمالا قبل از فرستادن غذا به دریچه هست مسؤل دریچه یا احتمالا یکی از کارمندان دریچه که مسؤل آشپزخونه هست با عصبانیت دنبال عامل مو در کیک میگرده که معلوم میشه بی احتاطی یکی از آشپزها بوده ، این سکانس ظاهرسازی سیستم را نشون میده حساسیت بیش از حد برای یک مو در کیک در حالی که در اعماق دریچه که اتفاقا آشپزها ازش بی خبرن افراد غذای داخل معده دیگری را هم میخورن
* N
۶ دقیقه پیش
چرا هیچکس متوجه ماهیت فرا زمینی گودال یا زندان نشده طراح آزمون کیست؟ انگیزه چیست؟ سکوی غذا فرا تر از تکنولوژی زمینیست M N یک ساعت پیش مجموع ۳۳۳ میشود ۹ که عدد خالق یا طراح میباشد عددی را ضرب در ۹ کنید و نتیجه هر چه شد در نهایت با حاصل جمع ۹ میشود و .....
علی جوهرکش
۶ دقیقه پیش
نه نه ناموسن منم اولش با فکرت حال کردم ولی مسعود فیلمو 15 باری دیده راس میگه خیلی دلیل اورده و اون سکانس داره نشون میده اینا این همه حساسیت دارن رو اینجور مسایل یعنی اینکه از هیچی هیچی اون پایین نمیدونن و فقط وظیفس مهتاب خانم ای دی اینستاتون بدید خدایی زن باهوش دیگه پیدا نمیشه
مانی عرفان
۶ دقیقه پیش
اونا از گرسنگی همدیگه رو میخوردن شما تو فکر مو هستی ؟ ببین دوباره فیلمو خانم
Mahd P
۶ دقیقه پیش
به نظر من با توجه به اینکه در قسمتی از فیلم که اتفاقا پایین رفتن دوشخصیت منجی رو نشون میده و برخورد اون ها با اون پیرمرد سیاه‌پوست دانا که روی ویلچر هست رو نشون میده قطعا بازگشت پاناکوتا به بالا و سرآشپز انجام میشه و باتوجه به خورده شدن پاناکوتا توسط دختر میشه اینطور فرض کرد که دختر خیالی بوده و در واقع چیزی که به بالا فرستاده میشه همون پاناکوتا به همراه یک تار مو هست و قطعا هیچ دختری به بالا فرستاده نمیشه بلکه همون پاناکوتا به همراه یک تار مو باعث آگاهی سرآشپز از نارضایتی پایینی ها میشه و مواخذه کارکنان و شاید یک تغییر کوچک در سیستم بالا (که میتونه به معنی دولت ها باشه) هرچند چون مردم اصلاح نشدند حتی اگر کیفیت غذا هم عالی بشه روال زندگی هیچ تغییری در پلتفرم نمیکنه( تا خودت رو تغییر ندی جامعه ات تغییر نمیکنه....
فرشید ت
۴ ماه پیش
توی هر طبقه ۲ نفر و تعداد طبقات ۳۳۳ عدد یعنی ۶۶۶ اگر سن زیادی داشته باشید و سه گانه طالع نحس را دیده باشید .. 🤔 عدد ۶۶۶ روی سر بنیامین و نماد شیطان هست .🥺 در انجیل ۶۶۶ بار اسم شیطان آماده و این عدد شیطان هست نماد شناخت شیطان😈 حالا چرا دختر بچه در طبقه شیطان هست !؟!؟! 👿 پس همه تحلیل های بالا را باید از اول بنویسید . همه اشتباه هست .!!!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
امیر فکوری
۶ دقیقه پیش
اتفاقا برعکس Angel number 333 is reserved for special messages from your guardian angel in response to your prayers. According to scripture, seeing 333 is symbolic of life, abundance, and spiritual awakening. Not many people see this number frequently, so this could be an important message you need to hear.
