ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم گرگ وال استریت, The Wolf of Wall Street, گرگ واقعی «وال‌استریت» - نقدی بر فیلم گرگ وال استریت

نیما توسلی
۶ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعشرق

از یک‌سو «گرگ وال‌استریت»، داستان مردی واقعی است که هم‌اکنون به تجارت و برگزاری سمینار می‌پردازد و از سوی دیگر فیلمی کمدی‌گونه است که به تلخی بخشی از نابودی انسان معاصر را به تصویر می‌کشد

نامزدی فیلم «گرگ وال‌استریت» در جشنواره‌های متعددی از جمله گلدن‌گلوب و اسکار و موفقیت این فیلم در زمینه کارگردانی و بازیگری در این جشنواره‌ها با بازخوردهای متفاوتی روبه‌رو بود از یک‌سو «گرگ وال‌استریت»، داستان مردی واقعی است که هم‌اکنون به تجارت و برگزاری سمینار می‌پردازد و از سوی دیگر فیلمی کمدی‌گونه است که به تلخی بخشی از نابودی انسان معاصر را به تصویر می‌کشد؛ روایت پرفحش و بی‌پروا از شهوت ثروت و جنسیت. در اینجا قصد، صرفا پرداختن به شخصیت و بخشی از زندگی گرگ این داستان است. 200میلیون‌دلار سر سرمایه‌گذاران کلاه گذاشت و 36ماه زندانی شد؛ جوردن بلفورت، تاجر 51ساله یهودی‌الاصلی که مارتین اسکورسیزی ماجرای او را بر پرده نقره‌ای سینما به تصویر کشید، در تاریخ بازرگانان معاصر چندان به بدنامی معروف نیست، همین اواخر یک نفر دیگر 65میلیارددلار کلاهبرداری کرد و نه لزوما این کلاهبردار که شاید گرگ واقعی وال‌استریت کلاهبردار در حال ظهور دیگری باشد. بلفورت معتقد است این پول‌ها در وال‌استریت حلال است. اما زندگی واقعی بلفورت چگونه بوده؟ اهل «برانکس» است؛ منطقه‌ای که سینما به آن علاقه دارد. او در دهه1990 با درآمد هفته‌ای 600هزارپوند در هفته به مرد 60میلیون‌پوندی معروف بود. «جوردن بلفورت کسی است که 60میلیون‌پوند می‌ارزد.» این تمام معروفیت او در آن سال‌ها بود. دارایی‌های شاخص او را مجموعه املاک گسترده‌ای در منطقه همپتون آمریکا، ناوگانی از ماشین‌های سوپرمدرن و یک قایق بادبانی 167فوتی که زمانی متعلق به «کوکو شنل» طراح مد معروف فرانسوی بود، تشکیل می‌داد. قایق او البته در مدیترانه غرق شد. همسر او یک سوپرمدل انگلیسی بود و خودش نیز به الکل و مواد معتاد بود. آنچه در «گرگ وال‌استریت» از چهره بلفورت به تصویر کشیده می‌شود، یک مرد سخاوتمند، با اعتیاد بالا و به‌طور عجیب‌و‌غریب غیرقانونی‌ای است که لئوناردو دی‌کاپریو هنرمندانه ارایه‌اش می‌کند؛ خودش اما معتقد است که آنقدرها درگیر این زرق‌وبرق‌ها نبوده است. در سال 2004 او را به‌شدت سرزنش می‌کردند که چرا 200میلیون‌دلار از درآمدش را با کلاهبرداری از مشتریانش به جیب زده، اما خودش می‌گوید: «ما اشتباهات گذشته‌مان نیستیم، بلکه در واقع ما ظرفیت‌ها و امکاناتی هستیم که از گذشته جمع کرده‌ایم. درست است که من آدم بدی بوده‌ام اما وقتی شروع کردم که اینطور نبودم. گاه آدم نسبت به اقداماتی که انجام می‌دهد، بی‌تفاوت و بی‌حس می‌شود و این موضوع در وال‌استریت خیلی ساده می‌تواند اتفاق بیفتد. نباید به آنچه دیگران راجع‌به من فکر می‌کنند توجه کنم. من می‌دانم که آدم خوبی هستم.» با این حال، بلفورت برای سال‌ها کارش این بود که صبح‌ها که پا می‌شود پیش خودش فکر کند خب امروز چه کلکی باید سوار کنم! او یک برنامه مدون برای به‌جیب‌زدن پول مشتریانش داشت. امروز، او دیگر نه آن قایق رویایی را دارد، نه آن ماشین‌ها را و زنش هم ترکش کرده و مالک ثروتمند چندسال پیش، امروز با سه‌فرزندش در یک خانه معمولی سه‌خوابه در منطقه‌ای نه‌چندان ‌گران از حومه شهر لس‌آنجلس زندگی می‌کند. هنوز تاجر موفقی است. بعد از آزادی از زندان، کارش این است که به حاضران در سمینارهایش از نظریه‌ای با عنوان «خط