ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
4
رضا ظفری
۱۷ روز پیش - ۷ دقیقه مطالعه
منبعسایت جامعه سینما

مشکلات تلوزیون ترکیه و بی سوادی رسانه ای در ایران.

اگر از من بپرسید هدف والای منتقدین چیست به شما میگویم فعال کردن ذهن مخاطبان منفعل نسبت به رسانه ها...

           (به نام خداوند جان آفرین) 


زمانی مردم جهان پیام ها و دانسته های خود را با استفاده از قلم و کاغذی که آن نیز کمیاب بود به دست دیگر انسان ها منتقل میکردند. بعد ها کتاب و روزنامه، گرامافون و رادیو، و سپس سینما و تلویزیون به میدان رسانه آمدند. رسانه هایی که هر چه پیشرفت میکردند تاثیر گذاری بیشتری بر مردم داشتند. تاثیرات مثبت بر انسان های سائر و متفکر و دارای سواد، تاثیرات منفی بر انسان های واقف و تقلید گرا و بدون سواد رسانه ای. در این جبهه ی پر تضاد و پر پارادوکس جوامعی رشد کرده و فرزندان خود را رشد دادند که فرهنگی نو در محدوده ی خود بسازند...

زمانی دغدغه مردم درس و مدرسه شان بود، اکنون تلفن و گوشیشان است. (البته این به منظور مدرسه در گوشی نیست و صرفاً به زمان قبل از شیوع هم مرتبط میشود) این عامل خطر ناک یا تهدید کننده نیست. چنانچه بزرگانی در این رابطه گفتند به سود ما نیز تمام میشود. در صورتی که خودمان این را بخواهیم که متاسفانه امروزه هیچ کس این را نمیخواهد.این عامل دلایل و چاره های فراوان دارد اما اینکه چرا امروزه بشر سواد رسانه ای ندارد سوال اصلی ماست؟؟؟

صنعت غول پیکر و عظیم رسانه همان طور که از نامش پیداست قصد رساندن پیامی از تولید کنندگان به مصرف کنندگان را دارد. اگر در گذشته ی معاصر رسانه سرگرمی تلقی میشد_که اینگونه نیست _امروزه این جمله کوچکترین صحتی ندارد. ما نمیگوییم رسانه بد است. رسانه عالیست اما به شرطش. نه افراط و تفریط در معرفی یا نقد رسانه خوب است نه عدم توجه به آن. برنامه یا کتابی که در آن فقط از ضرر و زیان های مختلف بازی رایانه ای گفته میشود ارزش خواندن ندارد. تلویزیونی که در آن فقط ناسیونالیسمی دروغین نهفته است ارزش تماشا ندارد و مردمی که فقط از رسانه بدی میگویند ارزش زندگی با رسانه را ندارند. امروزه زندگی بدون رسانه چون پرواز بدون بال است. چیزیست که به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. خب، یک سوال پیش می آید. چگونه در جریان جامعه امروز فرزندانی تربیت کنیم که بدون محدودیت های بی فایده از زیان رسانه آگاه باشند و سمت آنها نروند.؟پاسخ این است: ما در قرن بیست و یکم هستیم. امروزه جهالت بدترین درد بشر است. اگر چه در گذشته نیز اینگونه بود اما آنموقع جهالت یک شخص فوق فوقش دوستان و نزدیکانش را در بر میگرفت اما امروزه با این وضع رسانه ها یک جاهل میتواند مغز میلیون ها عاقل را سموم کند. جهل انسانی در گذشته بر سر باور ها و اعمال انسان و امروزه بر سر افکار و اندیشه های انسان است.پیامبر(ص)در روایت معروفی از خود میگوید:من میان دو جاهلیت مبعوث میشوم..

نادانی قبل از پیغمبر که برای اعراب جاهلی بود اما به نظر شما نادانی پس از آن برای کیست.؟ اگر بگوییم انسان امروزه از اعراب جاهلی پست تر است دروغ نگفتیم. همه چیز انسان دست خود است. دو نعمت الهی انسان 1عقل و 2اختیار اند. این یعنی اینکه هیچ کس به جز انسان در تعیین سرنوشت خود نقش ندارد. آری کمی فکر کنید ببینید اعراب قبل از پیامبر فرزندان دختر خود را زنده به گور میکردند اما امروزه در هر قوم و نژادی بر سر بچه های ناخواسته چه می آید. جنین های روح داری که زنده زنده چه دختر و چه پسر سقط میشوند، به خواست والدین.ببینید کدام جهالت بیشتر از دیگریست...

نکته ای مهم را آویزه ی گوشتان کنید. وقتی نظام جامعه ای ماتریالیسم و ماده گرا شد. وقتی نظام جامعه ای سرمایه داری شد و وقتی همه چیز حتی دین بر مبنای پول سنجیده شد، یعنی جهل عربستان در تمام جوامع انسانی گسترش یافته و به نوعی جهانی شده. اما نه به زور بلکه با نقاب دروغین سعادت تمام اعضایش. اگر به زور باشد که اسلام تکویری و داعش تا امروز باید جهانی میشد. جمله ی زیبایی میگوید عقل نادان در زور او و عقل دانا در فکر اوست.

فرزندان ما در چنین جامعه ای زیست میکنند. این درد بزرگیست که انسان از انجام کاری عاجز باشد. شعار های تو خالی و دروغین را فراموش کنید، جامعه امروز ما طاعون زده است. طاعون فسادی اخلاقی که عوامل مختلفی دارد. حتما خیال میکنید که یکی از آن عوامل رسانه است اما اینگونه نیست. یکی از آن عوامل نبودن سواد رسانه ای است نه رسانه. رسانه چون چاقو عمل میکند. خواهی ضربه میزند. خواهی میوه پوست میکند. رسانه یک پشتیبان است.

نظام خانواده نقش اساسی و سنگینی در رشد افراد دارد. هر منشی به نوع تربیت در خانواده برمیگردد. البته با احتساب این نکته که برخی تربیت های نادرست والدین که به نظر خودشان مناسب است موجب خراب شدن کار میشود. این یعنی ریشه وجود هر شخصی اول به خانواده و سپس به گروه های اجتماعی بزرگتر چون مدرسه، همسالان و... بر میگردد. عقلی که کار میکند میداند برای از بین بردن یک درخت بدون خرج اضافی باید قبل از اینکه ریشه هایش استحکام یافته و رشد کنند، آن را از ریشه به فنا دهد. این استدلال امروزه در جامعه ما یعنی ایران به کار گرفته میشود. یکی از اصلی ترین عوامل و ابزار هایش نیز ماهواره است. تمام افراد این نکته را که ماهواره ضرر ندارد قبول دارند. بله، ماهواره شبکه ها و برنامه هایی دارد که در تلوزیون ملی ایران اصلا وجود نداشته و ندارند. اما مردمی که نمیتوانند در برابر همه شبکه های ماهواره مقاومت کنند جامعه هدف ما هستند. و الّا افرادی که راه استفاده درست از ماهواره را بلدند واقعا از سواد بالایی برخوردارند.

اگر کمی در قضیه دقیق شویم میتوانیم ببینیم که یکی از دلیل های استفاده و خرید نجومی ماهواره کم کاری و ضعف تلوزیون ملی است. از وقتی که تلوزیون، رسانه اصلی که در هر خانواده ای وجود دارد برنامه های کاربردی و حد اقل سرگرم کننده پخش نکرد خرید ماهواره ها شدت گرفت. بسیاری از خانواده های ایران زندگی رو به روال یا راحتی دارند اما آن کارگری که صبح تا شب برای یک قرون دو هزار کار میکند باید وقتی از سر کار به خانه برگشت حد اقل سرگرمی و برنامه ی خوبی از تلوزیون برایش فراهم باشد تا درد و مشغله‌ی زندگی را برای ساعاتی از یاد ببرد. این است که اگر توانشان برسد سرگرمی خود را از راهی فراهم میکنند. از نظر برخی از آنها چه راهی بهتر از خرید تلوزیونی با شبکه های نامحدود...

پس ماهواره ها به خانه های جمع کثیری از مردم راه یافتند. این فرصتی برای صهیونیسم  شد تا زهر خود را بریزد. خیال میکنید صهیونیسم آن احمق های تکویری هستند که با گروه های تروریستی مختلف به کشتار میپردازند و همه هم از حال و احوالشان با خبریم. نه اینطور نیست. این ها فقط نقابشان است. سلطان بخش عظیمی از رسانه های جهان یهودی و صهیونیسم اند. یکی از بخش های آنها تلوزیون عمومی ترکیه است.

به نظر شما چرا ناگهان این همه سریال ترکیه ای که ماشالله همه هم با یک محوریت ساخته میشوند زیاد شدند.؟ آیا سفارش دهندگان این سریال ها دوست ما بودند یا دلشان برای حال ما میسوخت. یا اینکه عاشق چشم و ابروی جامعه ای که خود به خود رحم ندارد شده... این باور تاسف بار که سریال های ترکی برای سرگرمی فرستاده شده و هدفی ندارد و از این حرف های تکراری دیگر قدیمی است و از دور خارج شده. هر چند دیر این را فهمیدیم ولی حداقل فهمیدیم. دیگر استمرار را همه ی تان درک میکنید. چرا برخی افراد طرفدار سینمای هند اند؟ چون تمام یا بهتر است بگوییم اکثر فیلمهایش یک موضوع و یک ژانر دارد. مردی قدرتمند که در طول فیلم با حرکات هندی وارش دشمنان خود را شکست داده و این وسط یک دختر هم وجود دارد. این یعنی استمرار. تکرار زیاد یک عامل نشان از هدفدار بودن آن عامل است. چیزی که در سریال های ترکی به شدت قابل لمس است. ترکیه مسیحی دارد، یهودی و... دارد اما چون ایران که مذاهب مختلف در آن است اما محوریت را اسلام قرار میدهد، ترکیه یک کشور اسلامیست. ای خدا، چه اسلامی؟! اسلام عمل گرای ایران یا اسلام پراگماتیسم ترکیه. اسلام حقیقی را گاهی اوقات باید از کشور های غیر اسلامی بیاموزیم.

معاویه در زمان خود نیز چنین اسلامی داشت. برایش اهمیت نداشت که در جامعه اش چه کس خدا را قبول دارد، چه کس کار خیر انجام میدهد. چه کس دزدی میکند یا چه کسی اصلا مسلمان است!! او برایش قدرت دنیوی مهم بود که به آن رسید. به دَرَک که مردم نماز میخوانند یا نه. به جهنم که مردم چه میکنند. اسلام آزادی خواهی بیش از حد عقیده ی معاویه بود. چیزی مثال اسلام ترکیه که مورد قبول صهیونیسم ضد اسلام است. اسلام عربستان هم که برده آن. این طرف کدام اسلام بد شد؟ اسلام حقیقی یا حد اقل ظاهرا حقیقی در کشور های اکثرا فقیر مسلمان نشین. حال چنین اسلامی بخواهد در خانه ها و در اذهان شما دخول کند برایش چون آب خوردن است. اصلا ویژگی رسانه تاثیر گذاری آن است.


اشکال تلوزیون ترکیه کجاست؟


تلوزیون ترکیه که مخاطب هدفش به نحوی ما هستیم اکثرا به سفارش انسان هایی کار میکند. انسان هایی که هدفشان کاهش جمعیت جهان تا زیر نیم میلیارد نفر است و از هیچ کاری دریغ نمیکنند تا به هدفشان برسند. از ویروس و جنگ گرفته تا موسیقی و فیلم و... از تغییر باور ها و ارزش ها گرفته تا تبدیل جامعه هدف به مدینه فاسقه. جایی که ارزش های کلانش حق اما رفتار ها و هنجار هایش ناحق اند. ما هم میدانیم کم فروشی گناه سنگینیست اما چون طمع داریم کم میفروشیم. ما هم میدانیم حق خوردن نابخشودنیست اما حق میخوریم. کار تلوزیون ترکیه استمرار و تکرار یک تلقین مستقیم یا غیرمستقیم به ذهن بیننده است. روح انسانی که مدام سریال هایی با موضوع خیانت ببیند خیانتکار میشود. جسم انسان وقتی سریال هایی با موضوع هوسرانی ببیند، هوسران میشود. ترکیه با کاشت بذر های متفاوتی از رذائل اخلاقی در ذهن مخاطب، سعی بر فروپاشی باور های شخص یا خانواده دارد...

عادی سازی روابط میان دختر و پسر قبل از ازدواج و خیانت.. عادی سازی روابط اجتماعی غلط از جمله رابطه زن شوهر دار و بچه دار با مردان دیگر.. عادی جلوه دادن همراهی انسان متاهل با جنس مخالف بدونِ  اطلاع یا حتی با اطلاع همسرش.. خیانت آشکارا و پنهان.. تجمل گرایی غلط و با پیام.. اسلام پراگماتیسم و دو رو.. فرهنگ پارادوکسیکال و ابتذال ظاهری و باطنی همه و همه از پیام های این سریال ها اند که باید صد افرین گفت به سازندگانش. زیرا به هدف خود رسیدند. چیز هایی را میگویم که به چشم خود و به صورت عینی دیدم. شاهد دسته اول این ماجرا های وحشتناک در خانواده هایی بودم که بچه 7 ساله داشتند. بچه به دنیا نیامده داشتند. بچه دانشگاهی و نوجوان داشتند. حیف که دیر فهمیدیم...

خانواده چه از نظر دینی چه از نظر اجتماعی خاستگاه وجود انسان است و به همین دلیل تاکید فراوان بر اساس و استحکام آن شده. این استحکامات باید خیلی ضعیف تر از این حرف ها باشند که با یک سریال دراماتیک تحت تاثیر قرار بگیرند. به خود بیایید و بفهمید که تلوزیون ترکیه از قصد دارد قسمت های خود را جذاب و پر پیچ و خم و با داستان پردازی های فوق العاده میسازد. جذاب ترین لذت های زود گذر خطرناک ترین آنهایند. شاید کسی هنگام دیدن فیلم ترکی نفهمد دارد چه بلایی بر سرش می آید اما اگر بداند و هیچ نکند وای به حالش. در این که سریال های تلویزیونی ایران به جذابیت ترکیه ای ها نمیرسد شکی نیست اما اگر این باور را که همه ی مخاطبان رسانه باید فعال باشند نه منفعل و تقلید گرا در تمام انسان ها یا دست کم اکثریتشان به وجود نیاید ما منتقدان و سینما گران به هدف خود دست نیافتیم. اما حد اقل وجدانمان راحت است زیرا تا حد توان تلاش خود را در کاشت بذر این باور در قلب پاک انسان ها کردیم.از این به بعدش دست اراده خود شماست...

فلک در پیش من بازیچه ای تو

به پیشم تکه ای از شیشه ای تو

به دستم چکشی سفت از اراده

به رویت گر زنم صد تکه ای تو