مرسلی محمد حسن
۴ ماه پیش
خیلی عالی نکاتی که گفتین همگی به درستی در فیلم یا مضمون آن وجود داشت. تحلیل من: اول از همه اینکه این فیلم سورئال است و برای بیان مفاهیم از استعاره ها استفاده کرده است (شما هم در تحلیل تون به این نکته با عبارت  «غیر واقعی» اشاره کردید). بنابراین از دسته فیلم‌های معناگرا به حساب می‌آید. دست مایه ی فیلم به مناسبات اجتماعی و روابط میان انسان ها در اجتماع بر اساس طبقاتی که متعلق به آن اند پرداخته است. بیش از همه کارگردان منتقد سیستم کاپیتالیسم و طبقه گرایی در اجتماع است. فیلم با سکانس آشپزخانه ی یک رستوران شروع می‌شود که حیوانات سلاخی شده و آماده طبخ را نشان می دهد‌؛ اشاره ای انتقادی به برتری طلبی های انسان بر محیط و جهان دارد (چیزیکه فلسفه لیبرالیسم سرمایه داری به آن معتقد است و در مقابل کمونیسم اشتراکی قرار می گیرد) بی آنکه دیالوگی در این فضا بشنویم همه ی کارگران با نظارت یک مدیر خشن مشغول انجام وظیفه خود هستند. انگار که در یک نظام برده داری نوین قرار گرفته اند (انتقادی که فلسفه کمونیسم به کاپیتالیسم دارد). فیلم با این جمله ی پیرمرد ادامه پیدا می کند که آدم‌ها سه دسته اند.... (خود همین انتخاب شخصیت پیر برای فردی که معتقد به نظام طبقاتی سرمایه داری است استعاره دارد. حتمأ اصطلاح  «استعمار پیر» را که چپ گرا ها زیاد به کار می برند شنیده اید. جالبه بدونید که این اصطلاح تنها مختص حاکمان ایران نیست و همه ی باورمندان به کمونیسم، سرمایه داری رو اینطور خطاب می کنند). کارگردان برای جلب توجه مخاطب به پیامد های طبقاتی بودن جامعه، با بزرگنمایی در فیلم تعداد طبقات را بسیار نشان داده تا آن را به چالش بکشد. انگار که قصد دارد بپرسد: حالا که قرار است مردم طبقه بندی شوند چرا ٣ تا نه بیشتر؟ پیر مرد شکم باره که معمولاً بیش از حد نیز غذا می خورد فردی است که این نظام طبقاتی را پذیرفته و به آن تن داده است. او که به جرم قتل به زندان افتاده، نماد بی توجهی به انسانیت و خودخواهی است. از چاقویی که با خود به سلول آورده تا ادرار کردن روی طبقه پایین تر از خود و گوشت دیگران را خوردن، همگی نشان دهنده خوی غیر انسانی اوست. در مقابل شخصیت اول فیلم با خود کتاب آورده است و نماد فرهنگ و مدنیت است. او با این نظام طبقاتی مخالف است (یاد داستان  «ماهی سیاه کوچولو» نوشته صمد بهرنگی افتادم) و سعی می کند با در هم ریختن قواعد موجود، غذا را به آدم هایی که در طبقات پایین تر هستند برساند. افرادی که در هر طبقه هستند به تجربه آموخته اند که باید فقط به فکر خودشان باشند. نه به نیاز طبقات دیگر فکر می‌کنند و نه اساساً گوش شنوایی برای ارتباط کلامی دارند. مصداق این شیوه زندگی، جمله کارل مارکس است که : انسان ها آنگونه می اندیشند که زندگی می کنند. البته کارگردان در جایگاه منصفانه‌ای ایستاده و صرفاً قصد جانبداری از سوسیالیسم و به سلاخی کشیدن کاپیتالیسم را ندارد. نشان به آن نشان که وقتی کاراکتر اول فیلم تصمیم می گیرد به همراه یک سیاه پوست (خود همین انتخاب فرد سیاه پوست یک نگاه فرا ملیتی و انترناسیونالیسم دارد) به توزیع عادلانه غذا میان طبقات بپردازند با مقاومت و مخالفت برخی افراد مواجه می شوند که به ناچار پناه به خشونت و قوه ی قهریه می برند. این شیوه ی مدیریتی خشن، کاری رایج در نظام های کمونیستی و چپگرا است و اتفاقا عموم مردم نیز برای بهره مند شدن از منابع ملی به طور یکسان با آن موافق اند. فیلم هر دو نظام مدیریتی جامعه، یعنی سرمایه داری (کاپیتالیسم) و همبستگی (کمونیسم ) را به چالش می کشد و نشان می‌دهد که هیچ کدام در عمل قادر به مدیریت بی عیب نیستند. به عبارت دیگر هرکدام از آنها دچار یک تضاد درونی یا آن گونه که هگل معتقد است، دچار پارادوکس دیالکتیک اند. به این ترتیب که، اگرچه شعار سرمایه داری آزادی است ولی همین آزاد گذاشتن افراد در استفاده بی رویه از منابع جامعه به فقر دیگران و بهره کشی از آنها توسط طبقات بالاتر خواهد انجامید و در نهایت این افراد ضعیف جامعه هستند که برای تأمین نیاز های اولیه خود (در فیلم به غذا اشاره شده) در حصار تنگی حبس می شوند. از سوی دیگر اگر چه شعار کمونیسم رفع طبقات و برابری اقتصادی است ولی برای رسیدن به این هدف لازم است طبقه ای به وجود آید که سرمایه های ملی را به طور یکسان میان مردم تقسیم کند. که در نهایت خود این طبقه با بهره مندی از ابزار خشونت و قوه قهریه به شکاف میان طبقه حاکم و مردم دامن می زند. به همین خاطر است که در سکانس پایانی فیلم کاراکتر اول (نماد سوسیالیسم) با پیر مرد(نماد کاپیتالیسم) دوشادوش یکدیگر گام بر می‌دارند تا کارگردان نشان دهد که تنها با سازش میان آن دو است که دریچه رستگاری (پرتو نوری که در پس زمینه کادر قرار دارد) گشوده می شود. جمله پایانی فیلم: «ما از هم جدا شدیم و با هم عازم خواهیم شد» گویای همین موضوع است.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
* N
۶ دقیقه پیش
چرا هیچکس متوجه ماهیت فرا زمینی گودال یا زندان نشده طراح آزمون کیست؟ انگیزه چیست؟ سکوی غذا فرا تر از تکنولوژی زمینیست
* N
۶ دقیقه پیش
مجموع ۳۳۳ میشود ۹ که عدد خالق یا طراح میباشد عددی را ضرب در ۹ کنید و نتیجه هر چه شد در نهایت با حاصل جمع ۹ میشود و .....
مسعود گوهری مهر
۴ ماه پیش
در نقدتون گفتید دریچه ۳۳۳ طبقه داشت در حالی که بچه در طبقه ۳۳۳ بود و سپس با مرد به اعماق بسیار بیشتری از دریچه رفتن
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
اعماقی که میفرمایید در چارچوب بصری و قوانین طبقات ساختمانِ مذکور نبود.
ارام اسماعیلی
۳ ماه پیش
کسی از اعداد صحبت نکرد که کارکتر اصلی بار اول در طبقه ۴۸ اومد و یک بار دیگه باز به طبقه ۴۸ اومد ؟عدد ۳۳۳ هر عد یه نماد داشت .چرا اون زن اومد برای کمک ؟چرا با سگ‌اومد؟اون آزمون اول چی بود که حتی یک ضربدر اشنباه خورد؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
دانیال بیات
۳ ماه پیش
به نظرم مذهب در این کار اصلا و ابدا با عنوان مفهوم نجات بخش تلقی نمیشه و هیچ تغییری در ساختار طبقاتی ایجاد نمی کنه حتی تو سکانسی از این مقوله ب عنوان فریب و دست آویز استفاده میشه ک اونم کارا واقع نمیشه .و در طول تاریخ نع تنها مذهب اصلاح گر نبوده بلکه همواره خودش و تو طبقات بالا قرار داده
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
بله، در سکانس شکست مرد سیاهپوست از بالا رفتن طناب برای ارتقاء جایگاه خود بیانگر ضعف این مقوله از بشریت است.
دانیال بیات
۳ ماه پیش
به نظرم مذهب در این کار اصلا و ابدا با عنوان مفهوم نجات بخش تلقی نمیشه و هیچ تغییری در ساختار طبقاتی ایجاد نمی کنه حتی تو سکانسی از این مقوله ب عنوان فریب و دست آویز استفاده میشه ک اونم کارا واقع نمیشه .و در طول تاریخ نع تنها مذهب اصلاح گر نبوده بلکه همواره خودش و تو طبقات بالا قرار داده
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
آسمان بهشت
۳ ماه پیش
طبقه333 که نشوندهنده 666 انسانه که میتونند تبدیل به شیطانهای خبیث و وحشی بشن.وقتی فیلم رو نگاه میکنید میبینید شکم و شهوت انسانها رو بکجا کشونده.حرص برای خوردن شهوت برای حتی تجاوز به اون مادر توسط آدمهاییی که خودشون اسیرند! خب نقش فرد سیاهپوست چیه؟ چرا سیاهپوست چرا طبقه 6؟ آیا صحبت از منجی نشد قبلش؟ آیا مسیح نشون داده نشد در تجسم اون زن که خودش رو بدار کشید؟ آیا اون فرد طماع چاقو بدست در طبقه قبلی تجسمی از یهود نبود؟ خب عدد 6 ضربدر دو میشود 12. منجی قراره از این طبقه باشه.میرن پایین/ برای عدالت باید مرد ساهپوست با شمشیر عدالت اجرا کنه.طبقه آخر 333.گفته بودند اون کودک وجود نداره.توهمی بیش نیست.ولی وجود داشت و بطور معجزه آسایی سالم و زنده بود.پیغام رو میخواستند به اون برسونند ولی اون خود پیغام بود.پیغام میتونه استعاره از وحی باشه.حالا اون کودک میره بالا بعنوان پیغام تا نشون بده کسانی اون رو پیدا کردند و کمکش کردند حالا اون باید انسانها رو کمک کنه.کتابها و ایسمها و تئوریهای سرمایه داری و دمکراسی های فریبنده صاحبان دنیا هیچ کدوم عدالت رو نمیارند.چون شکم و شهوت انسانها نمیذاره.افراد بالای هرم پایین هرم رو استعمار میکنند.استعاره اش شعار حس همبستگی خودبخودی که با ماهیت تبعیض طبقاتی موجود در جوامع نمیخونه!همش پوچه برای سرگرم کردن مردم.مگر اینکه یکی فداکاری کنه برای آوردن منجی در نقش اون سیاهپوست مذهبی و عقل بشر رو یاری کنه که اخرش هم کشته شد ولی کودک رو فرستاد بالا.و اون نماد عقل بشری در طبقه آخر موند! و اون غذای مخصوص رو هم که دست نخورده به کودک رسوندند که میتونه استعاره چیزی باشه که خودتون باید بهش برسید...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
آسمان بهشت
۳ ماه پیش
البته باید این رو در نظر گرفت یک فیلم ایده یک انسانه میتونه درست باشه یا نباشه.یا قسمتهاییش درست باشه یا نباشه.اینکه بعضیا بر اساس فیلمها میخوان منطق خودشون رو اثبات کنند بعضی وقتها حال بهم زنه.انگار فیلمها وحی منزله.مثلا دیدم کس یه فیلم رو میبنه و میگه حرفش اینه و اونه و اگه کسی برخلاف نظرش برداشت دیگری داشته باشه بهش حمله میکنند! فیلم هم مثل کتاب بازتاب تفکر سازنده اش هست نه قراره چیزی رو اثبات کنه و نه باطل کنه!خلاصه انسان بدون خدا و معنویت و اخلاق مثل حیوانی انسان نماست که فقط زندگی میکنه برای خوردن و خوابیدن و شکم و زیرشکم و ضعیف رو میکشه چون قانون طبیعت حیوانیست بخور تا خورده نشی.این فیلم هم میتونه موضعی باشه برابر کسانیکه انسان رو نوعی حیوان میدونند و دنیا رو تو مشتشون گرفتند با سرمایه داری و رسانه و تبلیغات و شعارهای دروغین و دنیا رو استعمار میکنند و هر جا کسانی بخواهند بر علیهشون باشند تا انسانها رو نجات بدهند زیر فشار و تهدید میذارند با سرمایه و رسانه و ...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
شما نیز در ابتدا بیان فرمودید هیچکس نباید لزوما برداشت خود در فیلم را تحمیل کند اما در اواسط فرمایشات خود تاکید کردید انسان بدون خدا و معنویت حیوانی بیش نیست پس یک نقطه هدف بر هر اصلی واجب و ملزوم است و غیر قابل کتمان. در ضمن فیلم های اینچنین را با اکثر فیلم های سفارشی و بی محتوای ایرانی قیاس نکنید که صرفا جهت سرگرمی یا صد برداشت متفاوت ساخته شود. به خصوص در مورد فیلم های نمادین که هدفی خاص و نقطه عطفی مشخص دارند و برداشت های متفاوت از چنین فیلم هایی اساسا به جهت علم پایین از مباحث نشانه شناسی، نقد، نماد شناسی و مشابه چنین ارکانی است.
ali M
۳ ماه پیش
333 طبقه ولی 665 نفر چون تو طبقه آخر فقط دختره بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
ali M
۳ ماه پیش
333 طبقه ولی 665 نفر چون تو طبقه آخر فقط دختره بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
در الزامِ معین 333 طبقه و هر طبقه برای دو نفر وضع شده؛ لذا متغیر انسان در کمیت و کیفت لزوما به دست اختیارات خویش و مبنی بر اتفاقات حادث است و ربطی به اصل تعیین شده در قانون کمیت طبقات و نفرات آن ندارد.
عمیر
۳ ماه پیش
نظرت درباره اون زن که میگفت بچم اینجاس ولی هیشکی جز گورنگ قبولش نداشت چیه ؟!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
راهی برای ورود بچه به این ساختمان وجود نداره و بدین ترتیب فیلم به عنوان نماد آن هم نمادی از آینده است. البته گورنگ خود نمادی از قشر روشن فکر جامعه است و همیشه، حتی صرفا در بیان؛قشر روشن فکر دلسوز آینده بشریت بنظر می رسد.
بهمن افشار
۲ ماه پیش
در فیلم یک نکته رو خیلی باید دقت کرد که در روز اول پرسشنامه ای و گزینشی انجام میشه که یکی از سوالات غذای مورد علاقه اس و شاید نماد و نشان از روزی مقرر باشه و دوم شخصیت کودک که اصولا نباید وجود داشته باشه چون امکان ورود به چال رو نداشته و بنابراین نماد گراییه محضه و سوم با ظرافت خاصی به اصول و عقاید اومانیستی میپردازه که علت شکست انسان ها رو مذهب وخود انسان ها میدونه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
نظر شما به رساله پروتاگوراس در بحث عقاید اومانیسم نزدیک می باشد؛ بعضاً آشپزخانه لوکس بالاترین طبقه را خدا تعبییر می کنند که این تعبییر کاملا اشتباه است و تمام انسان های فیلم نمادی از انسان در ماهیت واقعی و تعریف انسانی آن هستند و دقیقا بهره مندی از عقاید اومانیستی در این فیلم کاملا مشهود است‌.
سادیا ملک
۲ ماه پیش
توی فیلم 3 تا زن بود. یکی از زن ها طبقه 5 بود اسباب شهوت رانی با مردی مرفه، و طبق نظر مذهبیون مسیحی که میگن حوا آدم رو از بهشت بیرون کشید، با اندام تناسیلیش از بالا رفتن سیاهپوست که می خواست به خدا برسد، جلوگیری کرد و پرتش کرد طبقه ی پایین. زن دیگر از کارمندان سیستم که بخاطر سرطان و اینکه امیدی به ادامه زندگی نداشت خودشو فدای عقل بشریت کرد،ضمن اینکه یک سگ با خودش اوورده بود، هیشکی اجازه ی آوردن موجود زنده نداشت اما به پاس زحماتش تو دستگاه بهش اجازه دادن. وقتی سگ که نماد وفاداری و مراقبت هست رو از دست داد امیدش کاملا نا امید شد. وقتی فرداش توی طبقه 202 بیدار شد تصمیم گرفت خودشو برای زنده نگه داشتن کسی که با خودش دن کیشوت اوورده بود، (دن کیشوت روشنفکری که با جسارت با سلاح به دفاع از عدالت برمیخیزد) فدا کنه. و آخرین زن که مهم ترین و کلیدی ترین شخصیت داستان هست. مادری که بچش دست مردم افتاده، درست مثل فیلم «مادر آرنوفسکی» که میخواد از بچش دربرابر خورده شدن محافظت کنه و آخر سر بچشو تیکه تیکه شده دست مردم میبینه که گریه کنان در حال خوردن تنها روزنه ی امید زمین هستند. با این تفاوت که در آنجا مادر قدرتش کمتر بود و مظلوم فرار میکرد و بچش قطعا خورده شد ولی اینجا مادر خودش قتل انجام میداد و طبق خصوصیت مادرانه در دهان کسی که یکبار قبلا بهش نشون داده بود قلب رئوفی داره، تیکه های گوشت پیرمرد حریص رو میذاره و بهش خوردن برای زنده موندن رو یاد میده که مثل مادر آرنوسفکی عاجز و خورده شده نمونه. و روی تخت غذا میشست، با کسایی که باهاش کاری نداشتن بی تفاوت بود. و در مواقع لزوم بدون اینکه چاقویی همیشه همراهش باشه با سلاح خود حمله کننده ها یا تیکه ی ظرفای شیشه ای میکشتشون. گورنگ یکبار در تصورات خودش با آون مادر رابطه داشت. درست مثل رابطه ی مادر (آرنوسفکی) باخدا، ولی اینجا گورنگ با مادر رابطه داره و ی نوزاد توی بغلش تصور کرد. مادر بالاخره کشته شد ولی پایین رفتن و در واقع گذشت از خودخواهی رو به گورونگ یاد داد و جونش رو هم که یکبار نجات داده بود. در آخر در آخرین طبقه، ی دختر، که بزرگتر از اونی که گورنگ تو خواب دیده بود، دید و کاملا هم مصون نبود چونکه ترسیده توی تاریک ترین نقطه کز کرده بود ولی چشاش باز و روشن بود، خونی توی طبقش نبود، دور دهنش هم خونی نبود، (اگر مامانه براش غذا میبرد حتمن دور دهنشو خونی نشون میداد). استعدادش زنده موندن بدون غذاخوردن بود و در طبقه ای نزدیک به گودال مرگ ساکن بود. در مادر آرنوفسکی قلب زن از سینش در اوورده شد و همه چی نابود شد ولی از اون عشق خالص شروع دوباره در وجود زن دیگه ای از سر گرفته میشه. و تکرار و تکرار. در این فیلم هم اون بچه به وسیله دو نفر یکی گورنگ(ماجراجوی دلیری که از خودش به نفع نجات سیستم میگذره)و سیاهپوست(کمال گرایی که مذهبی هم هست و به دنبال خالق سیستم هست یا رهایی خودش) فرستاده میشه تا سیستم از نو شروع کنه. سیستم داره فرسوده تر میشه چون اولش توی طبقه ی 48 غذای زیادی برای خوردن بود ولی بعد چند ماه وقتی به طبقه ی 51 رسیدن دونفر به دیوار تکیه داده بودن چون توقع نداشتن با رسیدن تخت غذایی توش مانده باشه. و در ضمن مادر بچه هه هم کشته شده بود و باید شروع دوباره صورت بگیره. بچه به خواب میره تا نقش مامانشو بازی کنه و از گذشته اطلاعی نداره. گورنگ با کسایی که خورده بودشون (شعار همبستگی اجباری و وحدت که این همبستگی با خشونت و همبستگی خونی صورت میگیرد ). در ضمن کسانی که توی حفره هستند حس ششم هایی هم دارند مثلا پیرمرد میدونست که غذای مورد علاقه ی گورنگ حلزون بود که همش حلزون من یعنی غذای مورد علاقم صداش میزد، یا اون پیرمرد خردمند که گفت ی مو بعنوان نشونه روی غذا برای سرآشپز بفرستید بالا و قبلش سرآشپز مو دیده بود روی پاناکوتا.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
Amrz Sh
۲ ماه پیش
سلام. میتونم نقدتونو با ذکر منبع توی اینستاگرام بزارم؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سلام. بله؛ مشکلی نیست
Amrz Sh
۶ دقیقه پیش
تشکر
Arghavan Aghaee
یک ماه پیش
چندتا سئوال برای من پیش اومده:۱-اینکه اون مدرکی که ازش حرف میزدن که در صورت شیش ماه موندن توی گودال می‌دادن چی بود؟۲-چرا اجازه میدادن که افراد با خودشون وسیله‌ای ببرن داخل؟۳-مرد سیاهپوست در آخر چطوری مرد؟۴-آیا اون دختربچه توی گودال به دنیا اومده بود؟۵-چطور زنی که اونجا کار می‌کرد از تعداد دقیق طبقات خبر نداشت؟۶-جریان مصاحبه چی بود؟۷-گودال دقیقا چی بود؟آیا زندان بود؟ اگر کسی نظری داره خوشحال میشم بخونم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
مرتضی خبازی
۶ دقیقه پیش
مدرک همون انسانیتی بود که آن دوتا انجام دادند. یعنی تمام سختی هارابه دوش کشید. تابتواند همه رایکسان مدیریت کند. چه بیمار. چه سرزنده. چه کودک
مرتضی خبازی
۶ دقیقه پیش
2.اون وسیله. دراصل تمام افکار. وهویت فردرانشان میداد. یعنی بااون کارمتوجه شخصیت شناسی فرد میشدند
مرتضی خبازی
۲۵ روز پیش
سلام. این فیلمدرست نشانگر،بیانگر، نمایانگر، رفتارمسئولین جمهوری اسلامی ایران، دربرخورد، رفتار، کردار، بامردم هستش، همانندوام کرونا، وبرداشت از یارانه مردمی، یاهزاران گفته ای که همه میدانند. درکل زیباترین فیلمی که در کل طول 33سال عمرم دیدم، پلتفرم بود. زیرازیبایی ومفهوم فیلم، به دلقک بازی، اکشن بودن، یا... نیست! بلکه به فهم وپیغام حاوی در فیلم هستش. پلتفرم حاوی پیغام. بشردوستانه بود که ای مردم بابه فکربودن ومهربانی مردن باهم میتوتن بهترین دنیاوزندگی راداشت. ولذت برد.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
M Z
۱۷ روز پیش
نظری که در ذهنم آمد شاید هم درست نباشد اینه که اگه تمامیه مردم جهان مردم هایی که نه به فکر بد شدن هستند نه به فکر الوهیت مردمانی که زندگی عادی و میانحاله دارند (مسلما غیر از سیاستمدار ها و روحانیون ) این فیلم رو نگاه کنند شاید قضیه براشون روشن بشه و تغییری در وضع این سیاره ایجاد بشه
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس از همراهی شما
Raha M
۱۶ روز پیش
سلام، ممنون از نقد خوبتون، چیزی که به نظر من میاد اینه که حتی اگر مقدار غذا بسیار با قناعت بین طبقات تقسیم میشد باز به طبقات پایین نمی رسید همانطور که با وجود اهتمام آن دو نفر به تقسیم عادلانه، از خیلی از طبقات پایین میرفتند در حالی که هیچ چیزی باقی نمانده بود بنابراین اینکه فکر کنیم اگر افراد هوای یکدیگر را داشته باشند به همه غذا میرسد غیرمنطقی است، به نظر در هر صورت عده ای به هر حال سقوط می کنند( طبق همون تقسیم بندی اول اول فیلم که در مورد آدما گفته میشه) چون به هیچ وجه غذایی برای آنها باقی نمیمونه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رامتین سراج پور
۶ دقیقه پیش
سپاس از همراهی شما