راست» بگوید در عین حال که یک فن بازاریابی و فروش است، اما خودش معتقد است سال‌ها با این روش، مشتریانش را وامی‌داشته تا در شرکت‌های به‌دردنخور سرمایه‌گذاری کنند؛ روشی که با آن 30هزاردلار در ساعت درآمد کسب می‌کرده و دادگاه معتقد بود هزاران قربانی از کارهای او به‌جا مانده و از همین‌رو هم نصف دارایی‌های او را پس گرفت. با همه اینها او خوش‌شانس بود که توانست شواهدی فراهم کند تا 20 یا 30 سال زندانی نشود. اسکورسیزی در این فیلم دوخاطره مهم بلفورت را به یادش می‌آورد - اینکه او چه کرده و اینکه چگونه به گرگ وال‌استریت تبدیل شده - و برای همین هم دومیلیون‌دلار از فروش فیلم به بلفورت می‌رسد؛ کمدی سیاهی که برای بیان تصویری گنهکاری‌های بلفورت، ناگزیر به استفاده از الفاظ رکیک در جای‌جای فیلم شده و رکورد استفاده از چنین واژه‌هایی را در تاریخ سینما شکسته است. حالا جوردن بلفورت دیگر صرفا برای تجارتش یا برای فریبکاری‌هایش در وال‌استریت معروف نیست، نقش او را یکی از بهترین بازیگران معاصر دنیا بازی کرده؛ نقشی که جایزه گلدن‌گلوب را از آن خود کرد و چهره و شخصیت او را سینما به تمام دنیا معرفی کرده است. با این حال هرچه باشد این فیلم به زندگی شخصی بلفورت - البته با اجازه او – هتک‌حرمت می‌کند و شخصیت او را برای سال‌های متمادی با سه‌واژه معرفی می‌کند: ثروت ناشی از کلاهبرداری، شهوت، اعتیاد. اما او خودش ناراحت که نیست هیچ در وبلاگ شخصی‌اش نوشته: «بروید به سینما و ببینید دی‌کاپریو چگونه نقشی که من را بازی کرده و در عین حال یادتان باشد که به چه آدمی تبدیل شده‌ام.» بلفورت از کارهایی که کرده خیلی هم احساس شرمساری نمی‌کند، چرا که معتقد است با افراد فقیر تجارت نمی‌کرده بلکه معامله او با افراد ثروتمند بوده و کلاهبرداری‌های او کسی را فقیر نکرده و با وجود آنکه مجبور شده در دادگاه از کارهای خود ابراز پشیمانی کند، اما در اظهارنظری تنها پنج‌درصد از کارهایش را جرم خوانده است. با این وجود، اف‌بی‌آی از سال 1992 او را تحت‌نظر داشته است. نه‌تنها طرفداران سینمای اسکورسیزی یا منتقدان سینما به‌طورکلی که اف‌بی‌آی و دادگاه قضایی آمریکا نیز به فیلم «گرگ وال‌استریت» نگاهی باتردید دارند. از نظر مراجع قانونی، این فیلم ماجرای تحت‌تعقیب قرارداشتن بلفورت را به تصویر نکشیده و در عوض ظهور و سقوط او را نشان می‌دهد و این ترس وجود دارد که افراد مشابه بلفورت کماکان خود را در برابر جامعه غیرمسوول بدانند و به کارهای خود ادامه دهند. «گرگ وال‌استریت» بر پرده سینما، اولین تجلی‌بخشی از زندگی بلفورت و ماجرای اقدامات او نیست. هنگامی که او دوره 22ماهه زندان خود را در کمپ زندان فدرال در کالیفرنیا سپری می‌کرد، تامی چانگ کمدین و نویسنده کانادایی که در حال تهیه یک کتاب بود، با شنیدن ماجرای دادگاه بلفورت به موضوع داستان او علاقه‌مند شد. او که مدتی پیش‌تر خود در همین زندان دوره 9ماهه تنبیه خود را می‌گذراند و مدتی کوتاه با بلفورت هم‌سلولی بود پس از رهایی از زندان از بلفورت خواست تا در زندان خاطرات خود را بنویسد و به این ترتیب بود که یک سال پیش از اکران فیلم گرگ وال‌استریت، کتاب سرگذشت جوردن بلفورت در قبال ارایه یک‌میلیون‌دلار پیش‌پرداخت به او، چاپ شد. بلفورت یکی از بی‌شمار کلاهبرداران بالقوه پول‌سازی است که حتی با بودن در زندان توانسته بر دارایی‌های خود بیفزاید.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

وحید ملک زاده
یک ماه پیش
از اشغال ترین فیلم های اسکورسیزی است
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
رضا ظفری
۲۰ دقیقه پیش
👃
وحید ملک زاده
یک ماه پیش
منظور؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: